سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده و رمز عبور خود را فراموش کرده اید از طریق ايــن ليـــنک آنرا بازیابی کنید.

فصل سوم: مثالی از چگونگی تنظیم یک پایان نامه ارشد -برای استفاده دانشجویان شهرساز

پاسخ یاب یافتن سریع پاسخ ها ویژه آزمون نظام مهندسی

برای مشاهده راهنمای استفاده از امکانات سایت و روش ایجاد تاپیک جدید اینجا کلیک کنید.

برای ارتقا عنوان کاربری خود به کاربر ویژه و دسترسی به بخش ویژه VIP اینجا کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: فصل سوم: مثالی از چگونگی تنظیم یک پایان نامه ارشد -برای استفاده دانشجویان شهرساز

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    فروردین -۱۳۹۳
    عنوان کاربر
    پاسخگو و راهنما
    محل سکونت
    مشهد
    مقطع تحصيلات
    لیسانس
    رشته تحصيلي
    عمران
    نام دانشگاه
    دانشگاه تبریز
    سال اخذ مدرک
    1352
    پایه نظام مهندسي
    پایه یک :نطارت واجرا
    نوشته ها
    371
    پسندیده
    698
    مورد پسند: 1,135 بار در 354 پست
    میزان امتیاز
    1178

    Lightbulb فصل سوم: مثالی از چگونگی تنظیم یک پایان نامه ارشد -برای استفاده دانشجویان شهرساز


    در این مبحث سعی می کنم با ذکر مثالی جامع :انچه در فصل :1-کلیات واشنایی ودر فصل :2-سر فصلها ومحورهای اصلی مطالعه گفته شد.در قالب یک پروزه اجرایی ارایه گردد. دوستان اگر در تعاریف کلیات فصل اول وجزییات فصل دوم نیاز به تعریف بیشتر دارید مطرح کنید تا تشریح نمایم.
    مطالب این فصل در واقع یک "پایان نامه"است ودیگر استاد از شما "واقعیت وکار"می خواهد نه "تعریف :که در کتب درسی و دانلود های اینتر نتی فراوان هستند. پس اگر هنوز مشکلی هست یا برگردید ومرور کنید ویا مطرح کنید تا پاسخ داده شود. وبعد به انجام کار این فصل بپردازید. چون دیگر وقت توضیح مجدد در این صفحه باقی نیست. موفق باشید.


    راهبردهای مطالعاتی شهر جدید: سهند تبریز (مطالعات اولیه )

    کار گروه: M : -. استاد راهنما:دکتر:.......... کارفرما وراهبر اصلی طرح:سازمان مسکن وشهر سازی

    دانشجویان :............................ سال تحصیلی:
    .مقدمهقبل از انقلاب طرحهای توسعه شهری در دستور کار دولت وسازمان برنامه وبودجه ومسکن وشهر سازی و مشاوران منتخب قرار داشت.شهرهای :تهران-مشهد-اصفهان-تبریز-شیراز-اهواز بعلت : هجوم روستاها و الودگی شدید صوتی وهوا وکمبود اب شرب وخدمات شهری دیگر جوابگو نبودند. لذا تصمیم گرفته شد به دو طریق:1-ایجاد شهرک های سرریز 2- توسعه خود شهر در جهات مطالعه شده. 3- تبدیل بخشها به شهرستان
    4-بردن امکانات فرهنگی-بهداشتی-مسکن وکار به این شهرهای جدید تا از مهاجرتها جلوگیری شود.
    یکی از این شهرها گفتم :تبریز بود . این مطالعات در همان زمان هم اغاز شده بود وبموازات ان در بزرگ شهر های فوق ادا مه داشت.
    دستگاه راهبر اصلی و مجری ودر واقع کار فرمای حاکم :سازمانهای مسکن وشهر سازیها بودند. زیر مجموعه ها :شهرداریها-مهندسان مشاور طرح -پیمانکاران بودند. "بسیاری از پروژه های پایانی دانشجویان معمار و شهر ساز راهمکاری با این پروژه ها تشکیل می دادند.". گروههای دانشجویی پس از انتخاب پروژه پایان نامه -با اخذ معرفی نامه به :کارفرما یا مشاور ویا پیمانکاران می پیوستند. "رایگان کار می کردند ولی از تمام امکانات دفاتر ولوازم نقشه کشی ونقشه برداری وماشین های بازدید و رفتن بروستاها وشهرها برخوردار بودند. بصراحت بگویم:بعد ازانقلاب اگرچه همان طرحها مجدد دنبال شدند ولی هیچگاه ان همکاری قبلی -اعمال نشد-ودر بسیاری موارد حتی اجازه حضور وتحقیق دانشجو یان داده نشد.!. سالها طول کشید تا اقایان اموختند می توان از نیروی رایگان این دانشجویان استفاده هم کرد.!. بگذرم. یکی از این پروژه ها :شهر جدید سهند بود.در توسعه وشهر کهای سرریز تبریز. این طرح مجدد بعد از انقلاب با سازماندهی وبرنامه ریزی جدید فعال شد. وزارت مسکن وشهر سازی در 1364/9/20برای توسعه منفصل شهرهای بزرگ از جمله تبریز براساس مصوبه دولت بعنوان مجری این توسعه را در 20 کیلو متری جنوبغربی تبریز با مساحت 12000هکتار اغاز نمود. گزارش زیر عملکرد و سرفصلهای مطالعاتی "موفق وخوب" تیم مطالعاتی مسکن وشهر سازی و مشاوران شهر ساز و نیروهای دانشجویی در تهیه:امارها-نقشه کشی ها ونقشه برداریهای زیر مجموعه اصلی-وسایر کمکها -را نشان می دهد.
    توضیح مهم** بنا به تذکر برخی دوستان مقدمه خلاصه تر ومواردی حذف شد.

    راهبردهای مطالعاتی :شهر جدید سهند -تبریز (احداث شهر جدید: اقماری و سرریز -توسعه شهری تبریز) : برنامه شهر سازی.

    سهند: در عرض جغرافیایی 46 درجه وطول جغرافیایی 37 درجه قرار دارد. رقوم وارتفاع متوسط زیویید(از سطح دریا) :1700 متر است. اب وهوا واقلیم ان شبیه تبریز است. بخش اول : علل انتخاب سهند بعنوان "التر ناتیو برتر" توسط مسکن وشهر سازی وکارشناسان شهر ساز شرکت عمران شهر جدید سهندچه بود؟
    بررسی ما : مشخص نمود:*پارامترهای عمده کارشناسان شهرساز مسکن وشهر سازی در انتخاب "این التر ناتیو"عوامل زیر بودند:
    اشتغال در منطقه-قابل کشت نبودن اراضی-فاصله ودسترسی مناسب تا شهر تبریز-سهولت تملک وفیزیک مناسب زمین که در اقتصادی بودن عملیات شهر سازی نقش عمده ای داشت.براین اساس مطالعات متعدد زمین شناسی و مکانیک خاک وژیو تکنیک واقلیم وکلیماتولوژی -کارتوگرافی(عکسهای هوایی)- توپوگرافی وتاکیومتری های درون ان-علیرغم سوابق قبلی ولی ناقص در ارشیوها قبل از 1357-توسط مشاوران رشته های فوق ونظارت عالیه کارشناسان وزارت مسکن وشهر سازی مجددا اغاز شد.جمعیت پیش بینی شده برای این شهر در سال 75-80-90-ودر افق نهایی طرح به ترتیب:30-70-200 ودر نهایت 500 هزار نفر پیش بینی شد.این شهر می بایست پذیرای "سر ریزجمعیتی که بر بافت تبریز فشار می اورد باشد. "
    راهبردهای عمده مطالعاتی : راهبردهای اسکان :1-حفظ بالانس وتعادلی اجتماعی در منطقه با توجه به بافت جامعه (از نظر جامعه شناسی) موجود.اینموضوع نیاز به توضیح بیشتر دارد که در سطور بعدی بان خواهم پرداخت. 2-ایجاد نوعی تنوع اجتماعی -که این محلات جدید می توانست توسط معماری مدرن ایجاد کند.در فصل یا بخش اول به مواضع انتقادی لکوربوزیه در بازدید وی از ان مجموعه های یکنواخت وبیروح که "جامعه ای را در افسردگی شدید روحی برده بود سخن گفتیم -اگر ضروت دارد مجدد مطالعه فرمایید -هدف مقاله وداستان نیست -اثرات ایده وفضاسازی شهر سازان است بر روان شهر وندان-که در مطالعات اسیب شناسی جامعه شهری نقش مهمی دارد ودر پایان نامه ای که دقیق کار شده باشد گنجانیده می شود -یکی از سیوالات استادان ژوری پذیرش دفاعیه پایان نامه معماری یا شهر سازی "همین اثر گذاری روانی نمایی وفضا سازی هاست". 3-ازبین بردن حاشیه نشینی-4- تقلیل اجاره نشینی وفشار بر در امد قشر کم در امد . راهبردهای اجتماعی:1-هویت شهری(در فصول اول ودوم گفته شد.) -2- تحرک ورونق زندگی شهری-3-ارتقای خدمات وسرویس دهی به مردم (ساکنان شهر جدید وسر ریز). توضیح:علت نوشتار با رنگهای مختلف جلب توجه شما به محور بندی این نوع پایان نامه ها و اهمیت موارد است. این ها دستچین و نکات کلیدی هستند (abstract-Key words) نمی توانستم شبیه گزارش ویرایش شده -چکیده ولغات کلیدی کنم. متاسفانه یا خوشبختانه تمام مهم وکلیدی هستند. راهبردها و سیاستهای اجرایی:1-سیاست گذاری در نحوه تامین هزینه های احداث شهر.2-راههای جذب منابع سر مایه گذار در ارتقای خدماتی که اشاره شد(برای ساکنان).3-جذب منابع سرمایه گذاردر توسعه فرهنگی وتفریحی شهر.4-** جذب سرمایه گذاری در صنعت توریسم و ورزشهای زمستانی و تشویق سرمایه گذاران کوجک در منطقه:توضیح در حاشیه: در مهم بودن توریسم همین بس :که در 1383 در سفری به ترکیه و یونان برحسب تصادف در یکی از روزنامه های محلی استانبول در ستونی حاشیه وکوچک(البته عمدی -چون ترکیه علاقه زیادی به دانستن دیگران از در امدش ندارد.!). در امد ان سال ترکیه را از توریسم 19 میلیارد دلار و یونان را 28 میلیارد دلار نوشته بود وگله نویسنده از دولت که چرا از یونان عقب تر است.!. برای من مهم نبوده ونیست در امد انها کم یا زیاد باشد یا نباشد.ما بخیل نیستیم خدا بیشترش کند. فقط باین فکر می کردم در امد ما انطور که در بودجه امده بود 22 یا 25(دقیق یادم نیست) میلیارد دلار فروش نفت بود.یعنی تقریبا با اندکی اختلاف برابر درامد توریسم ترکها و یا یونانی ها- انها در امد نفتی یا معدنی وکانی مانند ایران ندارند. صنعت ان چنان پیشرفته ای هم ندارند که از صدور ان گذران کنند. بحثم وحرفم در جدی گرفتن این صنعت وبر نامه ریزی است که چقدر می توان روی این "منبع مهم" کار کرد و در امدی بیشتر از حتی نفت داشت.
    بنا براین -جدی گرفتن این"item"در مناظق کشور را در طراحی وتوسعه شهری در نظر بگیریم وبه بافت یاستانی ویا زیبا یی طبیعی برخی نقاط صدمه​ نزنیم.
    راهبردهای اقتصادی.:1-فرایند کار ومشارکت های اجتماعی در شهرکهای اقماری وسرریز معمولا روی شهر اصلی(شهر مادر) اثر گذار است.2- صنعت یا صنایعی که همراه ساکنان باین شهرکها منتقل می شوند می تواند قرهنگ یا بافت اجتماعی منطقه را شکل دهد. بعنوان مثال شما وقتی صحبت از قالی مرغوب شود نا خود اگاه یاد کرمان می افتید.این امری یک شبه نیست حاصل کار کرد "اجداد ساکنین فعلی" در طول چندین قرن بوده است.وامروزه این فرایند چنان اصلی شده است که هر گونه صنعت دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد.(البته این به جهت مثال بود -متاسفانه در حال حاضر این صنعت در منطقه افت زیادی نموده است

