سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده و رمز عبور خود را فراموش کرده اید از طریق ايــن ليـــنک آنرا بازیابی کنید.

سبک شناسی » معماری غرب » معماری رومانسک

پاسخ یاب یافتن سریع پاسخ ها ویژه آزمون نظام مهندسی

برای مشاهده راهنمای استفاده از امکانات سایت و روش ایجاد تاپیک جدید اینجا کلیک کنید.

برای ارتقا عنوان کاربری خود به کاربر ویژه و دسترسی به بخش ویژه VIP اینجا کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: سبک شناسی » معماری غرب » معماری رومانسک

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    دی -۱۳۹۳
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معماری
    محل سکونت
    بوکـــان
    رشته تحصيلي
    معماری
    نوشته ها
    661
    پسندیده
    701
    مورد پسند: 994 بار در 499 پست
    میزان امتیاز
    1295

    سبک شناسی » معماری غرب » معماری رومانسک

    معماري روم
    موقعيت جغرافيايي روم:كشوري كه به نام روم معروف و شناخته شده شده است كشور تازه اي بود كه در كرانه هاي تيبر بنياد شد ، تسلط خود را بر نيمه باختري مديترانه برقرار ساخت و سرانجام دامنه آن را به همه سرزمينها گسترش داد. كشور روم از جنوب به صحرا از شمال به رود راين و دانوب و از خاور به دره دجله و فرات محدود بود. روم تسلط خود را بر سرزمين تمدن هاي كهن ، يعني مصر ، سومر ، بابل ،فلسطين ،فينيقيه و يونان برقرار ساخت و در خاور كاري را كه اسكندر آغاز كرده بود ادامه داد. بر زندگي و انديشه اقوام آن ناحيه تاثير وي*ژگيهاي يوناني مآبي (هلني)را به جا گذاشت.
    يكي از مراكز مهم تمدني روم شبه جزيره ايتاليا بود كه از موقعيتي مركزي برخوردار است و از همه سو به سهولت به درياي مديترانه دسترسي داشت. ايتاليا به خاطر اوضاع جغرافيايش توانست دنياي مديترانه را به سوي خود جذب كند. در دوره باستان همه راهها به روم ختم مي شد و اكنون نيز راههاي فرهنگي نوين به روم به روم باستان باز مي گردد. در گذشته ايتاليا صرفاً به ناحيه شبه جزيره ايتالياي كنوني اطلاق مي شد و جزاير اطراف و جلگه پو خارج از اين قسمت قرار داشت. به اين ترتيب ايتاليا شبه جزيره بلند و باريكي بود كه مانند يونان كوهستاني و جلگه هاي كم وسعت و كوچكي داشت و رشته جبال آپنين با قله هايي كوتاهتر از 3000 متر سراسر آن را فراگرفته بود.
    دوره هاي مختلف سنگ، در ايتاليا كه مهمترين بخش روم باستان بود ، همانند ساير نقاط سپري گرديد. دوره مس در حدود 2500 سال پيش از ميلاد آغاز شد و به خصوص در جزاير اطراف گسترش يافت. در ساردني بناهاي متعددي كه با تخته سنگهاي بزرگ ساخته شده در نيمه اول هزاره ايتاليوت ها كه از خويشاوندان يونانيها محسوب مي شدند و به زبان هند و اروپايي تكلم مي كردند و با عناصر شمالي و آلپي امتزاج يافته بودند به اين سرزمين گام نهادند.
    اتروسك ها (آترورياييها): در حدود هزاره اول پيش از ميلاد ،اتروسك ها كه مدتها از منشا و سابقه انها اطلاعي در دست نبود به ايتاليا هجوم آوردند. اين اقوام كه مورد هجوم يونانيها قرار گرفته بودند، از آسياي صغير و از راه دريا به حدود ايتاليا آمده در زمينهايي كه به نام آنها معروف گرديد مستقر شدند و سكنه آن ناحيه را يعني امبري ها را به كوهستان راندند. اتروسك ها از نژاد مديترانه اي بودند.
    معماري اتروسكها: معماري اتروسكي شامل انواع مختلفي از جمله مقابر، معابد و... بوده است. يكي از نمونه هاي بارز اين معماري مقبره اي صخره اي است كه متعلق به قرن سوم ق.م است. اين مقبره در ناحيه اي به نام جروتري واقع است. ديوارها با نقوشي برجسته گچبري شده است. شكل اين مقبره كه در صخره تراشيده شده بيشتر شبيه به خانه اي است كه سقفش داراي الوار و ستونهاي چهار گوش بوده است.
    معابد: از ساختمان معابد اتروريايي فقط پي هاي سنگي آنها برجاي مانده است. ظاهراً اتروسك ها با آنكه در فن ساختمان سازي با سنگ به انواع مختلف مهارت كامل داشتند ، به دلايل ديني استعمال سنگ را در معماري معابد خود جايز نمي شمردند و طرح عمومي معابد اتروسكي شباهتي كلي با معابد ساده تر يوناني داشت. ولي اين شكل و فرم بيشتر به معماري روم منضم است. ساختمان معابد بر روي يك شالوده يا صفه سنگي استوار مي شد عرض معبد بيش از عرض مقصوره مركزي نبود و فقط با يك پلكان جنوبي به سطح زمين متصل مي شد در مقابل پلكان ،رواق ورودي عريض با دو رديف ستون بندي جانبي هر رديف مشتمل بر چهار ستون ، قرار داشت و انتهاي آن به مقصوره يا تالار اصلي معبد مي پيوست. مقصوره معمولاً به سه بخش تقسيم مي شد ، زيرا عقيده به خدايان سه گانه كه در واقع پيشگامان **ژونو،ژوپيتر و منيرواي روميان بودند،پايه و اساس اصلي دين آنها را پديد آورد.


