سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده و رمز عبور خود را فراموش کرده اید از طریق ايــن ليـــنک آنرا بازیابی کنید.

بزرگان معماری ایران : حسین لرزاده

پاسخ یاب یافتن سریع پاسخ ها ویژه آزمون نظام مهندسی

برای مشاهده راهنمای استفاده از امکانات سایت و روش ایجاد تاپیک جدید اینجا کلیک کنید.

برای ارتقا عنوان کاربری خود به کاربر ویژه و دسترسی به بخش ویژه VIP اینجا کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: بزرگان معماری ایران : حسین لرزاده

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    دی -۱۳۹۳
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معماری
    محل سکونت
    بوکـــان
    رشته تحصيلي
    معماری
    نوشته ها
    661
    پسندیده
    701
    مورد پسند: 995 بار در 499 پست
    میزان امتیاز
    1370

    بزرگان معماری ایران : حسین لرزاده

    درباره استاد حسین لرزاده، معمار
    راویان خاموش آخرین نسل
    هم نسلان من، اگر استاد حسین لرزاده را در مراسم بزرگداشت اش در دانشکده هنرهاى زیبا ندیده باشند یا از قضاى اتفاق نگاهشان به ویژه نامه فصلنامه هنرهاى زیبا درباره استاد لرزاده۱ نیفتاده باشد، یحتمل تا تاریخ ۲۴ شهریور ،۸۳ روز فوت استاد، با نام لرزاده ناآشنا بوده اند.
    لرزاده به نسلى تعلق دارد که آخرین حلقه از سلسله معماران سنتى ایران است؛ سلسله اى که آثارى به قدمت معبد چغازنبیل و تخت جمشید را در کارنامه خود دارد، بعدها مسجدجامع فهرج و مسجد تاریخانه دامغان را به یادگار مى گذارد، در دوره هاى بعد مسجد کبود تبریز را مى سازد و در دوران بالندگى و شکوهمندى خود، مجموعه میدان نقش جهان و بناهاى آن را به این آب و خاک هدیه مى کند و بار تجارب سنگین این سلسله برشانه هاى آخرین نسل سنگینى مى کند. نسل لرزاده، نسل معماران سنتى اوایل قرن، آخرین حلقه از این سلسله چند هزار ساله است. همزمان با جوانى و میانسالى این آخرین نسل است که اولین گروه هاى معماران تحصیل کرده اروپا همچون مهندس محسن فروغى و مهندس طاهرزاده بهزاد به همراه پژوهشگرانى مانند «آندره گدار»، «ماکسیم سیرو» و «روناد دوبرول» به ایران مى آیند و آموزش آکادمیک معمارى را در ایران بنیان مى گذارند. روز بیستم مهر ماه سال ،۱۳۱۹ با نطق آندره گدار فرانسوى دانشکده هنرهاى زیبا به ریاست او افتتاح مى شود و این دانشکده در عمل، سبک و سیاق دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) را سرمشق خود قرار مى دهد.
    سلسله معماران سنتى ایران به تدریج با رشد آموزش آکادمیک معمارى، سرنوشت غم انگیزى پیدا مى کند. این آخرین نسل که در عمق سنت و تاریخ زندگى مى کند و به آن وفادار مى ماند، در دوران بالندگى خود هنوز گرفتار امواج دنیاى مدرن نشده است؛ چرا که در خاطره اش چیزى به بلنداى رنگ و آهنگ معمارى سنتى ایران حضور ندارد.
    به گمانم این تراژدى نسلى از یاد رفته است که در زندگى و مرگ افرادى چون لرزاده متجلى مى شود که در نهایت صداقت و ساده دلى کنج خلوتى برمى گزینند و نزدیک به یک قرن در عمق سنت و تاریخ زندگى مى کنند.