    و نسل حاضر منطقه نیز تمایل چندانی بادامه شغل نیاکان خود ندارد.).
    1=مطالعات مکان یابی:
    1-1:موقعیت شهر تبریز:این شهر تاریخی از دیر باز بعلت قرار داشتن در مسیر ارتباطی ایران ودروازه اروپا(استانبول) اهمیت تجاری-سیاسی-واستراتژیکی نظامی دارد. علت طمع دراز مدت همسایگان شمالی به این شهر بهمین خاطر است.از طرفی منطقه حاصل خیز -خود کفا -با مردمی سخت کوش و دارای شم اقتصادی قوی است.بنابراین کار مطالعات شهرسازی این جا حساستر وپیچیده تر از سایر شهر هاست.فلات مناسب -صنایع بنیادین بزرگ وکوچک کشور در ان(تراکتور سازی در حد صادرات از نظر کیفیت(مرغوبتر از انواع:هندی-ترکیه-روسی) -ماشین سازی و... صنایع خرد ولی مهم دارویی وغذایی وسیمان . وجود محلات تاریخی (قدمت محله تاریخی ششکلان پشت بازار ومسجد کبود به 600 تا700 سال می رسد.این را در مقالات قبلی بحث کرده ایم.) اینها محدودیت هایی در توسعه شهری بوجود میاورد. لذا بجای تخریب برای توسعه شهر سازی مکمل انتخاب شد.
    سر شماری سال1365 و 1370 جمعیت رابالاتر از یک میلیون نشان می دهد. در این سالها وبخصوص از 1359 روند مهاجرت روستاییان به این شهر بالا بوده است.
    در مطالعه سوابق اماری :اداره های ثبت احوال - امارهای میدانی کارشماسان سازمان برنامه وبودجه استان وکشور -شهرداری وسوابق وارشیو مطالعات مشاوران گذشته : متوجه شدیم متوسط نرخ رشد جمعیت را 1 تا 1.5 در صد در مطالعاتی که پراکنده و ناتمام در پرونده ای رها شده بود که برای طرح جامع وتفصیلی محلات بود -نه-
    شهر سهند فعلی در سال1355 برای 25 سال یعنی تا سال1380 پیش بینی کرده بودند.
    توضیح ونکته ای مهم=از فاکتور و نرخ رشد شاخص جمعیت در مطالعات بحد کافی سخن گفتیم ما در بخشهای قبلی بحث کرده ایم ودر این جا چون هدف تحقیقات ومطالعات پایان نامه ما مطرح است به بحث مجدد پرداخته نمی شود. برای بدست اوردن نرخ رشد جمعیت ومحاسبات بعدی : نیاز به تحقیقات میدانی دارد. معمولا از نیروهای دانشجویی در تعطیلات میان ترمی استفاده می شود وسازمان برنامه وبودجه(در تحقیقات کشوری) ویا مشاوران طرح جامع(در تحقیقات مطالعاتی خود)با قرارداد های یک تا 89 روزه دستمزدی با دانشجویان از محل اعتبار طرح که رقم قابل توجهی نیست -از طریق میدانی -اقدام مینمود(نمی دانم اکنون از چه روشی بهره می برند این مطالعات ونحوه کار در1355 تا 1365 بود. به هر روی کار دانشجویان با صداقتی که معمولا در نهاد جوانان وجود دارد(هنوز مثل ما نشده اند!!) نزدیک به واقعیت است.وعلت انتخاب دانشجو در تحقیقات میدانی همین صداقت ودقت علمی انان بود . به هر روی - کارشناسان شهرسازی در 1355 در ان مطالعات رها شده طرح جامع خوشبختانه امار گیری کرده بودند ودر تهران نیز برای کل کشور نیز سازمان برنامه وبودجه برای توزیع اعتبارات استانی (که مطالعات اقتصادی عمرانی استانها است وبا طرح جامع فرق دارد ولی امارهای جمعیتی یا مستحدثات زیر بنایی برد مشاوران طرح جامع می خورد ولذا معمولا این اطلاعات ذیقیمت بین دستگاههای اجرایی (البته با مجوز)مبادله می گردد.بر اساس انچه گفته شد : در 1355 چون روند عادی فرض می شد وفکر :انقلاب ودگرگونی را نمی کردندهمین رشد 1 تا 2 در صد را کافی می دانستند.از طرفی :ساختار جمعیتی جوان کشور ونوجوانان 40 در صد بود که رقم عالی وحتی مورد تشویق یونسکو بود. **سال 1357:شوک انقلاب وتغیرات ناگهانی شاخص بدنه جمعیت:
    انقدر قضایا سریع اتفاق افتاد که دیگر فرصت برنامه وپی بینی را ازکارشناسان گرفت.بعلاوه دستگاههای اجرایی متوقف وتعطیل شدند. در این راستاادامه مطالعه طرح جامع و پایان نامه متوقف شد. هجوم روستاها به شهرها و مسافرتهای بین شهرها در سطح وسیع :کار مشخص کردن شاخص رگرسیون جمعیت شهری را غیرممکن کرده بود. یادم هست میانگین جمعیت تبریز (بقیه شهر ها هم چنین بودند ولی روی تنظیم پایان نامه دوستانم فکر می کردم.)به :(5.5 تا 6.5 !)% رسیده بود.!.واین یعنی :فاتحه همه محاسبات و امار های گرفته شده وزحمات دانشجویان امار گیری. طرح مانند سال 1355 نا تمام وناقص بکناری افکنده شد.مسایل حاد وبعد جنگ همه چیز را تحت الشعاع قرار داد.
    شاخص رشد (البته اجباری پناهندگان ومهاجرین) نوسانات 6 تا 7 درصدیرا در روز! بطور حد اقل نشان می داد. صحبت از 1 تا2 در صد خنده اور وبیک شوخی شبیه شده بود. ان سالهای سیاه گذشتند - افراد بتدریج به شهر ها و روستاهها باز گشتند -جنگ تمام شد- تعادل دوباره شروع به ماندگاری کرد."افت رشد افسار گسیخته شاخص جمعیتی از 6-7 درصد به 3.5 در صد یعنی نصف :مسکن وشهر سازی ومشاوران را براتمام مطالعات ترغیب کرد. پیش بینی انها درست بود رشد کمتر هم می شددر اولین بر اورد حدس می زدند جمعیت ایران در 1390 (25 سال اول) با نرخ :%4 به بلاتر از 120000000-یکصد وبیست میلیون نفر برسد.
    اشتباه محاسباتی را اکنون ملاحظه می کنید."
    علت چه بود؟. در*نظر نگرفتن عامل "بی علاقگی تشکیل خانواده توسط جوانان بواسطه :نداشتن کار-مسکن-و تامین نبودن مالی) .*این عامل شاخص ونرخ رشد را اکنون به :همان 1 تا1.5% محاسبات اولیه ما در 1356 سوق داده است!بنا براین جمعیت کشور نه تنها به 120 میلیون نفر نرسید (در مدت پیش بینی) -با بازگشت انها به موطن خود ومهاجرت همیشگی به کشورهای دیگر و":عدم ازدواج جوانان -علاوه بر سقوط به رشد 1-1.5 در صدی " بدنه ان:به سمت :پیری ومیان سالی می رود.
    "توفیق اجباری رسیدن به شاخص رشد طراحان اولیه ادامه مطالعات بر همان اعداد را ممکن کرد.""
    اکنون می بینیم :در سال 1393 جمیت کشور زیر 90 میلیون نفر است. این یعنی :نرخ رشد :R=1-1.2درصد.
    همین نسبت روی تبریز ودیگر بزرگ شهر ها اثر گذارد.در سال مطاله ما (دهه:1355-1365) جمعیت شهر یک میلیون و امکانات محدود :باز نگری طرح جامع را ایجاب می کرد. به هر حال این نشان داد :در شرایط عادی روند رشد جامعه شهری "معمولا اعداد محاسباتی کارشناسان و مشاوران درست است"