    معابد اتروسكي از نظر شكل و فرم در مقام و مقايسه با معابد يوناني خوش تناسب و زيبا نبودند در اين معابد جايي براي تزئينات باقي نمي ماند در صورتي كه معابد يوناني جايي مانند چهارگوشيهاي تزئيني و ... داشتند.
    بنا به نوشته نويسندگان رومي اتروسكها استاد مسلم فنون مهندسي و طراحي شهري و نقشه برداري بوده اند و در اين شكي نيست كه روميان بسياري چيزها را از آتروسكها آموختند. هر چند به طور مشخص نمي توان اندازه استفاده روميها از تكنيك معمار آتروسكي را مشخص كرد ، زيرا همانطوريكه اشاره شد به ندرت آثاري از معماري نخستين رومي برسطح زمين باقي مانده است. به طور قطع معبد رومي بسياري از عناصر معماري آتروسكي را گرفته و به خود منضم نموده است. به طوريكه بايد اذعان نمود كه خاستگاه دهليز سرگشاده (آتروسكي) خانه رومي آترويايي بوده است. ظاهراً در فن طراحي شهري و نقشه برداري ، آتروسكها بر يونانيها هم تقدم داشته اند. آتروسكها زمانيكه با زمينهاي مسطح مواجه شدند ، طرحي را بر اساس نقشه هاي مهندسي پديد آوردند و شهر هاي نوبنياد خود را با شبكه منظمي از معابر متلاقي بر محل تقاطع دو خيابان اصلي بر پا ساختند. اين دو خيابان به نامهاي كاردو (شمالي – جنوبي) و دكومانس(شرقي –غربي) شهر را به چهار محله يا ناحيه اصلي تقسيم مي كرد و در موارد لزوم ممكن بود هر يك از محلات توسعه يا تقسيمات بيشتر يابد.
    بايد اشاره كرد كه به احتمالات فراوان ،اتروسكها روشهاي پل سازي و احداث دژها و فاضلاب ها و آبروها را به روميان آموخته باشند. ولي متاسفانه آثار زيادي از ايشان برجاي نمانده است. فقط دروازه آگوست در پروجا است كه دروازه اي با عظمت و استوار است كه در سده دوم ق.م ساخته شده است. دروازه درميان دو برج مربعي كه از سنگ ساخته شده قرار گرفته است و به نوعي يادآور دروازه هاي بزرگ هيتي ، آشور و بابلي در مشرق زمين است . دروازه اگوست بعد ها در طاق نصرتها با مقياس كوچكترو دگرگون شده در نماي ظاهري نمودار گرديد و تاثير معماري آتروسكي بر معماري رومي با توجه به آثار اندكي كه باقي مانده قابل توجه و اهميت است.
    روميها :قدرت روم كه پس از آتروسكها بر ايتاليا حاكم گرديد ، اقوام و گروههاي ستيز جو را مطيع حكومت واحد گردانيد ، و سرانجام ملتهاي اروپاي غربي ،مديترانه ، خاور نزديك در زير يك پرچم ، و آنهم امپراتوري روم گرد آورد و مردماني با نژادها و زبانها و فرهنگها و سنتهاي مختلف در اين امپراتوري زندگي كردند كه برتونها ،گلها ، اسپانياييها ،آلمانيها،افريقايي ها ،مصريها ،يونانيها ،سوري ها و عربها نمونه هايي از آنها بودند. نبوغ روميان در عرصه كشورداري ، حقوق و... پرتوافكني كرده است.

    رومي ها كه منشا و سابقه حقيقي شهر باستاني رم را از ياد برده بودند به افسانه هايي در اين باره پرداختند. بر اساس يك روايت شهر رو در 753 ق .م بوسيله پادشاه رمولوس بنيانگذاري شد و نام خود را نيز از او گرفت . به روايت ديگردر 575 ق.م اترورياييها بر هفت تپه روم چيره شدند و ايشان بودند كه شهر رم را چون مركز دولتي سازمان يافته به وجود آوردند. اين شهر در ساحل چپ رود تيبر و بيست كيلومتري دريا در منطقه اي كه از تپه هاي متعدد پوشيده شده و معبر مناسبي ميان اتروري و لاسيوم بود ،قرار داشت. هر چند كه چگونگي شكل گيري و تكامل هنر و تمدن و حكومت در روم باستان ، هنوز به طور كامل مشخص نيست ، اما تاريخ مضبوط روم باستاني را در سه دوره پادشاهي ، جمهوري و امپراتوري تقسيم و هنر و معماري انرا بر اساس همين تقسيم و هنر و معماري آنرا بر اساس همين تقسيم بندي مطالعه مي كنيم.