    دانشکده هنرهاى زیبا، اگرچه الگویى کاملاً متفاوت با شیوه هاى آموزشى معماران سنتى را در پیش مى گیرد و شیوه آموزشى استاد و شاگردى به کلى فراموش مى شود،۲ اما بانیانى دارد که هنوز تجارب سنگین تاریخ معمارى برشانه هایشان سنگینى مى کند؛ گویى بار امانتى هست که نمى توان _ و نباید- آن را یکسره بر زمین گذاشت. امثال آندره گدار و ماکسیم سیرو نیز مستشرقینى هستند که اولى، علاوه بر ریاست دانشکده هنرهاى زیبا ریاست باستان شناسى ایران را نیز عهده دار است و از دومى نیز آثارى به جا مانده که هنوز به عنوان مرجعى براى معمارى ایران شناخته مى شود. ناگزیر در میان اولین فارغ التحصیلان دانشکده هنرهاى زیبا افرادى وجود دارند که اگر چه دست پرورده سیستم بوزارى دانشکده هنرهاى زیبا هستند، اما در آثارشان دغدغه سنت، تاریخ و فرهنگ ایرانى مشهود است. مى شود به آثار مهندس هوشنگ سیحون (آرامگاه نادر، آرامگاه خیام، آرامگاه بوعلى سینا و…) اشاره کرد. بعدها نسلى پدید مى آید که آثار شاخصى همچون موزه هنرهاى معاصر تهران (کامران دیبا)، برج آزادى (حسین امانت)، دانشکده مدیریت (نادر اردلان) و… را در کارنامه خود دارد. این آثار معمارى هم به رغم استفاده از تکنولوژى دنیاى متجدد، آثارى ایرانى هستند و سهمى از معمارى تاریخى ایران را براى خود محفوظ داشته اند.
    قصه اما این گونه نمى ماند. نسل معمار و معلم میانسال این روزها، راهى را نشان کسى نمى دهد. «عدم تعین» و «عدم قطعیت»۳ ویژگى اصلى آموزش معمارى روزگار ما است و بسیارى از معلمان معمارى ما صادقانه معترفند که «من فرم یا سمبل خاصى پیدا نکردم که با قرار دادن آن در پروژه، کار با آن ایرانى شود.»۴
    در این میان، نسل من مى ماند که قرار است سرنوشت آینده معمارى ایران را رقم بزند. نسلى که اگر آن صداى ناآرام درون را به بهانه اى رام نکرده باشد، قاعدتاً نسل پر مسئولیتى است. هم بار امانتى که در نسل حسین لرزاده و محمد کریم پیرنیا ماند بر شانه هایش سنگینى مى کند- باید سنگینى کند- هم دست پرورده آکادمى هاى الگوبردارى شده از غرب است، هم در معرض تصاویر رمانتیک ژورنال هاى داخلى و خارجى و رسانه هاى عصر ارتباطات، هم پادشاه ممالک رایانه و دیجیتال و هم فرزند دنیاى در حال تحول. نسلى که بار سنگینى را باید به دوش بکشد و البته، این قصه سردراز دارد.
    در پایان: تصویر آخرین روزهاى زندگى استاد لرزاده روى صفحه تلویزیون را به خاطر مى آورم. حافظه اى که از دست رفته است و پیرمردى که دیگر چیزى را به خاطر نمى آورد. مصاحبه گر سعى مى کند قصه اى را از اولین سال هاى قرن به یاد استاد بیاورد. روزگارى که آندره گدار فرانسوى در حال بنا کردن طرحى شبیه اهرام مصر بر روى آرامگاه پیر پارسى گوى فردوسى بود. ذکاء الملک فروغى نخست وزیر وقت از این طرح مصرى به شگفت مى آید و بالاخره چیزى- لابد از جنس تعصب- در درون مسئولان دوران به جوش مى آید و آن طرح ناهمساز و ناهمخوان پذیرفته نمى شود و در نهایت لرزاده ایرانى به عنوان جایگزین گدار فرانسوى انتخاب مى شود و آن حجم سنگى مکعب شکل را بر روى بنایى که دیگر قسمت هاى آن اجرا شده بود، مى سازد.۵
    اما حافظه استاد یارى نمى کند و جز حرف هایى پراکنده و نامفهوم چیزى فهمیده نمى شود.
    به گمانم این از دست رفتگى حافظه، بیانى نمادین از کم حافظگى تاریخى ما است که ناگزیر دچار عارضه فراموشى مى شویم و لابد چاره اى هم نیست و اگر هم باشد، فاصله بعیدى هست.
    پى نوشت ها:
    ۱- شماره ۶ مجله هنرهاى زیبا، یادمان استاد حسین لرزاده، تابستان ۱۳۷۸
    ۲- آموزش سنتى معمارى، جارى شدن مهارت ها و اصول پایدار معمارى سنتى است از عمل استاد در نظر شاگرد. رجوع کنید به مجله هنرهاى زیبا، شماره ،۱۲ مقاله حرفى از جنس زمان، دکتر عیسى حجت
    ۳- همان
    ۴- رجوع کنید به فصلنامه معمار شماره ،۲۷ صفحه ۳۰ متن سخنرانى دکتر على اکبر صارمى در خانه هنرمندان ایران
    ۵- رجوع کنید به شماره ۶ مجله هنرهاى زیبا، صفحه ۳۱