    1-2:عوامل تعین کننده در مکان یابی: گفتیم با استفاده از مطالعات قبلی ودرسهای اخذ شده از هجوم غافلگیرانه جمعیت روستاها به :بزرگ شهرها - دیدیم بهترین راه "همان نظریه شرکت عمران شهر جدید سهند -مشاور طرح :یعنی شهرک اقماری وسر ریز است.(که در اطراف تبریز باشد). بر اساس پیش بینی اولیه که گفتم :جمعیت را در سال 1385 در تبریز بالای 2 میلیون گرفته بود این یک میلیون افزایش با احتساب هر خانواده 4 نفر(300 هزار دستگاه و حساب 50 در صد مستاجری یک میلیون قبلی 100هزار دستگاه) ودر مجموع با ضریب افزایش (کم کردن خظای رگرسیون جمعیتی) : رویعدد 400 تا 420 هزار واحد مسکونی لازم تثبیت شد. مساحت زمینموردنیاز به:10000هکتار بر اورد شد. *خلاصه ونتیجه گیری این قسمت این بود که*: عوامل موثرموثر مکانیابی اینها بودند:1-وضعیت توپوگرافی وسطح ابهای زیر زمینی-مقاومت مجاز فشاری خاک منطقه- وضعیت زمین از نظر :ژیو تکنیکی-ژیو لوژی-وگفتم:ژیودزی مهم بود.2-دسترسی به محورهای ارتباطی موجود امکانپذیر باشد.3- نزدیک زمین های کشاورزی مرغوب وبار ده نباشد.
    4-فاصله ان از شهر مادر مناسب باشد .ودر عین اینکه دارد بعنوان توسعه وشهر جدید عمل می کند خود کفا بوده و:(پیوستگی فضایی با شهر اصلی نداشته باشد.) .
    5-از نظر تملک وهزینه ابتیاع اراضی مشکل ساز نباشد. .6- در وضعیت بخشها وابادیهای اطراف خود اثر مثبت گذارد. .7- ایجاد سیستمهای مختلف :تاسیسات زیر بنایی و ابرسانی و دفع فاضلاب-برق-برق-گازسوای امان عهلی بودن فنی :هزینه بر نباشد.
    8-هزینه احداث شهر جدید کمتر ازتوسعه شهر اصلی باشد. 9- زمینه اشتغال وکار افرینی خوب باشد.
    با استفاده از عکسهای کارتو گرافی ارتش با مقیاس 1/50000 وبازدید محلی (در ان زمان) انتخاب صورت گرفت.
    *:یک بار دیگر توجه دانشجویان را به دسته بندی ومطالعات گام به گام این پروژه واقعی و کارشده بعنوان یک الگو جلب می کنم.
    3-محور های مطالعاتی: در انتخاب مکان مناسب برای استقرار جمعیت تبریز در 25 سال اینده (یادتان باشد این مطالعات در 1360 انجام می شد) -که هدف اولیه سال:1385 است-سه محور و شریان اصلی تبریز با کل کشور در نظر گرفته شد.
    1-3: محور :تبریز-مراغه در قسمت جنوب غربی تبریز.بخش اعظم صنایع و کارخانه ها در این محور هستند.با در یاچه ارومیه مجاور واب وهوای خوبی دارد.(در ان سالها در یاچه رونق داشت ونفس می کشید ).
    2-3:محور تبریز-صوفیان در بخش غربی است در صوفیان کارخانه قدیمی و معظم سیمان را داریم. وهم چنین راه اندکی تا ترکیه داریم
    3-3:محور تبریز-تهران:در شرق تبریز قرار دارد.کارخانه های مختلف ومهمی در این محور قرار دارند.
    براساس نفشه های توپو گرفی و کار تو گرافی مجموعا اراضی زیر بازدید و مطالعه شد تا زمین مناسب انتخاب گردد. نتایج بصورت زیر خلاصه شدند.
    1-اراضی غرب راه اهن :تبریز-مراغه- (s): شیب طبیعی زمین:0.5%(s)-وضع فیزیک(p.) ::نامناسب (f) :وضع کشاورزی:متوسط -(m) :مالکیت:خرده مالک :(l) :فاصله از مادر شهر: .20km- . وسعت زمین:10000 هکتار(.a.) - اب وهوا:گرمسیر ( w) -وضع اشتغال(.b ) :خوب
    2-اراضی غرب جاده صوفیان-تبریز-شیب طبیعیزمین:0.5.%-وضع فیزیکی:نامناسب-وضع کشاورزی:متوسط-نوع مالکیت:استانقدس رضوی-فاصله از شهر مادر:15km-وسعت:10000هکتار-گرمسیر-خوب
    3-شرق جاده صوفیان" : .s=0.7% - خوب-بسیار خوب-خرده مالک-10کیلومتر-8500ha.--معتدل- خوب.
    4-شمال کوههای :مورو: s=7%-خوب-خوب-خرده مالک-30 کیلومتر-4500 هکتار-معتدل-خوب.
    5-اراضی النجق : S=2% - خوب-خوب- خرده مالک-55 کیلومتر -10000 هکتار- خوب-نامناسب
    .6-غرب سهند S=5% -بیارخوب-خوب-خرده مالک -35-8000هکتار-خوب-متوسط.
    7-جاده :تهران-تبریز S=4%-خوب-بیار خوب-خرده مالک-15 کیلومتر-8000هکتار-خوب-متوسط
    8-شرق سعید اباد S=5%- خوب- بسیار خوب- خرده مالک-40 کیلومتر-10000 هکتار-سرد سیر -ضعیف
    9-اراضی سهند s=3.5% - خوب-غیر قابل کشت-مرتع ملی شده-20 کلیومتر-10000 هکتار-مناسب-بسیار خوب
    10-اراضی صوفیان %.S-=2.5. .مناسب-خوب-ملی شده-30 کلیلومتر-2500 هکتار-معتدل-خوب
    11- اراضی بخش سیس % S=6 -بسیار خوب-متوسط وبد-مرتع ملی شده-45 کیلومتر - 5000هکتار-خوب-متوسط
    اینها بخشی
    از بررسی ها بودند.تمام این زمین ها بازدید وکارشناسی شدند.در نهایت :سه زمین در اولویت قرار گرفتند.:

    التر ناتیو اول:اراضی سهند - التر ناتیو دوم: اراضی صوفیان -التر ناتیو سوم: سیس انتخاب شدند.
    نزدیکی فاصله-تملک -شیب در صد-اب وهوا نشان می دهد :که وضعیت :اراضی سهند اولویت بالاتری دارد. واین علت ان انتخاب قدیمی هم در طرح توسعه بود.
    **توجه : ما در مشهد چنین شانسی نیاوردیم نزدیک ترین زمین مرغوب برای احداث شهر اقماری :گلبهار.در 45 کیلومتری است!.در جاده مشهد-قوجان-بطرف تهران. وضعیت ساکنان -بخصوص کارمندان-شبیه کرج شما تهرانی هاست. هر روز 45 کیلومتر رفت و45 کیلومتر بر گشت دارند.یعنی 90 کیلومتر.پس عزیزان تبریز در وضعیت بسیار بهتری هستند.
    4-مطالعات محیطی:

    .1-ارزیابی کالبدی اراضی: 1-در جنوب غربی تبریز است. 2-از تبریز 20 کیلومتر فاصله دارد.-3-شیب متوسط طبیعی زمین بطرف غرب:4د صد. -
    4- طول متوسط زمین 18 کیلومتر- عرض متوسط:5 کیلومتر-ارتفاع متوسط ژیویید : رقوم از سطح دریا:1600 متر.-مساحت 10000هکتار.
    5-مطالعات زمین شناسی و مکانیک خاک:
    1-بافت زمین رسوبات کنگلو مرای دانه درشت از نوع "اندزیت وسنگهای اذرین" است.
    2-مطالعات مکانیک خاک نشان داد مقاومت زمین بین 2.5 تا 3.5 KG/CM2 در اغلب نقاط وجود دارد.واین نکته بسیار مثبتی است.
    3-در بزرسی لرزه شناسی اراضی مذکور خوشبختانه گسل های TECTONICمشاهده نشدهاین دو فاکتور مثبت سازه ای:مقاومت مجاز بالای خاک و زمین ساخت مناسب -چیزی که ما در شهر اقماری گلبهار مشهد از ان محروم هستیم-امید وارم ان دسته از تبریزیان عزیزی که در مطالعات ونمونه برداری حضور داشتند وما را سرزنش می کردند (ازنظر انتخاب زمین وفاصله) اکنون امتیازات زمین خوب خود را با مشهد وتهران ودیگر شهر ها مقایسه کنند.
    6-اقلیم ومطالعات اقلیم شناسی:
    1- بررسی سینوپتیکی حداکثر درجه حرارت را در اوج تابستان : 45درجه سانتی گراد نشان داد:Medium Range of Temprature:45cdegree
    2-در فصول دیگر سال -فصول معتدله غیر از زمستان:بین12 تا18درجه و بارش متوسط سالانه 250 میلیمتر.
    3-از نظر خاکشناسی کشاورزی تا بحال بصورت موات رها شده اند.(یادتان باشد این مشاهدات مشاور طرح و ما که برای پایان نامه دنباله رو انها ومسکنوشهر سازی بودیم در سال 1363 بود.) .کلا از نظر زراعی نامناسب ونا مرغوب است.در مکانیک خاک گفتم اندوزیتی و قلوه سنگی است.
    7-مطالعات هیدرولوژی و هیدروژیولوژی:
    در بخش جنوبی زمین :دره معروف"اسکو"قرار دارد.(اسکو در ان زمان شهر زیبا خوش اب وهوا در نزدیکی تبریز بود که من اغلب برای استفاده از طبیعت زیبای ان اخر هفته همراه تیم مطالعه با دوچرخه بانجا می رفتیم. خدا کند ان طبیعت زیبا ی "یام"yam وAuoscoo باقیمانده باشد (بعید میدانم). رودی بنام اسکو چای در دره جریان داشت (دهه1355-165) دبی تخلیه سالانه ان حدود:Q=10000000m3/in year بود. در بخش شمال زمین سهند رود :زین جاب zinjab در ده ای بهمین نام جریان داشت.دبی ان : با دیسشارژی حود:Q=9.7X1000000m3/in year قرار دارد.چاههای غرب و جنوب شرقی نشان از دبی خوب وسفره زیر زمینی غنی میدهد..
    8- پیش بینی جمعیت شهر تبریز وسر ریز ان:
    مطالعات طرح وتوسعه جمعیت توان پذیر تبریز را1.8 میلیون نفر براورد کرده بود.وسریز جمعیت را در 1383 (25 سال نهایی فاز اول توسعه نسبت به1363) در نظر گرفت.بهر حال این پیش بینی بر اساس روند نامتعادل مهاجرتها و نوسان نرخ رشد در سطح نامعقول وشوکهای :اقتصادی تسریع این مهاجرتها مسایلی را بوجود اورد که انطور که برنامه ریزی شد کامل اجرا نگردید تا سرانجام نقطه عطف منحنی جمعیتی سقوط کرد و به موازات محور افقی پیش رفت. ​یعنی به محاسیه نرخ رشد مشاور نزدیک شد. ​در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت.