    دوره پادشاهي (از سال 753 ق .م تا حدود سال 510 ق .م ) كه كمابيش جنبه افسانه اي داشت و فرمانروايي آن با پادشاهي مستبد در راس قدرت برپا بود. دوره جمهوري از سال 510 ق م. تداوم يافت كه در آن دو نفر كنسول كه براي مدت يك سال و از طرف مردم انتخاب مي شدند ، جاي شاه انجام وظيفه مي كردند. در آن دوره نظام كشور ، داراي مجلس سنا و هيئت قضاوت بود. ملت به دو طبقه اشرافيان يا خاصان و طبقه عوام يا زير دستان تقسيم مي شد. امپراتوري روم در دوره سوم از 27 ق.م با انتصاب آگوستوس به امپراطوري توسط مجلس سنا آغاز گرديد و در سال 395 ميلادي با مرگ تئودوليوس و تجزيه امپراطوري ،به روم شرقي (بيزانس) و روم غربي رو به زوال گذارد. در سه قرن پيش و پس از ميلاد ،دولت جمهوري و سپس امپراتوري روم به قدرت نظامي كم نظيري دست يافت ، و با پيروزي پي در پي به كشورگشايي ادامه داد،و نبردهايي هم با اشكانيان در ايران داشتند.
    در دوره امپراتوري كه دوران غرور و افتخار است در نخستين سده هاي پس از ميلاد مسيح كشور روم در ايجاد سازمانهاي ديواني و اجتماعي و لشكري ، و نيز در معماري شكوهمند و شهر سازي و احداث بناهاي عمومي و ميدانهاي اجتماع و داد و ستد و جايگاه هاي ورزشهاي قهرماني و راه و آبروها و حمامهاي پرتجمل و آمفي تئاتر ها و طاق نصرتها و ستونهاي يادبود تاريخي و كاخ و مقابراشرافي و مانند آن به مرتبه اي رسيد كه كم نظير بوده است.
    معماري رومي : همانطوريكه مردمان تحت حاكميت روميان متفاوت بودند ، معماري رومي نيز به غايت متنوع بود. هنر و معماري رومي اختلاط و التقاطي است از هنر اتروسكي ،يوناني ، آسياي غربي ،مصري و بومي. هنر رومي هر چند كه بسيار كند ودير خود را به عرصه ظهور رسانيد ،وليكن ماندگاري ويژه اي يافت. اين هنر و معماري ابتدا تحت تاثير هنر و معماري اتروسكي و پس از آن نيز متاثر از هنر يوناني شد. اما مشخصه هاي خاص خود را به دست آورد و در حقيقت تمدن و هنر غربي در يونان متولد و بوسيله روميها تقويت و گسترش يافت و هلنيسم يونان چنان در تمدن و فرهنگ آن روز دنيا ريشه گرفته بود كه دوري از آن مفهوم بيگانگي با تمدن را مي داد با آنكه يونان مغلوب روم بود ولي هنر هلني امپراتوري روم را فتح كرد. كليه آثار پر ارزش به ويژه تنديسهاي يوناني به قصرهاي امپراتوران و سرداران حمل و زينت بخش اين مكانها گرديد. تنديسهاي يوناني كه توسط هنرمندان رومي ساخته شده در بسياري از موزه هاي دنيا موجودند و نشانگر اوج هنر تنديس سازي عصرجمهوري است. به اعتقاد بسياري هنر رومي از هنر يوناني متولد گرديد. هنر رومي به واقع انتشار دهنده و نگهدارنده ميراث هنر يونانيان بوده است. ولي به اين نكته هم بايد اشاره نمود كه روميها به خواسته هاي هنري خويش دست يافتند و هنر رومي شكوه و جلال خاص خود را يافت. پس از آن هنر رومي الگوي هنرمندان دوره رنسانس گرديد. و علاوه بر اين هنر روم بر دوران صدر مسيحيت و تا سده هاي ميانه تاثير شگرفي بر فرمها و طرحهاي معماري داشت. قرنها كليساهاي دوران مسيحي از پلان باسيليكاي رومي استفاده كردند و محراب آنها متاثر از المان نيم دايره اي بود كه روميها در انتهاي دو بازوي عرضي باسيليكا تعبيه كرده بودند.
    معماري روم در دوره جمهوري : اين دوره از زمان پيروزي روميها بر اقوام مختلف ايتاليك و اتروسكها در سده پنجم پيش از ميلاد آغاز و تا قتل ژوليوس سزار در سال 44 ق.م ادامه يافت و جنگ روم به خاطر تسخير ايتاليا بيش از دويست سال به طول انجاميد و در آغاز سده سوم ق.م روميها توانستند بر تمامي شبه جزيره آپنين مسلط گردند. اين دوره اختصاص به كشور گشايي و استقرار و تحكيم امپراطوري روم داشت.
    روميها در نبرد با كارتاژها پيروزشدند و بر مديترانه غربي مسلط گرديدند و متصرفات خود را در شرق با تسخير يونان ، مصر و سوريه ادامه دادند و وراث بزرگترين تمدنها گرديدند و اسيران بسياري را از سرزمينهاي متصرفه گرفتند. در بعضي از بازارهاي برده فروشي روم روزانه 10 هزار اسيربه فروش مي رفت و اين پشتوانه مهمي در اقتصاد روم گرديد ، اضافه بر اين از وجود بردگان در فعاليتهاي ساختماني استفاده مي كردند و حتي براي سرگرمي از آنها به عنوان گلادياتور در نبرد با حيوانات در تئاترها لذت مي بردند.