    معمار حسین لرزاده یکى از آخرین بازماندگان معماران تجربى در ایران بود که به تجربه بسنده نکرد و داشته ها و آموخته هاى خود را علمى و مکتوب کرد. در دوران قدیم معمار عنوان کسى بود که هم بتواند شالوده ساختمان را بنا کند و هم تسلط کافى به کلیه هنرهاى تزئینى ایرانى، جهت پوشش نهایى بنا یا نازک کارى آن داشته باشد. به قول خود معمار لرزاده «هنر معمار، هنر تزئینات است». او معمارى ایرانى را به چهار اصل به نام اصول اربعه تقسیم کرد که عبارتند از رسمى سازى، گره سازى، یزدى بندى و مقرنس. در بناهاى دوره قاجاریه و پیش از آن بعد از اتمام سفت کارى ساختمان معماران قابل بودند که گوشه هاى متعدد بنا را تزئین مى کردند و قابلیت معماران در خلق تصاویر زیبا و پرکار در این مرحله مشخص مى شد. این امر در دوره رنسانس در اروپا نیز مصداق دارد، پیکرتراشان و مجسمه سازانى همچون میکل آنژ به تزئین نهایى بنا مى پرداختند و تزئین نهایى آنان بود که بیشترین تاثیر را بر بیننده مى گذاشت. در دوران گذشته در ایران هم نقاط عطف یک بنا به برکت معماران توانایى چون لرزاده تزئین مى یافت. در دوران رضا شاه به واسطه تحولات ساختمانى در ایران و همچنین ورود معماران خارجى و یا معماران ایرانى تحصیلکرده خارج ارج و قرب معماران تجربى کاهش یافت و از امکانات آنها کمتر استفاده شد. اما لرزاده توانایى و شایستگى خود را در انطباق با طرح یک معمار تحصیلکرده به نمایش گذاشت. او در بیمارستان شاهرضا و مقبره فردوسى به عنوان معمار ساختمان جایگاهى در کنار مهندس معمار پیدا کرد. شایستگى ها و تسلط لرزاده قبلاً در سردر بانک ایران و انگلیس و سردر مدرسه دارالفنون ثابت شده بود. لرزاده علاوه بر اصول اربعه خود به تزئینات معمارى باستانى ایران و معمارى قرن نوزدهم اروپا نیز تسلط یافت و استادکاران را در این زمینه هدایت مى کرد. او به مقابله با معمارى مسلط بر جامعه در بناهاى عمومى نپرداخت بلکه سعى کرد تزئینات معمارى در ایران را در بناهایى که با هندسه کلاسیک طرح و اجرا مى شدند بگنجاند و در این راه موفقیت یافت و کم کم کلیه کاخ هاى سلطنتى و مساجد و بناهاى مذهبى و تعدادى از بناهاى عمومى از هنر او بهره مند گشتند. معمار لرزاده حتى به این هم بسنده نکرد، نقشه ها و پلان هاى ساختمان هاى مسکونى را از معماران مدرن آموخت و تجربه کرد و تعداد زیادى بناى مسکونى براى مردم با نقشه هاى غیرایرانى یا به قول خودش به سبک غربى ساخت. پس از اینکه انجمن آثار ملى به حفظ و اشاعه فرهنگ دوره باستانى و دوره اسلامى ایران پرداخت بازسازى و مرمت آثار گذشته از اهمیت بسزایى برخوردار گشت. وجود معمارانى همچون لرزاده که به رموز و تزئینات معمارى سنتى تسلطى علمى داشت ارزش زیادى پیدا کرد و از او در مرمت و بازسازى این بناها به میزان زیادى استفاده شد.
    تسلط لرزاده بر امور نقشه و طرح و تزئینات باعث شد که او در طراحى مساجد به ابتکاراتى دست یابد از جمله در طراحى مسجد سجاد و مسجد آلاشت که به قول خودش از جمله بهترین کارهاى او است با این روحیه و گرایش ساخته شده اند. موضوع کتاب «احیاى هنرهاى از یاد رفته» که مشتمل بر پنج جلد مى شود و دو جلد آن یعنى گره سازى و مقرنس منتشر شده و کلیه ترسیمات و حجم سازى در کتاب اثر لرزاده با خط او است نشان دهنده ذوق هنرى او و تسلط علمى او بر انجام امور تزئینات معمارى در ایران است. وجود معمارانى همچون معمار حسین لرزاده سیر اتصال به شیوه معمارى گذشته ایران خصوصاً در دوره اسلامى را حفظ مى کند.