    9-راهبردهای اسکان:
    الف- حفظ تعادل اجتماعی: پیش بینی مشاور طح :شرکت عمران شهر جدید سهند -بر اساس امارهای خود براورد 150000نفر مازاد جمعیت 1.5 میلیونی تبریز تا سال 1390 به سهند سرریز می شد. ما دانشجویانی که برای تنظیم این طرح در واقع :همکاری و کار اموزی می کردیم با افت منحنی بحرانی ناخواسته امید وار شده بودیم.
    ب-ایجاد تنوع اجتماعی در شهر: بطور کلی در مجموع تمایل به سکونت در شهر جدید: در اقشار:متوسط سنتی:اصناف وکسبه-کمتر از کارمندان وکارگران است.امار1369 مشاور :اورارتو:این امر را که در محلات تبریز اخذ کرد مشخص کرد.ما در کار خود نتیجه گرفتیم (کار اموزی ویادداشتهای تز خود) -داستان پاریس تکرار می شود.
    شخصا مراجع.کردم ( این قشر خرده بورژای ستتی با سرمایه داری متوسط هستند ونیازی به مسکن سهندبا الگوی یک شکل و حالت مجتمعها ی سوسیالیستی ا ندارند.اغلب یادم است در محله های اعیانی این محله بزرگ وقدیمی-شکل گرفته بصورت شهرکی قدیم ونیمه فیودال دردرون بطن ورحم مادر شهر اصلی مثل:محله Baron Avac محله ای که منامار برداری کردم وابسته به انگشت شمار کمپرادور:ارامنه : تکنوکرات وصنعتگر (در سده های قبل مهاجر از روسیه) -نسل اندر نسل کار در سطح عالی وخلاق کرده بودند. و اغلب جدیت وزندگی خوب انها را در تهران واصفهان ودگر جاها دیده اید. انها رفته رفته خود تولید کننده و موزع اقلام صنعتی وغیره به تجار خرد و بورژوای ان زمان تبریز شده بودند.
    مردم ان دهه تبریز ودانشجویان خوابگاه :خیابان شهناز جنوبی (از جمله خود من) که در امتداد محله اعیانی "بارون اواک بود خوب می دانند من از چه دارم سخن می گویم. به هر حال با ارتقای زندگی قشر اصلی سرمای داران بزرگ و کوچ به محله بارون اواک (انزمان ما به شوخی می گفتیم :بیورلی هیلز تبریز! -)و خرید واستقرار کسبه متوسط بورژوا به خانه ای قدیم انان -فقط مشتری خانه های کوچک-محدود-وانزمان دور از شهر ونبودن خمات حمل ونقل کافی :کارمندان دولت-استادکاران-فرهنگیان ودر واقع اقشار ضعیف واسیب پذیر و کم در امد بودند. ما در توجیه و برداشت خود در تحقیقات پایان نامه ای گفتیم:
    با این طریق ما بافت جمعیتی شهر های جدید را."چیزی شبیه خوابگاهای دانشجویی خود (در خیابان پهلوی-شهناز جنوبی) پیش بینی می کنیم. چرا؟
    فقطکارمندان مذکور مثل ما دانشجویان انجا خواهند امد. ولذا دو سه قشر خاص:فرهنگی-کارمند-استاد کاران بیمه ای- وتعدادی اقشار محود دیگر.
    .واین نمی تواند "خواسته مهندس معمار طراح مجموعه های مسکونی را که"ایجاد تنوع افراد ومشاغل را به مرور موثر در فرهنگ انجا می دانست براورده کند."
    ج:هویت شهری وارتقا خدمات ساکنین این شهرها می توانند راهکار "پسندیده" شهرسازان ومعماران باشند. در ترغیب به زندگی دیگر اقشار در این شهرهای اقماری. چگونه؟. ما در این پایان نامه پیشنهاد داریم:
    1-هنوز فرهنگ "مجموعه واپارتمان نشینی در بسیاری از بزرگ شهرها (معمولا بجای کلان شهر که زیاد مناسب نمی دانم بکار می برم) برای مردم ما جا نیافتاده است. نمونه های الگو گرفته از "شهرکهای مجموعه سازی یکنواخت وشهرسازی سوسیالیستی. " در کشور ماهم مانند تمام دنیا امتحان شد.تعاونی های مسکن کارمندی وکارگری را دیده اید. اینها هم محسناتی دارندوهم معایبی . یکنواختی و عدم کار کرد روی نما که خاص انهاست ودست مهندس معمار را می بندد این مجموعه ها را سوای محدودیت در فضای زندگی شبیه :اردوگاه بزرگی نموده است. واحدهای محدود از نظر تعدادکم برای کادرهای ارشد بصورت :ویلایی تک واحدی -وجدا بودن انها از مجموعه های کارگری وکارمندی -همواره اعتراض بقیه را بدنبال داشته است. علت این عیب عمده این سیستم درتضاد اصلی فلسفه شکل گیری انهاست .ما باید توضیح دهیم .چرا که این پایان نامه :تحقیق وبررسی است. نه کپی وتقلید از دیگران. ما در امور ذیل مطالعات بالا را انجام دادیم:
    به کار مشاوران : دقت کردیم و خود مجدد امار ها را چک کردیم و دیگر اینکه وسعت زمین چقدر جوابگو است. اما شهرساز یا مهندس معمار (ممکن است معمار یا شهر ساز کارشناسی ارشد خود را در یکی از این دو گرفته ویا در هر دو کار وتجربه و استعداد ذاتی دارد این را قبلا هم گفتم امیدوارم ایرادی پیش نیاید. یک مهندس عمران گاه در سه -چهار رشته تجربه مفید مطالعاتی واجرایی پیدا می کند .دانشجویان معماری با ان همه استعداد وهنر ممکنست معمار-شهرساز-نقاش-مجسمه ساز وتندیس ساز هم باشند نمونه زیاد است.امید قانع شده باشند.).ت!اما ان تضاد ومشکلی که وجود دارد کجااست؟ "مسیله این است!"
    **تذکر مهم وحاشیه ای برای اندیشیدن فلسفی معمار وشهرساز :
    نمیدانم عزیزان معمار وشهر ساز :طراح :طرحهای :جامع-تفصیلی-هادی ومجموعه سازان درون شهرهای توسعه ایا عمیقا به این مسایل فکر کرده اند.؟ اگر نموده اید لطف کنید پاسخ بنده را که در هامش این پایان نامه نویسی مثال اوردم بدهید بسیار ممنون می شوم. تا اینجا باین نتیجه رسیدیم که برای طرح توسعه دو را هست:1-توسعه از طریق اصلاحات بافت درون شهری ودر ارتفاع بالا رفتن. مثل کشورهایی که در مضیقه زمین وتراکم جمعیت بالا هستند(اروپا-ژاپن-هند-چین و....)- ودوم مشکل زمین نداریم ودست طراح باز وبالطبع انتظار کار خوب ونمونه میرود.
    این ان مسایل مهمی است که "طراح تصمیم می گیرد وبعهده رایانه ونرم افزار نیست." اینها ابزار وخط کش محاسبه سرعت کار شما هستند نه طراح و تصمیم گیرنده -اگر چنین توانی در تصمیم گیری روی یک موضوع مهم زندگی:عاطفی-انسانی و جامعه فلسفه زندگی :فیزیکی ومتافیزیکی انسانی -کار نرم افزاری باشد بهتر است رباتی را بنشانید برایتان طراحی شهری کند -دستش هم خیلی تندتر است!!. اما چرا نمی تواند؟ وچرا موضوع برای خود انسان شهرساز هم مشکل است؟؟. در نحله و تصمیم دوم طراح با زمین باز وجمعیت کم روبروست. می رود سراغ توسعه شهری افقی! شهرسازی افقی یا توسعه افقی طرح جامع. همین شهرکهای سرریز که اشاره شد. *دقت کنید خط اصلی یا محور اصلی که قبلا اشاره شد اینجاست :طرح پایان نامه شما در کدام گروه قرار می گیرد و :چرا؟-جواب این سیوال -جواب ما ودر واقع دفاعیه شما را تشکیل می دهد. اما بر گردم به بحث دفاعیه ومورد اصلی ان که در بالا اشاره شد.
    پایان نامه وتز نهایی شما :اگر طراح "وبرنامه ریز توسعه شهری فرضا بزرگ-شهری مثل تبریز بودید :چه می کردید وچرا؟". این ان سیوال اصلی است که این :
    حاشیه فلسفی -شهر سازی "را باز کرد ومن مجبور به این توضیح هستم.مسیله مهم است.فلسفه وتاریخ وداستان نیست!. من طراح راههای زیر را دارم:
    A.= مشکل زمین ندارم-جمعیت شهر اصلی در مقایسه با کشورهای اروپایی بالا نیست (بعد از این از این اصطلاح که انتخاب کرده ام استفاده می کنم:
    "نفر در هکتار"). راه حلهای من در توسعه شهری چه می تواند باشد:
    1=استفاده ازز مین بصورت مجموعه ای :ویلایی وتک واحدی (خانه ای یک طبقه-مستقل ) :
    در این روش طراحی شهری -شهر ساز : ویلا هایی برای خانواده های :4نفره-5نفره -و6نفره طراحی میکند. فضاهای سبز (حیاط های کوچک ومتوسط) با نرده یا دیوارهای کوتاه(دیوارک) از هم تفکیک می شوند. فضای سبز اصلی در هر 5 تا 6 محله بصورت پارکی با مساحت تقریبی:3 تا 4 کیلومتر مربع (بسته به تعداد جمعیتی که محلات او خواهند داشت .این عدد پیشنهادی من است با توجه به انچه در فصل قبلی گفتم-عدد فضای سبز عمومی ما بازای هر نفر.
    در اغلب ایالات متحده امریکا طراحی شهرهای هر ایالت در طرح تفصیلی محلات چنین است . به غیر برخی از شهر ها با بافت صنعتی قدیمی مثل:شیکاگو-دیتروت نیویورک-واشینگتنD.C -و..... که البته توسعه انها نیز اکنون بصورت .افقی -خطی فوق الذکر است.
    اما فراموش نشود :مساحت امریکا 7 تا8 برابر مسا حت کشور ما است.وبهمین نسبت سیستم محله سازی ویلایی غالب است.دیگر اینکه انها بر خلاف ما ضوابط شهری را رعایت می کنند. در انجا مردم ودستگاههای اجرایی "کاربری ودر صد تراکم"زمین را خود سرانه تغیر نمی دهند".طرح جامع شهری شهر داریها را دقیقا رعایت می کنند در محلات مسکونی : گاراژ خانه را به کارگاه تعمیرات ماشین وصافکاری! ویا مغازه خوار وبار وسوپر! تبدیل نمی کنند که اگر بکنند در نصف روز : تخریب وطرف علاوه بر جریمه سنگین راهی زندان ایالتی! می شود.
    و چنین است که : وقتی سحر گاهان برای ورزش عازم می شوی :هوا تمیز واکنده از بوی عطر سیب وپرتقال در ختهای این فضاهای سبز است.
    وچرا بین تمدن شهر نشینی ما با 7000 سال تمدن با کشوری با 300 سال قدمت -از نظر فرهنگ شهری این قدر تفاوت وجود دارد.؟!. بگذرم که فکر باین مسایل رنج روحی ما را دو چندان می کند.
    2- استفاده از زمین بصورت طراحی : مختلط: اپارتمانی و تک واحدی ویلایی- این روش هم در نقاط بسیاری از کشورها متداول است. اما نه اپارتمانهایی بیشتر از 4 تا 5طبقه . تعداد واحد های ویلایی 1/3 یا 1/2 اپارتمانهاست. همان پارک اصلی وفضای سبز عمومی وجود دارد. در بسیاری از کشورها از جمله کشور خودمان و بخصوص ترکیه اغلب در بافت های طبقات متوسط ویا " تعاونی مسکن " اداره ها و شرکتهای صنعتی نیمه دولتی استفاده می شوند .معمولا در نقاطی که :در صد تراکم متوسط و زمین چندان وسعتی(در مقایسه با بند 1) ندارد سیستم مختلط در حد محدودی جوابگوست. البته این بدان معنی تلقی نشود که این روش فقط مختص تعاونی های مسکن است. مثلا در شمال کشور مثل :ساری یا گیلان : شرکتهای سیمان و یا ازبست(ساریت) سقفی یا فولاد نیشابور برای تعاونی مسکن یا خانه های سازمانی از این سیستم استفاده کرده اند. این مثال از ان جهت بود که خود در ساخت وزندگی در انها شرکت داشته ام. در شمال کشور ما زمین در مقیاس مقایسه با بقیه کشور که کویر وخشک وکم باران است "کم است" وتقاضا برای این خطه سر سبز که شبیه اروپاست زیاد.ولذا نمی توان از روش بند :1 - استفاده کرد.وهمه را تک واحدی گرفت.ردر ترکیه :اگرچه از نعمت سر سبزی وبارش بالا برخوردار است اما از وسعت بالای کشور ما بهره ندارد. ولذا سیستم تک واحدی یا اپارتمانی کم طبقه را در : انتالیا-ازمیر-و سواحل مر مر ه بکار برده است. در استانبول وانکارا در شهرکهای سز ریز (مثل تهران) این مجموعه سازیها را دارد.
    3- استفاده از زمین بصورت :مجموعه های مسکونی بیشتر از 6 طبقه - این سیستم برای کشورها وشهرهایی است که با کمبود زمین مواجه هستند.البته کشور هایی هم هستند که کمبود زمین ندارند مانند اتحاد شوروی سابق که مساحت ان 22 برابرکشور ما بود.!. این سیستم بیشتر در کشور های سوسیالیستی اروپای شرقی و شوروی معمول بود.در حقیقت شهرسازی ومعماری تابع فلسفه فکری حاکم بر جامعه بود . کمون سازی با ادعای :یکسان بودن و مانند :طبقه "پرولتر"زندگی کردن در واقع : اساس فلسفه ای بود که مارکس مدعی بود : براساس جبر تاریخ " طبقات بورژوا و خرده سر مایه دار (بازرگانان و کسبه ثروتمند) و سرمایه داران بزرگ وکمپرادور ( چند شرکتی وکنسر سیومها و سر مایه داران بزرگ که اجناس اصلی را وارد یا خارج می کنند و توزیع در دست انهاست وبقیه اجناس وکالاهای خویش را از انان تامین می کنند.) :در طبقه :کارگر وپرولتاریا "حل وهضم"خواهند شد. ودیدیم که چنین نشد.!.علت (بنظر من) "وجود همان تضادی بود (انتی تز) که حتی در فلسفه مارکسیسم وجود دارد.".واضع اصلی این فلسفه :فویر باخ و شاگردان طریقت وی:مارکس وانگلس بزرگترین خطایی که پارادوکس مانند از چشم انها پنهان کرد این بود که"بشر را در این فلسفه ورساله خویش به مانند ابزار ومکانیکی در نظر گرفته بودند.اگر بشر ربات مانند بود مشکلی نبود.حق با انها بود .اما - احساسات وعواطف ویک سری صفات بشری :فطری وذاتی است نه اکتسابی. ما در این جا بحث فلسفی نداریم.برای سطور بعدی مجبور باقامه دلیل داریم.وچنین است حکومت فلسفه بر ذهن شهر ساز ومعمار جامعه اشتراکی وکمون گرا. شهر ساز علیرغم میلیونها کیومترمربع زمینهای سرسبز و جنگلی واباد(نه مانند کشور تشنه ما که در حسرت یک قطره باران است.) - بجای شهرک های زیبا وییلاقی وتک واحدی - می اید: مجموعه های : 6 تا 10! طبقه کنار هم چون جنگلی از مکعب مستطیل:قوطی کبریت!! ردیف می کند. وخود یا مهندس مشاور معمار (که البته او نیز ذهنی اشتراکی دارد!) -حتی زحمت فکر کردن حداقل مقداری کار روی نما سازی و حرکت های معماری بخود نمی دهند. نما ها: بی روح-سرد-ودریغ از نوازش چشم با حتی یک زیبایی مبتکرانه مهندس معمار!-کارکرد غلط واشتباه مصالح ( مخلوط ناهماهنگ گرمی وسردی مصالح و رنگها) - نه انکه شهر ساز ومعمار با سیستم فکری اشتراکی دهه1965 ندانند-خیر بسیار بهتر از بنده مسایل معماری را می دانستند ومی دانند-"اما بنا به نوع نگرش فکری غالب :اهمیت نمی دهند". چون در ان سیستم:نان برای خوردن وزنده ماندن و توان کار کردن-مسکن فقط سر پناهی برای خوابیدن وتولید مثل برای کار کردن- و کار کردن برای :بالا بردن تولید !. بنظر من چقدر خوبست "سر در ورودی چنین شهر کهایی در ان زمان تابلویی نصب می شد با این عنوان:"1984!-جرج ارول". ! .