    همانطوريكه اشاره گرديد دوره جمهوري اختصاص به كشورگشايي و تحكيم امپراطوري در قلمرو گسترده خود داشت و اين مسئله موجب گرديد كه هنر رومي هنوز در سيطره هنر هلنيسم باشد. اين دوره را مي توان دوره نفوذ قابل توجه هنر يوناني قلمداد نمود. استقلال هنر رومي از هنر ايده آل جو و آرمان گراي يوناني در جريان كپيه سازي از تنديسهاي يوناني و علاقه خاص روميها به شبيه سازي چهره رهنمون نموده و اين آغاز رئاليستي كاملاً متضاد با هنر كمال گراي يوناني است. روميها علاقه فراواني به نگهداشتن تصاوير (تنديس موميايي صورت) اجداد خود در خانه داشتند و به ويژه علاقه مند بودند كه اين مجسمه ها بيشتر شباهت به صاحبانشان داشته باشند در اين زمينه هنرمندان رومي كوشيدند كه چهره مورد نظر را واقعي تر بازسازي كنند ،به اين سبب زشتي يا زيبايي صاحب چهره براي آنها چندان اهميتي نداشت و اين درست برخلاف ايده هاي زيبايي پرستانه و كمال مطلوب يونان بود و از همين جا هنررومي از هنر يوناني متمايز مي گردد.
    معماري اين دوره بيشتر متوجه شهر سازي متوجه شهر سازي و برنامه ريزي شهري بود. معماري پرستشگاهها چندان مورد توجه نبود و معبدي كه ساخته مي شد،در پلان و عناصر تشكيل دهنده متاثر از معماري يوناني و اتروسكي بود. معبد موضوع خاصي براي معماران رومي نبود ، بلكه موضوع خاصي براي معماران رومي نبود، بلكه موضوع اصلي كارهاي ايشان در ساختن ساختمانها و ابنيه بزرگ و عمومي خلاصه مي شد.
    از بناهايي كه در اين دوره ساخته شدند، مي توان به معابدي همانند فورتاناويريليس كه در اواخر سده دوم ق .م در شهر رم ساخته شده اشاره نمود كه يك نمونه از اين نوع معماري است. اجزاي ساختماني اين بنا تركيبي از عناصر هنر معماري اتروسكي و يوناني است اما در عين حال يك معبد رومي است يعني خصوصيات معماري رومي در آن برجسته است.
    معبد به شيوه اتروسكي بر روي سكويي نسبتاً بلند بنا گرديده و از طرفي در نگاه نخست كل بنا يك معبد به سبك ايونيك جلوه مي كند. اما نكته حائز اهميت اين است كه مقصوره اصلي معبد در اندازه كل معبد است ، در صورتيكه در معابد يوناني در پيرامون مقصوره يك رديف ستون قرار داده شده است، در حاليكه در معماري رومي معبد دور ستوني به نظر مي رسد، اما دور ستوني نيست ،بلكه ستونها در ديواره مقصوره تعبيه شده اند،و مقصوره نيز برخلاف مقصوره هاي معابد اتروسكي به سه بخش تقسيم نشده است بلكه شامل فضايي واحد است. روميها بر خلاف يوناني ها نياز بيشتر به فضاي داخل معبد داشتند.ساختن معبد بر سكوو تاكيد بر مسير محور ورودي بوسيله پله هايي كه به رواق مقابل منتهي مي گردند ، از خواستهاي معماري رومي بود، زيرا اين روش پيكره وار بودن معبد را كاهش مي دهد و اين برخلاف نقطه نظرهاي يونانيان بوده است. اين معبد بنايي بود كه بعد ها نيز نمونه هاي بسياري همانند آن در سراسر امپراطوري ساخته شده است.
    معبد سيبول:اين معبد در سده نخست ق .م در شهر تيولي ساخته شده است. در معبد مذكور خصوصيات معماري رومي مشخص تر مي گردد، در اينجا ستونهاي كورنتي بر خلاف ستونهاي يوناني كه از چند قطعه سنگهاي استوانه اي تشكيل مي يافتند يكپارچه هستند و ديوار مقصوره اصلي كه يونانيها آنرا با سنگ مي ساختند در اين معبد از بتن ساخته شده و در تزئين كتيبه آن بر خلاف كتيبه هاي معابد يوناني كه با پيكره ها تزئين مي شدند از حلقه هاي گل كه مورد علاقه روميها بوده استفاده شده است، به طور كلي معماري دوره جمهوري سازماندهي شهرها و ساختن بناهاي عظيم يادماني است كه از آن نمونه ها مي توان به مجموعه پرستشگاه هاي سانتوريا اشاره نمود. در اين بنا ها عناصر معماري يوناني با ايده هاي رومي تلفيق شده است.
    بايد خاطر نشان كرد كه يكي از موفقيت هاي عمده در معماري روم دستيابي به ملاتي جديد بود، كه آنرا مي توان بتن ناميد. اين ماده تركيب آهك ، آب و خاك آتشفشاني كه در آن منطقه وجود داشته ساخته مي شده است و خاصيت چسبندگي بالايي داشته و روميها از آن در بناها استفاده شاياني برده اند. اين ملات به روميها اين امكگان را مي داد تا بتوانند دهانه هاي بزرگ و فضاهاي وسيع را بدون استفاده از ستون و تير بپوشانند و براي نخستين بار مسئله فضاهاي داخلي از طرف روميها بود كه مورد تاكيد قرار گرفت. معبدهاي رومي داراي فضاهاي وسيع تري نسبت به معابد يوناني و مصري بودند ، درمعماري مصر ويونان بازي با احجام مطلوبست، بويژه در معماري مصري كه معماري جرمي است. مصريها با استفاده از جرم و حجمهاي غول آسا كه در اهرام و به ويژه معابد سردار مشهود است ، معماري خويش را بيان داشته اند. معماري يوناني با اينكه جلوه اي انساني و معقول و منطقي دارد ولي در آن همواره تلاش در بيان زيبايي و مطرح كردن ساختمان به عنوان يك حجم بوده است و به خاطر استفاده از سيستم تير افقي و ستونهاي عمودي و محدوديت اين روش در پوشش دهانه ها موفق به فضاسازي و حل فضاهاي داخلي نگرديدند،اما معماران رومي با استفاده از فن برتر و بهره گيري از خاصيت بتن موفق به حل و ارائه فضاهاي داخلي گرديده و فضاهايي با عملكرد هاي مختلف پديد آوردند . لذا معماري رومي ،معماري فضا سازي است.