    هنر و معمارى ایران تا اوایل دوره صفویه روندى کمابیش پیوسته و کند داشت و ضمن وجود دگرگونى هایى که به طور عمده براساس تحولات درونى و در مواردى تاثیرات خارجى در آن حاصل مى شد هویت منسجم و یکپارچه خود را حفظ کرد.
    در دوره صفویه در اثر رفت و آمد اروپاییان و برخى از هنرمندان اروپایى و نیز ورود بعضى از آثار هنرى که گاه توسط سفرا، هیات هاى سیاسى و گاه بازرگانان به ایران وارد مى شد به تدریج حکمرانان، گروهى از اعیان و رجال و نیز عده اى از هنرمندان با بعضى از آثار هنرى و برخى از خصوصیات هنر اروپایى و روش هاى خلق آثار آشنا شدند.
    شاید بتوان اظهار داشت که نگارگرى ایرانى در آغاز بیش از سایر هنرها از فرهنگ اروپایى تاثیر پذیرفت. این تاثیرپذیرى هم در محتوا و هم در روش خلق بعضى از آثار بازتاب یافت. بسیارى از حرمت ها و قواعد پیشین در آفرینش بعضى از آثار به ویژه آثارى که توسط پادشاه و بعضى از اعیان و رجال سفارش داده مى شد کنار نهاده شد. تابلوها و نگاره هاى موجود در کاخ چهلستون در اصفهان را مى توان از بهترین نمونه هایى دانست که این دگرگونى در آنها بازتاب یافته است. هنر معمارى به عنوان هنرى که تنها از جنبه اى انتزاعى و محض برخوردار نیست بلکه با بسیارى از عوامل مادى، محیطى، تمدنى و فرهنگى مرتبط است در این دوره چندان دگرگون نشد، هرچند که در برخى از تزئینات و هنرهاى وابسته به معمارى مانند گچبرى و کاشى کارى، زمینه هاى دگرگونى فراهم شد اما ترکیب کلى فضاهاى معمارى هنوز ادامه فرهنگ و سنت کهن معمارى ایرانى بود.
    رفت و آمد اروپاییان به ایران و همچنین سفر برخى از ایرانیان به اروپا در دوره قاجار زمینه و بستر آماده اى براى دگرگونى در معمارى ایرانى فراهم کرد. نخست تقلید از برخى عناصر و تزئینات غربى مانند سنتورى و شکل قوس ها آغاز شد و سپس وضع به جایى رسید که برخى از عناصر مهم مانند پلکان ها، سرستون ها و در نهایت تقلید نقشه و ترکیب حجمى از بعضى از بناها در دستور کار معماران ایرانى قرار گرفت.
    ساختمان هایى مانند عمارت دفترخانه در میدان ارگ تهران، تکیه دولت، کاخ فیروزه، عمارت خوابگاه در ارگ تهران، کاخ شمس العماره و ده ها عمارت دیگر از آثارى هستند که به مقدار زیاد از معمارى اروپایى تاثیر پذیرفتند.
    با آغاز دوره مدرنیسم در اروپا همین روند ادامه یافت و عده اى از معماران ایرانى که در اروپا تحصیل کرده بودند آثارى به پیروى از معمارى مدرن در ایران پدید آوردند.
    از ابتداى قرن حاضر در ایران به تدریج موضوع تجدد به مسئله اى مهم در بسیارى از امور و پدیده هاى فرهنگى و اجتماعى تبدیل شد و به ویژه چگونگى تلفیق، ترکیب یا ارتباط آن با سنت یکى از مباحث مهم فرهنگى و اجتماعى کشور شد که هنوز هم مطرح است. در عرصه هنر معمارى در دوره معاصر چند جریان فرهنگى- هنرى پدید آمد. گروهى از معماران سنت و هویت معمارى ایرانى را چندان مورد توجه قرار ندادند و آن را براى شکل دادن به معمارى معاصر ناکارآمد دانستند و به پیروى از معمارى