    بحث ما -بارها گفتم :روی تعصب وخوب وبد بودن این مکاتب نیست . قضاوت ما مهندسی خواهد بود نه تاریخی. تاریخ را مورخین واستادان این رشته گفته اند ومی گویند.مشکلی که در اینجا مطرح است :اثر گذاری سیستم فکری -عقیدتی روی کار فنی ومهندسی است.و اینکه :1-شهرسا ومعمار مستقل وبر اساس روش علمی متداول خود کار می کنند یاخیر؟.
    2-اگر مستقل نیستند و عقاید سیستم اداره جامعه خودرا پیاده می کنند روی کار انها اثر مثبت گذارده یا منفی؟
    نتایج پاراگراف فوق (اگر چه در هامش بود) اما به اثبات روش اتخاذ شده این پایان نامه پاسخ می دهد. واین ان استدلال فلسفی است که استاد محترم پاسخ ان و:".دلیل اتخاذ وروشی را از دانشجو می خواهندکه این پایان نامه را بر اساس ان تنظیم کرده است.
    a):طراحی توسعه شهری "بصورت بند 1- گفتیم طراح مشکل زمین ندارد. از نظر تفکر ازاد وخود سانسور نیست. روش او فنی ومبتنی بر اصول علمی وهنری شهر سازی است. بدیهی است ما در اغلب کاراین شهر سازان :خلاقیت-زیبایی وراحتی- وبه تبع ان جامعه ای با روان ازاد و سالم وطول عمر بالا می بینیم.مشاغل وحرفه ها وصنایع وحتی کارهای اداری با ارباب رجوع زیاد در "وسط بافت شهری! برج مانند قد برنیافراشته اند.مثل تهران."
    * با فاصله نه چندان زیاد در حاشیه توسعه شهری ودقیقادر محلی مستقر هستند که توسعه بخش صنعت در 50 سال (حد اقل دو فاز از توسعه خطی -یا شطرنجی بافت شهری انجاست.). واحدهای حمل ونقل به تعداد کافی وجود دارند تا شما مجبور به اوردن ماشین با :تک سرنشین! نشوی. لذا در بافت شطرنجی : بقدری زیبا واستادانه وفکر شده :واحد های: سبز (پارکی ویا طبیعی ) در هم تنیده وچیده شده اند که گویا شهر وجنگل در هم ادغام شده اند. واحدهای مناظر ومرایا بغیر از طبیعت واقع ومصنوع(دست ساز بشر) در رابطه با :تندیس ها-مجسمه ها و ایجاد حرکات چشم نواز (ابشار مصنوعی-ایجاد تپه ماهور چه طبیعی ویا مصنوعی ) حتی رنگ سقف سازه های ویلایی یا دو طبقه با سقف شیب دار ومثلا :سفالیت یا اردواز نارنجی یا زرد بخوبی کار شده اند. در تمام این محلات بندرت اتومبیل در حال حرکت می بینی.در فرهنگ مردم جا افتاده است که :استفاده ازاتومبیل د ر دو روز اخر هفته و:Week end.
    این سیستم طرح توسعه شهرسازی :خطی-شطرنجی در اغلب شهرهای ایالتی امریکا انجام شده است ومی شود.
    فکر ازاد شهرساز ومعمار فقط بر اساس کار هنری خودشان است نه تحت تاثیر :انتخابات :دمکراتها یا جمهوری خواهان!.
    و چنین است که زندگی در این فضاهای بی استرس متوسط عمر شهر وند را به 70 سال(میانگین!)رساتیده است. وعمر نهایی به بالای 100 سال!. در تهران تنها بخشی که "توفیق اجباری!"نه بر اساس کار وفکر از دوره قاجار شبیه شهرکهای فراوان ومعمول ایالتی مذکور است :نواحی :فرمانیه-زرگنده-قلهک است که سفرای خارجی در انجا زندگی می کردند.وبا عث ایجاد این محلات شدند.
    اما اگر چه فکر طراح ازاد است اما محدویت هایی :خوش اب وهوا نبودن در همه نقاط- مساحت کم نیست ولی محدودیت هایی هم دارد.اینجا طراح از اختلاط دو نوع : تک واحدی و اپارتمانی (نه 10!طبقه) در حداکثر :دو تا سه ویا چهار طبقه استفاده می کند. والبته ان کارکرد زیبای واحدهای سبز و ا بی اسمان بجای خود محفوظ هستند.این سیستم در اروپا وترکیه وبرخی شهرهای شمالی کشور ما وجود دارد. و زیبا و جوابگوست. اما در ایران مشکلاتی عمدی استفاده کنندگان بوجود می اورند که از راحتی انها می کاهد.بعد بدان می رسیم.
    B=مشکل کمبود زمین وجمعیت زیاد:
    در بسیاری از کشورهای اروپایی و اسیایی یا مساحت کشور خیلی کوچک است(فرانسه برابر استان خراسان کلی و20 در صد کل ایران -یا انگلیس-المان-هلند-...) . ودر برخی شاید کشور کوچک نیست جمعیت از فاکتور شاخص رشد :افسار گسیخته وبی حساب ! برخوردار است. هند با 7 برابر مساحت ایران یا چین چنین هستند. در این کشورها توسعه شهری بیشتر بصورت:خطی و شهرکهای اقماری سرریز ولی در انها با سیستم اپارتمانی یعنی توسعه عمودی استفاده می شود.
    این اپارتمانها گاه بیش از 10 طبقه و بسیار شلوغ-اشفته-و نا منظم وبا بهداشت پایین هستند.(هند وپاکستان). والبته فرهنگ خود ساکنان چنین وضعی ایجاد کرده است. واحد های مناظر وسبز و غیره یا رسیدگی نمی شوند یا توسط خود حاشیه نشینان الونک سازی! شده اند.(مرا ببخشید قصد انتقاد ندارم.بی طرفانه ان وضعیتی را که در این شهرکه در نزدیک کلکته وبمبیی(یا
    بقول خودشان بمبای!) شاهد بوده ا
    م.وحقیقت اینکه همواره : حقیقت:شیرین نیست.!
    C=نتیجه مهم از دو قسمت :A و B : لطفا دقت فرمایند.:Result and our Consequence effects :نتیجه-وحاصل ودست اورد ما از بحث :A وB چه بود؟ودر این پایان نامه چرا مطرح شد.؟اینها معمولا ان سیوالات غافلگیر کننده ان استادانی است که در پذیرش تز ارشد یا دکتری شما بر سزتان خواهند ریخت.!. می خواهند ببینند "از دانلود! یا کپی قطعات چند موضوع بهم سرهم بندی شده ویا "واقعا تحقیقاتی ارزنده ومیدانی انجام شده است؟: در بالا دیدید ما هیچ کمکی از رایانه ویا طراحی ومطالعه رباتیک نگرفتیم نه امکانات گسترده فعلی بود ودر این سطح وجود داشت ونه خود مایل بودیم.ولذا جوابهایی بمراتب بیش از انچه استادان انتظار داشتند :رفقای معمار من (چون من همکاری می کردم -دانشجوی معماری نبودم) : ارایه می دادند. حتی نقشه ها عمدا با راپید وروی کالک زده شد (کار بصورت دستی)در حالی که :اجداد اتوکد های فعلی به بازار امده بودند ومی شد نقشه ها را با انها رسم کرد.البته هر پلان یک روز طول می کشید!!. اتوکد 10(پیشرفته!) موجود در برخی دفاتر (1365-1370) . در مورد مجلد مطالعاتی:
    خلاصه نتیجه گیری ابن بود: وچنین نوشتار ادامه یافت:
    شهر ساز ازاد از نظر اندیشه وارایه کار -و شهر ساز با اندیشه تحت سلطه بر جامعه ؟ فقط یکی از این دو سیستم فکری می تواند تصمیم گیرد. دو مسیله مهم اینجا بررسی می شود: 1لف=شهر ساز اراد است ولی "سیستمی که در توسعه شهری انتخاب کرده عملکرد در ستی دارد -که ما نیز ان تجربه را تکرار کنیم؟. ب= شهر ساز در تسلط فکری سیستم جامعه خود قرار دارد خواسته یا نا
    خواسته مجبور به اعمال فلسفه حاکم بر جامعه در کار خویش است. ایا عملکرد او انقدر خوب بوده که ما نیز تکرار کنیم والگوبرداریم؟.بحثی کوتاه با "نگرش: از منظرفلسفی مهندسی وجامعه شناسی"به مورد:الف- در این حالت شهرساز یا معمار وکلا هنر مند اثر گذار تفکرات وبرداشت وادراک کاملا شخصی خود را "ملاک وحاکم قرار می دهد وحالت او از نظر عملکرد شبیه طبیبی است که بکار خود انقدر ایمان دارد که فقط نسخه خود را ارایه می دهد.والبته بی علت هم این کار را انجام نمی دهد-او قبلا کارهایی را ارایه داده که جامعه او وجهان ویا حداقل بخش بزرگی از جامعه خوداو(کشور وموطنش) اورا حمایت می کنند. اواز "support"اقشار روشن فکر و "انتلکتویل" ودانشگاهی کشور خود ویا کشورهای دیگر برخوردار است. مثلا در نقاشی: پابلو پیکاسو هیچگاه از مردم کشور خود نپرسید :که این چیزی که دارد کار می کند "سبکی جدید است و مشخصات ان با اثار کلاسیک ها-ریالیست ها-امپر سیونیست هاو...فرق دارد."وایا می پسندند یا نه؟!. او تنها کاری که کرد :کارهای خود را ارایه کرد -نسخه خود را ارایه داد-و مردم خود شاهد تولد سبک "کوبیسم"در نقاشی شدند. ازسالوا دور دادلی گرفته تا سارتر -اوازه او به قاره امریکا هم رسید وان زمانی بود که ارنست همینگوی نامدار با خرید کلان تابلوهای او حمایت خود را اعلام کرد - در کشور خود ماهم معمارانی چون مرحوم مهندس سیحون (که قبلا هم اشاره شد) استاد دانشگاه ملی(شهید بهشتی فعلی) وسپس ریس دپارتمان معماری دانشگاه تهران -کار های اولیه خود را ازدفتر کوچکی در خیابان کاخ سابق تهران در سازه های مسکونی وویلایی ارایه داد.واز مردم هم نظر وتایید نخواست.کار هایی که ارایه داد و روشهای تدریس کلاسیک واتلیه ای او فراتر از ان دفتر دو اطاقه رفت وفراتر از اتلیه.و از اودر طراحی:مقابر:فردوسی-خیام-نادرشاه و...دعوت شد. ان دو اطاق دفتر کوچک نخست هم تبدیل به :گالری سیحون شد. کارهای نقاشی (سیاه قلمهاو با نوک قلم ریز نویس فرانسه! و اسکیس وار) در کنار کارهای معماری او مردم را به گالری کشاند. وانکه روزی شاگرد ودانشجویی ساده در کلاس او بود ودر کارهای دفترش کمک می نمود: بعدها اموخته های خود وان روش کار خاصی راکه خود بدست اورده بود :در سازه سمبول تهران پیاده کرد:برج ازادی(شهیاد سابق) - یعنی :ارشیتکت:امانت.
    اینها مثالهایی بودند :فقط جهت توجیه موضوع :
    در این سیستم کاری :یعنی فقط اتکا بر خلاقیت"ناشی از ازادی فکری طراح و فقط تکیه بر انچه او می اندیشداگر حسن دارد ونواوری-مشکلاتی هم دارد.:هر جامعه ای ولو با هر درجه ازادی فکر واندیشه "انطور نیست که هرچه اندیشیده شد یا ارایه گردید درست است ووحی منزل!. این جوامع در کل یک قوانین پایه ای دارند که مصوبه پارلمانتالریسم کشوری انهاست . اما روبنا وبدنه ان نحوه زندگی وروشها ی خود را در چهار چوب(منظور لغت اشتباه جا افتاده :چارچوب! قاب عکس نیست) درهمین زیر بنا ارایه می کنند. در قوانین متمدن مدنی :سویس وسوید-دانمارک-هلند-نروژ -حتی :انارشسیت ها (انانکه معتقدند قانون در جامع بشری محودیت ایجاد میکند وبشر ازاد نخواهد زیست.وبعبارتی محترمانه! قانون جنگل!را تجویز می کنند.(چراکه در ازادی افراطی انان -افراد می توانند مخالفان خود را نابود سازند.بسیاری از عملیات خرابکاری وقتل وعام مردم توسط طیف انارشیسم در اوایل قرن20 بود که اکنون بصور خطرناکتر فرقه گرایی های مختلف دارد در جهان آدم میکشد! و محکومیت روی کاغذ سازمان ملل متحد و دیگران رادارد ودر عمل خود شاهدید:یعنی:کشک!!.). غرض انکه: هر جامعه ای تا زمانی خلاقیت ونواوری هنرمند را می پذیرد که تازگی را در این فضا عرضه کند.واین کار ساده ای نیست.وبهمین لحاظ است که حتی در این جوامع ازاد:تعداد معماران وشهر سازان موج نو اوری :در چند دهه اخیر:از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی کند:لوکوربوزیه-نروی-لویدرایت-رنزو پیانو-وان در روهه-جنکز-وو.... .
    دست این شهرسازان ومعماران در توسعه شهری ومعماری مجموعه ها باز است. ولذا نگرش خاص خود را عرضه می کند. که گاه در تقابل با همان ذایقه مدنی جامعه قرار می گیرد. من در اینجا مثالی می زنم وداستان را تمام می کنم. چون اگر بخواهم همه چیز را بنویسم حداقل کتابی در 250 برگ می شود. لذا بند الف را این طور فشرده کرده ومی بندم.
    او از این مزایا برخوردار است و این در حالتی است که اغلب همکاران او در سراسر جهان از انها محرومند.: حمایت کمیسونهای شهر سازی پارلمان-فرهنگ ومدنیت بالای مردم کشورش-سپردن توسعه شهری از سوی شهرداری (بدون دخالت واظهار نظر های غیر کارشناسانه مسیولان اجرایی دولتی در طرحها وکارهای او) منظور از کلمه او می تواند:شخص حقوقی(مجموعه مشاور) ویا حقیقی(وقتی انفرادی دارد کار ومشاوره می کند) -
    اما در این جوامع اغلب مشکم زمین وکمبود ان وجود دارد: مهم:*مشکل اصلی این نام اوران از اینجا اغاز میشود