    معبد فورتونا پريمجينا(پالسترنيا): اين بنا در پالسترنيا بر تپه هاي دامنه رشته جبال آپنين در شرق رم واقع شده و در سال 80 ق.م ساخته شده است.
    آنچه كه معبد مذكور را به صورت چشمگير و باابهت جلوه گر مي سازد ، تنها بزرگي حجم آن نيست ،بلكه انطباق كامل و شايسته آن با اوضاع طبيعي مجاور است، پشته اي بلند با موفقيعت جالبي همانند آكروپليس آتن.
    فرمهاي ساختماني معبد از درون سنگ و خاك بيرون رسته است، اين گونه قالب زني بر فضاهاي گسترده هرگز در دنياي كلاسيك امكان پذير و يا حتي مورد پسند نبود و ساختمانهايي با اين حجم فقط در معماري مصر باستان مي توان يافت.
    در دوره جمهوري فورومهايي در شهرهاي رومي ساخته شده كه مجموعه ميداني با فضاي بازي كه اطراف آن ستون گرفته و محل اجتماع عمومي و دادوستد بود. اين فضاها محل مهمترين مراكز شهري مثل معابد ،دادگستري ،بازارها و غيره بوده است كه مي توان به دو نمونه فوروم شهرهاي رم و پومپئي اشاره كرد،كه فوروم پومپئي در سال 79 ميلادي در زير لايه اي از گدازه هاي آتشفشاني كوه وزيوس قرار گرفت.
    پومپئي شهري بود با بيست هزار جمعيت كه در آن روزگار شايد اهميت چنداني هم نداشت ،در حالي به زير گدازه هاي آتشفشاني رفت و در كام مرگ افتاد كه جنب و جوش عادي مردم جريان داشت. اين شهر تا 1600 سال بعد همچنان در زير خاكستر هاي آتشفشاني بود. نقشه اين شهر از نوع نقشه هاي كمال مطلوب قلعه هاي نظامي نيست ،بلكه از نوع نقشه هاي نا منظم يك شهر رشد يافته است و بارها مورد تجديد نظر و اصلاح قرار گرفته بود. پومپئي داراي گرمابه ها و كهن ترين آمفي تئاترها بود. فوروم اين شهر يكي از فورومهاي حائزاهميت دوران جمهوري روم است كه در آن طاق تيبريوس ،پرستشگاه ،بازار ،تالار انتخابات ،كوريا (شوراي شهر) معبد آپولون ،باليسيكا و معبد ژوپيتر به خوبي مشهود است. شايد پس از فوروم شهر روم مهمترين فوروم دوره جمهوري است و از نظر نقشه تفاوتهايي با فوروم شهر رم دارد.
    در واقع فوروم مركز فعاليتهاي ديني،بازرگاني و اداري بوده و قلب تپنده شهر به شمار مي رفته است.

    دوره جمهوري با قتل ژوليوس سزار به دست سناتورها به پايان رسيد ،و پس از او اوكتاويانوس با شكست سردار معروف روم مارك آنتوني و متحدش كلئوپاترا به آشوبهاي داخلي كه در حدود يك قرن طول كشيد خاتمه داد، به عنوان نخستين امپراتور روم با لقب اگستوس فرمانرواي قلمرو عظيم روم گرديد. دوره 150 ساله امپراتوري توام با صلح و آرامش بود ، و همين امر موجب گرديد كه روم به اوج اعتلاي خود برسد. در اين دوره طرحهاي بزرگ و بلند پروازانه بيش از هر دوره ديگري رايج گرديد. روميها با استفاده از دوران صلح و ثبات اجتماعي توانستند مناطق تحت سيطره و قلمرو خود را بيش از هر زمان تحت تاثير قرار دهند و برنامه ريزي و شهر سازي بسيار موفق تري نسبت به گذشته در شهرهاي روم پديد آورند. شهر ها گسترش و رشد يافتند و همين امر موجب گرديد خانه هاي ويلايي در اطراف شهر ها ساخته شوند و در عوض در شهر ها ساختن بناهاي چند طبقه بصورت بلوكهاي آپارتماني متداول گرديد كه اكثر جمعيت شهر رم در اين آپارتمانها زندگي مي كردند. خانه هايي كه در شهر هاي رومي ساخته شد عبارت بودند از :
    1.دوموس: يا سراي رومي خانه اي اعياني براي سكونت يك خانواده كه بر اساس سنت ايتاليا ساخته مي شد. علامت مشخصه آن دهليز سرگشاده يا نوعي حوضخانه است كه داخل و ورودي مستطيل شكلي در مركز بنا بدون سقف بود و در اطراف آن اتاقهاي ديگر خانه قرار داشت كه اين خانه روستايي آتروريايي ها بود كه روميها آنرا شهري ساز كردند.
    2- دستگاه عمارت: اين نوع كه محقر تر و بي تجمل تر از سراي رومي است ، ساختمان عمومي براي اقامت مردم بوده كه مسلماً از همان آغاز پيدايش نياز مسكوني عمومي پيشقدم واقعي آپارتمان هاي امروزي است. اين ساختمانها در اطراف حياطي مركزي به صورت چند طبقه كه داراي مغازه و ميخانه هايي رو به خيابان بوده احداث مي گرديده و در چنين خانه هايي اجازه نشيني مرسوم بوده است.
    3- ويلا: نوعي از خانه بوده كه افراد متشخص در آنها زندگي مي كردند . همانطوريكه قبلا اشاره شد ساختن بناهايي عظيم نمايانگر روحيه رومي بود و در تمام بناهاي تحت قلمرو امپراتوري داراي چنين مشخصه اي بودند.