غرب پرداختند. گروهى نیز برعکس این عده در طراحى و ساخت بنا به اصول، قواعد و حتى در مواردى روش هاى معمارى سنتى پایبند ماندند و بسیارى از فضاهایى که طراحى و احداث کردند چنان است که گویا دگرگونى هاى فنى، فرهنگى و اجتماعى امروز چندان در آنها بازتاب نیافته است. گروه دیگرى را نیز مى توان مورد اشاره قرار داد که به گونه اى تلاش مى کردند که برخى از خصوصیات، اصول، عناصر یا شکل هاى معمارى ایرانى را در معمارى معاصر به کار گیرند تا به نوعى بتوانند بین سنت و تجدد ارتباط برقرار کنند یا به عبارت بهتر به معمارى معاصر هویتى ایرانى و سنتى نیز بدهند.
    باید اظهار داشت که تلاش گروه سوم را مى توان اقدامى مهم به سوى متحول ساختن معمارى سنتى به شمار آورد زیرا آشکار است که معمارى سنتى را به جز در مورد بناهاى آئینى و مذهبى، دیگر نمى توان به همان صورت تقلید و تکرار کرد. در مورد اخیر نیز دگرگونى هاى فرهنگى، اجتماعى و فنى ایجاد تحول را ضرورى مى نمایاند.
    مرحوم استاد حسین لرزاده از معدود معماران توانمند و مومن بود که طى دوران کارهاى حرفه اى خود شمار فراوانى مسجد (حدود
    ۸۰۰ مسجد و حسینیه) و برخى از دیگر بناهاى مذهبى را طراحى، احداث و در مواردى مرمت کرد. او به ویژه در زمینه طراحى و اجراى مقرنس، رسمى سازى، گره سازى و یزدى بندى که از فنون اجرایى و تزئینى معمارى سنتى بود مهارت داشت و از آنها با عنوان «اصول اربعه» یاد مى کرد. مرحوم استاد لرزاده را مى توان از معماران سنت گرایى دانست که در زمینه طراحى و ساخت بناهاى مذهبى و به ویژه تزئین آنها با فنون و مصالح سنتى از توانمندى کامل برخوردار بود اما به نظر مى رسد که ایشان در زمینه ایجاد تحول، تطور، تجدد و نوگرایى در معمارى سنتى امکان و مجال کافى نیافت و البته این امر طبیعى است زیرا ایشان به عنوان یک معمار سنتى کمابیش همان راه معماران گذشته را ادامه داد درحالى که با توجه به دگرگونى هاى صورت گرفته در همه عرصه هاى فرهنگى، اجتماعى، فنى و نیز گسترش روابط جهانى، ایجاد تحول و دگرگونى در معمارى سنتى براى کارآمدکردن آن براى جهان امروز امرى ضرورى است.
    کاربر مقابل پست Ar Sa عزیز را پسندیده است: sara.Architect



    خـــدا صـــدامــو میـــشنوی؟ ... بـــاور کـــن بـُــــریـــدم... بُــــریدم از آدمـــهای ایــــن زمیــــنت خـــــدا...

    خســـته نیـــستم امــــا خســــته م کــــردن...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
وبسایت تخصصی مهندسی عمران و معماری به عنوان یکی از نخستین سایتهای تخصصی رشته های مهندسی، خدمت رسانی خود را در سال 1389 آغاز کرد.
تمامی فایلها و آموزشهایی که در سایت قرار می گیرند بصورت کاملا رایگان بوده و هدف ما ارتقا سطح علمی دانشجویان و مهندسان عزیز کشورمان بوده است.

اکنون ساعت 22:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
ایمیل مدیریت سایت پست الکترونیکی مدیریت سایت: iromran@yahoo.com
X بستن تبلیغات
همکاري در فروش فايل سل يو