    کمبود زمین در کشور :طرح توسعه انان را :بصورت پیشروی در توسعه خطی بصورت شهرکهای اقماری وخطی در جهت:افقی وارتفاعی می کند.
    اینکار درست واصولی است-چاره دیگری ندارد. اما مشکل این جاست که دیده شده :شهرساز :طرح را در تیپ بندی مثلا:A-B-C-Dدر گروه :فرض:سوپر دیزاین(اصطلاح فرضی از من برای توجیه کار او) و دیزاین معمول گرفته است. فراموش نشود گفتم او چون نقاشی :بوم سفید ازاد زیر دست دارد. در طراحی این دسته شهر سازان :معمولا :شهرک اقماری انتخاب می شود. "نقش مکمل وسرریز مازاد جمعیت شهر مادر را دارد. او در بخش مرغوب:Super Desigen (گفتم اصطلاح شخصصی است -برای توجیه انان گفتم که بجای توجه در صحت مطالب به لغات می چسبند!) را پیاده می کند:
    1-تیپ:A-تک واحدی ویلایی (گاه با زمین کوچک گلف!) :3یا 4 خوابه برای :سران اصلی و مدیران ارشد. (اعیان:180 تا220 متر مربع).وحیاط متوسط وخلوت وزمین گلف واستخر.
    2-تیپ :B-تک واحدی ویلایی :2 یا 3 خوابه برای : تکنوکراتها-کارمندان عالی رتبه وکلیدی.و پزشکان: (150-180m2)-اعیان با حیاطی کوجک.
    3-تیپ:C:تک واحدی :2 خوابه با زیر بنای :110 تا120 مترمربع ویک خلوت ورودی با عرصه 50 متر مربع(در انگیس این تیپ زیاد است).برای کارمندان متوسط.
    4-تیپ:D: اپارتمانهای 4 تا6 طبقه: از 50 تا 80 متر مربع (هر بلوک در دو بازوی مقابل هم وجمعا هر اپارتمان دارای :8 تا 12 واحد است) برای گارمندان دون پایه وگار گران. عرصه در کل مشترک وواحدهای سبز-ابی -تفریحی اشتراکی وعمومی است.در انگلیس وفرانسه دیدم بسیاری از انها حتی واحد رختشویخانه مشترک(با 6 تا7 ماشین لباسشویی وخشک کن مشترک دارند.) .