    در اين دوره با استفاده از ثبات سياسي و اجتماعي و همچنين استفاده از نيرو و ثروت و تجربه غني ملل تابعه امپراطوري بناهاي عمومي و بزرگي ساخته شدند كه در نوع خود كم نظيرند و از جمله آنها مي توان به آمفي تئاترها اشاره نمود ،كه در حقيقت شكل تكامل يافته تر نيم دايره يوناني است.
    كولوسئوم (آمفي تئاتر فلاويوس): اين ساختمان از نظر شيوه هاي معماري ويژگيهاي ساختمانهاي رومي را دارد و يكي از باشكوه ترين و بزرگترين آمفي تئاتر هاي رومي است كه هنوز هم در ميان شهر رم پابرجاست . اين ساختمان در سال 80 ميلادي ساخته شده است. نمايش خانه بناي سرگشاده اي كه براي انواع ورزشها و مسابقات بوده است. در اين مجموعه بزرگ امپراطوري رم شاهد فجيع ترين جنايات به شكل نمايش كشتار بردگان و مسيحيان بوده است. نبردهاي خونين گلادياتورها بر سر مرگ و زندگي يكي از سرگرمي هاي روزمره امپراتوران و اشراف رومي بوده است. اين نمايش خانه گنجايش بيش از 50 هزار نفر را داشته است.
    اين بناي بزرگ داراي پلاني بيضي شكل است كه قطر بزرگ آن 190 متر و قطر كوچك 165 متر و ارتفاع 48 متر است. در بنا هم تاق گهواره اي عادي و هم تاقي مختلط به نام متقاطع كه از تداخل دو تاق گهواره اي با زاويه قائمه تشكيل مي يابد به كار رفته است. در ميان عناصر عمودي و افقي يعني چوب بستي از ستونهاي ديوار كه رديفهاي بيشماري از قوسها (درگاههاي قوس دار) را درميان گرفته اند، تعادل دلپذيري سوار شده اند(دوريك ،ايونيك و كورنتي). توجه و دقت به ستونها تقليل تدريجي تناسب ستونها به زحمت قابل تشخيص است، زيرا سه نوع ستون ياد شده در اقتباسي كه روميان از آنها به عمل آورده اند ، تقريباً شبيه يكديگرند. نماي آن از سنگ ساخته شده و بلوكهاي سنگ تراشيده را بدون استفاده از ملاط برهم قرار داده و براي اتصال سنگها از بستهاي فلزي استفاده كرده اند. قوسها ،تاقهاي آن و نيز استعمال ساروج مخلوط با خرده سنگ به روميان اجازه داد كه فضاهايي بزرگ پديد آورند.
    در زير ميدان فضاهايي جهت نگهداري قفسهاي حيوانات درنده و گلادياتورها وجود داشته و شبكه راهرو هاي پيچيده اي نيز به شكل شعاعي و با تاقهاي قوسي بتوني در زير تريبونها واقع بوده است كه در حقيقت استراكچر اين تريبونها بوده است.
    معبد پانتئون: يكي از ساختمانهاي بزرگ شناخته شده در تاريخ معماري ،معبد پانتئون است كه در سال 118 م .و در زمان امپراطورآدريانوس ساخته شد.
    اين بنا با پلان دايره اي و بدنه اي استوانه اي شكل نمونه اي بارز از تحول معماري رومي در استفاده از گنبد و قوس است. گنبدي به شكل نيمكره بر روي بدنه استوانه اي شكل قرار گرفته است كه ارتفاع آن 43 متر و ضخامت گنبد 6 متر در قسمت پايين و در راس اين ضخامت به 40/1 متر مي رسد. در راس گنبد منفذي تعبيه گرديده كه 9 متر قطر دارد و از طريق نور به داخل معبد مي رسد. ديوارهاضخيم هستند و براي سبك كردن حجم آنها ، در بدنه ديوارها پستوهايي به فرم نيم دايره و مستطيل شكل يك در ميان ايجاد شده است. ضخامت اين ديواردر پي 7 متر است كه در حدود 50/4 متر هم از زمين پي دارد.
    در بخش جلوي اين معبد يك رواق مستطيل به شكل رواقهاي معابد يوناني قرار دارد كه با سبك هشت تايي و با ستونهاي عظيم بسيار بلند كورنتي به بدنه استوانه اي معبد متصل است. ظاهراً بخش پشت معبد نخست به ساختمان يك باسيليكا ارتباط داشته است. كه در قسمت جلوي رواق هم يك حياط ستون بندي شده قرار داشته است.
    پس از ورود به داخل معبد با يك فضاي بزرگ روبرو مي شويم كه يكپارچگي و انسجام اين فضا بيننده را محصور مي كند. در معماري مصر و بين النهرين هر آنچه كه مي بينيم ديوار است كه جرم فضا را اشغال كرده اند و به عبارتي فضاها به عنوان عناصر كم ارزش در رده دوم هستند. در حاليكه در پانتئون ديوارهاي ضخيم مانعي در پيوستگي فضاي دروني معبد به وجود نياورده است و اين نشانه خلاقيت هنري روميان در ايجاد فضاهاي وسيع با استفاده از تكنيك گنبد و قوس در ساختمانها بوده است.
    باسيليكا: يكي ديگر از ابتكارات معماري رومي پديد آوردن ساختمانهاي باسيليكا بود ،پلان اين نوع بنا مستطيل شكل و دو يا چند مذبح نيم دايره داشت. مدخل ورودي در يكي از ضلعهاي طولي قرار داشت. سبك باسيليكها سه بخشي يا هفت بخشي بوده است. از باسيليكاهاي معروف رومي مي توان به باسيليكاي اولپيا و باسيليكاي كنستانتين در شهر رم اشاره كرد.
    باسيليكاي اولپيا: يكي از بناهاي مشرف به فوروم ترايانوس است كه در سال