    ​سیوال :این طراحی شهر اقماری درست است از نظر شما؟ . پاسخ -نظر من براساس نظارت ومدیریت مسکن دهها هزار متر مربع از این شهرکها تحت عنوان :تعاونی مسکن ها (مدیرعامل-مجری-محاسب) در کنار مهندس مشاور معمار وبراساس طراحی شهری انها بوده است. در یک جمله بگویم : هم اری وهم نه!؟. - تعجب نکنید" علت:"
    1-از نظر طراح وپارتیشن بندی ذهنی او (طبقه بندی جامعه در هر کشور ) و قانون اجتماعیی (فراموش نکنید بحث ما هنوز در حوزه جامعه ازاد است نه سوسیالیستی وکمو ن گرا)کار او درست است. ایا من طراح می توانم :موقعیت اجتماعی- زحماتی که برای کسب درجه علمی وتجربه وصرف :حداقل :20 تا 30 سال از بهترین لحظات عمر یک پزشک-مهندس-استاد دانشگاه-مدیر کار افرین و کلا انانکه کلیدی هستند را یکسره کنار بذارم وبصرف فقط "کالبد یکسان انسانی" همه اینها در یک سطح هستند.؟ پس چرا وقتی در جایی وموردی کاری مشکل دارد :یقه این افراد را می گیری ومیگویی اینها افراد اصلی جامعه اند وجواب دهند! وانتظاری وجوابی از ان قشر عادی نمی خواهی؟!. پس خود باین اختلاف طبقات (از نظر اهمیت مسیولیت وفکر این طبقه معترف هستی-در ضمیر خود قبول داری.ومیدانی کارایی افراد باهم متفاوت است) - بخاطر "مسیولیت سنگین این طبقه از نظر "راهبرد علمی-تکنیکی-فرهنگی جامعه طبقه تکنو کرات ودانشگاهی)"- ودر نهایت :کسی که تا اخر عمر خود بار سنگین "پاسخگویی"به جامعه ای را بدوش می کشد.حق اوست که از خیلی امتیازات از جمله مسکن سوپر دیزاین برخوردار باشد. او در حقیقت دارد از اعتبار وحیثتی که ممکنست در یک لحظه نابود شود :خرج می کند.-"تو جرا تش را داری وان توان علمی وکاری ومدیریتی وتجربه اورا :بسم الله!.
    وچنین است بقیه تقسیمات که خود وجدانا وبدون تعصب ایدیولوژیک قضاوت کنید. البته توجه دارید داریم از جوامعی حرف می زنیم که رعایت کامل انصاف وصداقت در این تقسیمات اجرا می شوند. واز ان جهت گفتم نه که در جوامع جهان سوم که فرهنگ :صداقت-احساس مسیولیت-عدم پاتی بازی!-وبسیاری مسایل دیگر مطرح است معمولا قضاوتها احساسی است وعقلانی نیست. وسالها مدیر یک تعاونی باید جوابگوی سیل افراد باشد که چرا مسکن من دو خوابه است ومال فلانی سه خوابه؟!. ووقتی برتری لیاقتی کاری را در طرف مثال می زنند -بر افروخته می گوید :اوهم مثل ما ادم است وفرقی با ما ندارد.استدلال از نظر کالبدی که گفتم.!. در بخش بعد خواهیم دید همین طرز تفکر نگرش به انسان بصورت:کالبد-ابزار در کشورهای دیگر چه کرد.
    بنابر این کار شهرسازان با تجربه و براساس موازین واصول متعارف انان اگر صورت پذیرد مشکلی اگر پیش اید از ماست نه از انان. اگر نسخه براساس تشخیص متعارف پزشکی نوشته شده ودارو ساز نیز انرا درست تحویل داده است - اگر بیمار مطابق دستور عمل نمی کند مشکل از اوست نه از پزشک. جامعه
    ی شهر ی ما در بزرگ شهرها سالهاست از نظر "یک زندگی سالم در فضای شهری بیمار است ورنج می برد- با :الودگی های صوتی-کمبود هوای پاک-ترافیک واشکالات حمل ونقل شهری -اشفتگی بافت مسکونی روبرو است. وگاه کار به تعطیل اجباری می رسد."وقتی به پرونده مطالعات توسعه شهری وکار مشاوران نگاه می کنی به ندرت وبسیار جزیی نواقص ممکنست بیابی -چرا که ازچندین فیلتر مطالعات "عالیه" می گذرند. فکر نکنید من از همکاران وصنف خود دفاع می کنم -که اگر بکنم :وظیفه است از همکارانی که سالها رنج تحقیقات وبی خوابی و انواع اهانتها را در امار گیری میدانی(با توجه به فرهنگ عدم اعتماد مردم ما در برابر سیوال وپاسخ درست ندادن!) کشیدند تا طرحی جامع وکامل تحویلت بدهند وتو چه کردی؟ .کمترین لطمه ای که زدی :تغیر کاربری در ساخت وسازت بود که هم پیش بینی طرحهای تفصیلی بعدی اورا بهم ریختی وهم خودت را دچار چنین تراکم نادرستی کردی که حالا مجبوری صبح با زدن ماسک بر بینی بروی سر کارت!.
    تنها مشکلی که در سیستم ازاد -به ان نحو که در بالا شرح داده شد ممکنست پیش اید : نو اوری هایی باشد که با مذاق اکثریت همان جامعه ازاد هم ساز گار نباشد. نماهای عجیب :اکسپرسیونیستی- کوبیسمیک-و... این قبیل سبکها شاید در نقاشی اگر هم جوامعی را خوش نیاید -مشکلی برای کسی ایجاد نمیکند -اما دریک شهرک قبول فرمایید مثلا :کج!کار کردن پنجره ها -علاوه بر سختی استفاده مالک -منظر خوش ایندی نیست. در تابلوییکوبیسم اشکالی ندارد شما ده چشم برای صورت فردی بگذارید -مثلا نمایشگر شخص مریض ومشکوک بهمه چیز -همه جایش چشم است -شاید از نظر نقاش اینطور بیان شود یا چه می شد اگر ده چشم داشتیم.!.اما این کارها وپیاده کردن سیستمها در سازه ومعماری عرف جوامع :گاه نه تنها زیبا نیست زننده هم هست. معمار ازادی نقاش را ندارد نمی تواند هر ایده ای را ومکتب هنری را در نما یا عملکرد سازه پیاده کند. "معمارانی که از موهبت کار در چنین محیطهایی برخوردارند وطبیعت نیز :سخاوتمندانه : عناصر:
    پرابی اب واسمان اغلب نیلگون-سبزی و تنیده شدن طبیعی جنگل در بافت شهری-زمین وسیع - در اختیار انان قرار داده است- "دچار وسوسه مکتب گرایی عجیب ونامانوس نقاشی قرن حاضر نشوند. که مردم خانه ای زیبا وراحت وسقفی در محله ای زیبا از شما میخواهند -انها زیر سقفی از بوم نقاشی :پیکاسو ! و سور ریالیست ها زندگی نمی کنند.!.
    2- توسعه شهری در جوامع بسته و کمون گرا: معماری وشهرسازی سوسیالیستیقبلا اشاراتی داشتیم.نمونه ان در بلوک سابق شرق واوپای شرقی هنوز باقی است. شهر ساز سوسیالیست حتی اگر به سیستم جامعه خود هم معتقد نباشد ان ازادی شهر ساز جامعه ازاد بند -1-را ندارد. در این جا او باید تحت فلسفه حاکم بر جامعه خودوکنترول عوامل اجرایی حزب عمل کند. در :مسکو در اتحاد جماهیر شوروی سابق :ادعای حزب کمونیست بر :برابری افراد- برابری در مسکن- برابری در مصارف غذایی و حتی جیره سیگار!- و.... دهها شعار از این دست. حاکم بود اما تضاد پنهان در فلسفه اجتماعی خود را یا نمی دیدند(که بعید می دانم سالها بعد متوجه نواقص مکتب خود نشده باشند) ویا می دیدندو بعلل زیر از تغیرات واصلاحات جلو گیری می کردند. دوستان باید ببخشند .ما برای اثبات پایان نامه خود نیاز به دلایل داریم -چرا که معماری وشهرسازی "امیخته با فلسفه وجامعه شناسی ومکاتب انست-محاسبات سازه نیست که فقط :بر اساس روابط مکانیک وریاضی عمل شود.مردم در این کشورها به تدریج متوجه شدند -وحتی سران حزب-چگونه می توان در مقابل کار یک مهندس یا پزشک ویک کارگر ویا دهقان :مسکن یکسان-غذای یکسان-جیره مواد مصرفی(کوپن یکسان : برای دریافت سالی دو دست لباس ودو جفت کفش! از فروشگاههای حزب -چون قرار نبود پول در کار باشد) به انها داد.؟ مگرارزش کار انها واثراتش در جامعه یکسان است؟ -این اندیشه اولین تضاد ونقص وشک در صحت مکتب اشتراکی وجامعه بی طبقه ادعایی را در اذهان ایجاد کرد. حزب عملا می دید ان شور وشوق دوران لنین فروکش کرده است .دست ودل مردم بکار وتحصیل نمی رود. انشعاب گروه اصلاحات درون حزبی برهبری :تروتسکی وبوخارین - سعی در ایجاد تفاوتها وامتیازاتی کردند. بحث ما در مقوله شهر سازی است لذا اجازه دهید از این منظر مثال اوریم :قبلا گفتم