    112 ميلادي ساخته شده است.اين بنا كه ساختماني بزرگ بود و در موارد گوناگون مي توانست انبوهي از مردم را در خود جاي دهد ؛ محل معاملات ارزي ،دادگاه ها ،دفتر هاي تجاري و بازرگاني و ادارات دولتي بود و احتمالاً مركزي براي خدمات شهري مانند مراكز چند طبقه و بزرگ خدمات شهري امروز. بعد ها تا قرن چهارم مسيحيان كليساهايي با سقف چوبي با پلان باسيليكا ساختند. در يكي از مذبحهاي باسيليكاي اولپيا زيارتگاه آزادي ساخته شده بود ، كه بردگان را براي آزاد كردن به اين زيارتگاه مي آوردند. مذبح ديگر احتمالاً در هنگام مراسم هاي گوناگون امپراتوري مورد استفاده قرار مي گرفت. در اين بنا ها كتابخانه هاي متعدد نيز وجود داشت. در ورودي اين بنا در ضلع طولي قرار گرفته است و طول و عرض آن 130 *42 متر است ، ونور آن از طريق پنجره هاي زير پايه سقف امكان پذير بوده است.نمايش خانه و آمفي تئاتر: در ميان بناهاي شهري نمايش خانه و آمفي تئاتر از جايگاهي مهم برخوردار است كه از قرن اول پيش از ميلاد از سنگ ساخته شده اند و به تدريج با عناصر تزئيني مانند رديف ستون و قوسها و انواع سنتوريهاي خميده و شكسته و راست خط و پيكره ها تزيين مي شدند. تالارهاي نمايش به شكل نيم دايره و ميدان آمفي تئاتر ورزشي به شكل بيضي بود.نخستين نمايش خانه روم در 55 ق .م به فرمان قيصر ، در شهر پمپئي ، و بزرگترين آمفي تئاتر در شهر رم با نام كولوسئوم به فرمان امپراطور وسپازين در سال 80 ميلادي بر پا شدند.
    تاق نصرت: يكي از بناهاي قابل توجه در شهرها تاق نصرت بود ، اين نوع بنا از ابتكار خاص روميان است و براي بزرگداشت امپراتور يا سرداري نام آور و يا به يادبود پيروزيهاي ملي بر پا و به نقوش برجسته و سنگ نبشته هاي تاريخي مزين شده است و اين يكي از سرمشقها و ميراثهاي معماري روم باستان بود كه به دوره هاي بعد انتقال يافته است. از نمونه هاي برجسته تاق نصرتهاي رومي مي توان به تاق نصرتهاي سپتيموس، تيتوس و تراژان اشاره نمود. تاق نصرت تيتوس كه در شهر رم قرار دارد ، در سال 81 ميلادي ساخته شده است. ويژگيهاي اين تاق نصرت ،داشتن يك تاق بزرگ در وسط است. در صورتي كه بسياري تاق نصرتهاي ديگر رومي در طرفين تاق بزرگ دو تاق كوچك نيز به صورت قرينه تعبيه شده است.
    ستونهاي يادبود: سابقه ستون يادبود و سنگ يادبود بسيار طولاني است و به پيش از روم باز مي گردد. از استل پيروزي نارامسين آكادي و استلهاي پيروزي ديگري در بين النهرين و ايران مي توان نام برد ، كه روي آنها نقش برجسته ها و نوشته هايي از فتوحات وجود دارد.
    ستونهاي يادبود رومي هم شايد از نظر شكل و فرم با استلها متفاوت باشد ولي از نظر عملكرد ،مشابه و بي تاثير از استل ها نيست به طوريكه روي سطح ستونهاي يادبود نقش برجسته هايي از شرح پيروزيها و افتخارات ملي نقش بسته است. از ستونهاي يادبود مي توان به ستون يادبود تراژان اشاره نمود كه 5/37 متر ارتفاع و فتوحات امپراطوري به صورت نقش برجسته سنگ مرمر ساخته شده است.
    حمامهاي رومي: حمام در روم جنبه تقدس داشته و حمامها عموماى داراي كتابخانه ،باغ و ورزشگاه نيز بوده اند. حمام كاراكالا در روم نمونه اي از اين گونه حمامها است.


    آبروها: ساختن آبروها يكي از شاهكارهاي مهندسي و معماري در روم باستان محسوب مي گردد. روميها براي رساندن و انتقال آب از مناطق دوردست به شهرها اكثراً از چشمه سارهاي كوهستاني (اطراف شهرها) با استفاده از كانالهايي با شيب كاهش يابنده كه گاه تا ده ها كيلومتر طول داشته ، آب را از سرچشمه به شهر مي رسانده اند. اين كانالها يا جويها را بر فراز ديواري از قوسهاي ممتد و چند طبقه قرار مي داده اند كه خرابه هاي اين آبروها هنوز در شهر هاي رومي و به خصوص در بعضي شهر هاي ايتاليا به جا مانده است. يكي از نمونه هاي عالي اين بناها ،آبرو فون دوگار در شهر نيس فرانسه است كه در سده نخست ق .م ساخته شده است.
    رومي ها از زمان به قدرت رسيدن تا پايان دوره امپراتوري ، علاقه فراواني به ساختن بناهاي با شكوه و يادماني كه بيانگر روحيه جاه طلبانه و نشانگر قدرت وعظمت امپراطوري روم باشد ، داشته اند. در اواخر دوره امپراطوري ساختن كاخهاي بزرگ و مستحكم ، بيانگر آغاز زوال قدرت امپراتوري روم است. كاخ بزرگ امپراطور ديوكلسين در اسپالاتو نمونه جالبي از اين تحولات است. در يكي از حياطهاي اين كاخ ما شاهد يك سنتوري كاملاً نويي هستيم كه تركيب سنتوري يوناني است و قوس آن تكيه بر ستون دارد. اين حركت در حقيقت يك مرحله تحولي از تير تكيه بر ستون به صورت قوس تكيه بر ستون است و قوس تكيه بر ستون كه از ويژگيهاي معماري قرون وسطاست براي نخستين بار در اين كاخ ديده مي شود.
    دوره آخر امپراطوري روم را در اصطلاح تاريخ هنر دوره باستاني پسين مي نامند. از ويژگيهاي معماري اين دوره ، تحقيق و مطالعه روميها درباره پلانهاي مركزي است. معبد مينروامديكا و مقابر يادبود براي قهرمانان جنگها از آن جمله اند.
    معماري روم در دوره باستاني پسين
    در اواخر سده سوم ميلادي امپراطوري روم دچار هرج ومرج و ضعف حكومت مركزي گرديد ، از يك طرف مدعيان قدرت و از طرف ديگر حملات ايرانيان و قبايل بربر از شمال قدرت امپراتوري را به شدت تهديد مي نمودند ، در چنين شرايطي امپراطور ديوكلسين به قدرت رسيد و او توانست اندكي از اغتشاشات و نا امني را كاهش دهد. ديوكلسين براي اداره قلمرو امپراطوري و مقابله با حملات ايرانيان و بربرها ، سرزمينهاي گسترده و پهناور روم را به دو بخش شرقي و غربي تقسيم نمود. او خود را به عنوان اوگوستوس بر سرزمينهاي غربي و يكي از فرماندهان اعظم روم را نيز به عنوان اوگوستوس به فرمانروايي سرزمينهاي شرقي امپراطوري گماشت. اين تقسيم را مي توان شكاف عمده بين تجزيه سرزمين روم به دو بخش شرقي و غربي دانست. زيرا پس از تغيير مركز امپراتوري از شهر رم به شهر نوبنياد كنستانتينوپل (استانبول كنوني) كه در محل شهر باستاني بيزانس يونان به دستور كنستانتين ساخته شد،عملاً دو مركز قدرت در امپراتوري پديد آمد كه هر يك مدتي داراي قدرت مطلقه بودند. امپراطوري غربي به زودي بين اقوام مختلف اروپايي همانند فرانكها ، بورگونيها ،انگلو و ساكسونها ، ويزيگوتها، استروگوتها و واندالها تقسيم شد و رفته رفته ملتهاي امروزي اروپا شكل گرفتند ، ولي روم شرقي زير نام امپراطوري بيزانس تا دوران رنسانس يعني 1453 ميلادي دنياي مسيحيت دو مركز پر قدرت مسيحي در تمام قرون وسطي وجود داشت. يكي شهر رم مركز ايالت پاپي ،و ديگر قسطنطنيه مركز امپراطور بيزانس كه از نظر سياسي و مذهبي مستقل بوده و به طور طبيعي معماري و هنر ها در اين دو سرزمين داراي ويژگيهاي اجتماعي و منطقه اي بوده است.
    امپراطور كنستانتين در سال 325 ميلادي به مسيحيت گرويد ودين مسيح را به عنوان مذهب رسمي امپراطوري قرار داد. هر چند كه امپراطوري روم تضعيف گرديد و مورد حمله بربرهاي اقوام شمال اروپا قرار گرفت و شهر روم در سال 410 ميلادي سقوط كرد وليكن مسيحيان از قرن اول ميلادي در قلمرو امپراطوري روم حضور داشتند و عليه جهان بيني و اعتقادات رومي كه سرچشمه مادي داشت تبليغ مي كردند. پايان دوره تاريخ دوره باستان از زماني است كه مسيحيت به عنوان مذهب رسمي قدرت را در قلمرو امپراطوري به دست گرفت.

    تحولات چشمگيري كه در معماري اين عصر پديد آمد ،به خوبي زوال قدرت امپراطوري را مجسم مي نمايد. ويژگيهاي مهم تاريخ معماري سده هاي ميانه در حياط ستون دار كاخ ديوكلسين ظاهر مي گردد ، سنتوري انتهايي با زدن تاقي كه اسپر را بر خود نگه داشته از وسط گسسته است، يا شايد بهتر است آنرا همچون اسپري توصيف كنيم كه ناگهان در نماي سنتوري به صورت تاق در مي آيد. ويژگي سنتوري شكسته ،پيشتر ظاهر شده بود. بيشتر در ايالتهاي شرقي امپراطوري مانند سردر يا نماي معابد بزرگ بعلبك لبنان.
    اين روش و تفكر كاملاً غير كلاسيك و به سختي قابل تصور در ساختماني چون پارتنون است و نماينده مرحله اي انتقالي بين اسپر كلاسيك ، متكي بر ستون و تير افقي ، قرار گيري مستقيم تاقها روي سرستونها به شمار مي رود. ستون بندي هاي طرفين همين ايوان ستوندار نيز چنين است . در اينجا ما شاهد روند تغيير از معماري تير عمودي و افقي متعلق به يونان و روم باستان به معماري تاق و ستوني سده ميانه هستيم. پيش درآمدهاي اين ويژگي نوين ، قبلاً نيز ديده شده بود ، ولي تاق بندي اسپالاتو (ديوكلسين) نخستين جايي است كه ويژگي مزبور به شكل و مقياس بزرگ ظاهر مي شود. مشاهده ظهور تدريجي اين ويژگي از شيوه طاق زني رومي و عدم تمايل معماررومي به دست كشيدن از تقسيم بندي سه بخشي نما حتي وقتي اسپر به يك تكه سنگي تبديل شده بود مانند سرستون به دست آمده از حمام هاي كاراكالا بسيار جالب است. بعد ها معماران بيزانسي ،اسپر سنگي را حفظ مي كنند ولي ويژگيهاي كلاسيك كهن را از آن مي زدايند و شكل هندسي يك قالب سنگ پهلو تخت پاكارقوس ذوزنقه اي را به آن مي دهند.
    با اينكه پايتخت از رم به بيزانس انتقال يافت ، اما كنستانتين در شهر روم طرحهاي ساختماني ديگري نيز اجرا كرد كه يكي از آنها باسيليكاي كنستانتين بود كه در سالهاي 306 و 310 ميلادي توسط ماكسنتيوس رقيب كنستانتين آغاز شد در نهايت توسط كنستانتين به پايان رسيد. از اين ساختمان باقي مانده سه دهانه تاق گهواره اي از جبهه شمالي و ديوارهاي بتني با نماي اجري و ضخامت 6 متربراي نگه داشتن تاق بندي باقي مانده است. اندرون اين ساختمان با مرمر و گچبري مزين شده است. يكي از ويژگيهاي ديگر اين ساختمان داشتن ديوارهاي پشتبند براي قوسهاست. كه مانع از رانش قوسها مي گردند اين پشتبند ها پيش درآمد پشتبندهاي معماري گوتيگ گرديد.
    پايان

    برگرفته از كتاب آشنايي با معماري جهان




    3 کاربر مقابل پست Ar Sa عزیز را پسندیده اند: memar1373,sara.Architect,SIAMAK-TORKASHVAN7



    خـــدا صـــدامــو میـــشنوی؟ ... بـــاور کـــن بـُــــریـــدم... بُــــریدم از آدمـــهای ایــــن زمیــــنت خـــــدا...

    خســـته نیـــستم امــــا خســــته م کــــردن...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
وبسایت تخصصی مهندسی عمران و معماری به عنوان یکی از نخستین سایتهای تخصصی رشته های مهندسی، خدمت رسانی خود را در سال 1389 آغاز کرد.
تمامی فایلها و آموزشهایی که در سایت قرار می گیرند بصورت کاملا رایگان بوده و هدف ما ارتقا سطح علمی دانشجویان و مهندسان عزیز کشورمان بوده است.

اکنون ساعت 18:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
ایمیل مدیریت سایت پست الکترونیکی مدیریت سایت: iromran@yahoo.com
X بستن تبلیغات
سيستم همکاري در فروش فايل سل يو