    مسکن وتوسعه شهریبصورت مجموعه هایی اپارتمانی وبدون مهم شمردن زیبایی نماها وسعی در یکسان بودن انها بود. کار شهر ساز در این کشورها زیاد مشکل نبود تعدای مکعب مستطیل را کنار هم ردیف می کرد!. لذا : فراکسیون اصلاح طلب درون حزب(پولیت بورو) امدندیک سری کارها کردند در فاز های بعدی توسعه شهری مسکو-لنینگراد وبزرگ شهرها در همان سبک وسیاق اپارتمانهای یکسان حزبی :برای پزشک ومهندس و حقوق دان و دانشمندان علوم پایه وطبقه با تحصیلات دانشگاهی 3 اطاق خواب وحمام خصوصی کوچک!) چون ته راهرو ی هر طبقه چند دوش وکابین برای کل ان طبقه بود! -ارفاق!کردند. این در حقیقت اعتراف به وجود نواقص در فلسفه حاکم بر جامعه بود قبلا اشاره کردیم (در فصل دوم) : انسان فطرت دارد -ربات وابزار نیست که بعد از اتمام کار انرا خاموش کنی و بروی تا روز بعد! جناح راستگرای پولیت بورو برهبری استالین در اکثریت بودند و در کار تروتسکی وافرادش سنگ می انداختند. برای بستن دهان انها : دستور دادند( شهر سازان ازادی نداشتند حتی در کار خود باید بر اساس تز کمونیسم کار می کردند) در توسعه های بعدی -شهر سازان با سیستم:توسعه خطی-بصورت محله های تک واحدی ویلایی (شبیه کشور های غربی! -مثل انچه در بند 1 گفته شد) تعدادی معدود در حومه مسکو در بهترین منطقه اب وهوایی ان طراحی واجرا کنند. و چنین شد شکل گیری تدریجی محلات :در طرحهای تفصیلی :که بعدها به : "داچا معرف شدند. برای طراحی بعدی از مشاوران بزرگ:فنلاندی-سویدی- واز جمله لوکور بوزیه ان دعوت کذایی بعمل امد.در این ویلاها : افراد رده بالای :پولیت بورو -افسران ارشد K.G.B- مدیران ارشد واین قبیل افراد ساکن شدند. شکاف طبقاتی نشات گرفته از عدم تطبیق فلسفه حاکم با واقیعت :روح ووجدان فطری بشر انقدر زیاد شد که شهر سازان حتی در واحدهای حمل ونقل شهری :خطوط ویژه ! برای اتومبیل های این ویلا نشینان در نظر گرفتند تا در ترافیکی که همان کارگر وپرولتر ! سوار بر مسکوویچ ودا لادای قراضه خود ساعتها معطل می ماند - انان معطل نشوند. به هر حال داستان عمیق تر شدن این شکاف زیاد است ونتیجه ان شد که دیدید. در این میان این مهم بود که ملاحظه شود پیاده کردن ظرحهای سوسیالیستی مثل"تعاونی های مسکن- همسانی واحدها در شهرک های اقماری - که اکنون در اغلب کشورها اجرا می شود واز جمله کشور خود مادلیل بر بد نبودن این سیستم وکارایی انست اما مشروط به اینکه شهرساز ومعمار : روی نماها ومبلمان شهرسازی و .واحدهای حمل ونقل و سبز وابی کار کنند. به سازه حرکت وجان ببخشند. بین ساکنان به جهت موقیعت شغلی وتحصیلات وسنگینی مسیولیت در "طراحی تفصیلی فرق بگذارند"واقعا فرق هست این را همه در ته دل معترفند. روی واقعیت ها کار شود نه روی -ببخشید"شعار". ​ پایان نامه ودر واقع ان پشنهادات اصلاحی دانشجویانی که در ان سالها از طرحهای جامع وتوسعه شهری مشاوران ومسکن وشهر سازی می گرفتند بر اساس این قبیل مطالعات ومقایسات بود.
    پس شهرسازی سوسیالیستی(نه افراطی کمونیستی) : خوب -پسندیده- مورد تایید اغلب رنجبران واقشار ضعیف جامعه است. باعث گسترش :عدالت تقریبی جامعه میشود. مهمتر -بی واسطه
    ست مردم میرسد ومهمتر اینکه : مالک واقعی -هیجکس نیست-ولذا دیگر دغدغه مس نیستندکن تمام روز روی اعصاب مردم "راه نمی رود!"اما چرا در کشور شوراها وبلوک شرق شکست خورد؟. چرا ان "مدینه فاضله و اوتوپیای موعود مارکس تحقق نیافت"؟؟.
    1-بزرگترین خطا وپادوکس از چشم دور مانده: ندیده گرفتن ان :
    فطرت انسان-عواطف واحساسات او وفرق اوبا سایر موجودات و حیوانات نزدیک بخود است. تز داروین را دربست (بدون ایرادات ان) بعنوان یکی از ستونهای اصلی ووسطی! استراکچر :مانیفست قرار دادن-وانسان را در ردیف تیره های :چهار دست وپا-نیم خیز کرومانیون با قوس برجسته ابرویی!-راست قامت سین انتروپ- نیاندر تال- و.....تکامل حجم مغز ودر رده شمپانزه ها واوران اوتنانها-وژیبونها وغیره قرار دادن : اشتباه بزرگ در تقسیم بندی داروینیسم بوده که امروز ثابت شده. هنوز نظریه :انسان "خلق الساعه"لامارک بقوت خود باقی است:من اگرچه شخصا نه بعلت تعصب بلکه دهها دلیل علمی با داروین موافق نیستم -این امتیاز را میدهم -فرض چنین باشد-ادامه تکامل در همه انواع ناقص وقطع مانده وشده است؟. سلهاست در کرومزومها وژنهای باهوش ترین موجودات مثل:دلفین ها-شمپانزه ها و... شکل گیری تکاملی احساسات ضمیری را شاهد نیستیم. ایا دیه اید اعلام شود شمپانزه ای مبتلا به بیماری روانی :مثلا:پارانویا-ملانکولی- شیزو فرنی- و....را لابراتوارتحقیقاتی اعلام کند دیده ودرمان کرده است؟ . ضمایر حیوانات با انسان فرق دارند. چون انسان قوه تمیز وعقل دارد. استدلال میکند. این بحث مقوله مفصلی است وبه روانشناسی وروانپزشکی وشناسایی نواحی مغزی و فلسفه ودیگر علوم مربوط میشود -همین جا اعلام امادگی خود را در هر صفحه دیگر که صلاح دانستید برای بحث با شما وبطلان داروینیسم اعلام می کنم.
    برگردیم سر بحث خود- این اولین پایه گذاری بر فونداسیون لرزان :داروینیسم در فلسفه: مارکس. که دیدیم در حتی شهرسازی وتوزیع مسکن اختلال وتضاد ایجاد کرد. (من وشما در هیچ ازمایشگاه یا باغ وحشی! (فرض کن شهرک اقماری !!میمونها) ندیده ایم میمونهای باصطلاح حضرت داروین هم نسل ما -برسر یکسان بودن شکل قفسها دعوا واعتراض!!داشته باشند.انها فقط بفکر ان جیره روزانه "موز:بیشتر هستند.!). دومین تضاد: بدلیل این طرز نگرش ونادیده گرفتن روح خلاق انسان وفرق کاملش با حیوانات -وقتی تکنوکرات ودانشمند وپزشک دید با همه زحمات وبالاتر بودن اندیشه با :انفرمیه(دستیار وپرستار زیر دستش) ویا مهندس با تکنسین اسیستانش در شهرکی همسان :مسکن-جیره-و...تقریبا یکی هستند -ان روحیه خلاقیت وشور بکار در انها رو به خاموشی گذارد ومردمان ان دهه در عکسها هم مشخص است -در عمق نگاه معلوم است(غم عمیق وسنگینی در دل ولبخندی زورکی بر لب ! همچون شهر وندان فعلی کره شمالی)- در ان شهرکها دچار :افسردگی شدید روحی(دپرسیون روانی) وروز مرگی شدند.-کشته شدن خلاقیت در اثر نادیده گرفتن استعدادها :رشد دومین تضاد براساس گذاردن این خشت بر خشت کج اول که بالا گفتم. ادامه دارد.


    ویرایش توسط SIAMAK-TORKASHVAN7 : ۰۲ ۰۴ -۱۳۹۳ در ساعت 18:38

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فکری، فرایند، فراتر، فردوسی، فردی، فصل، قالب، قدیمی، لازم، لحظه، می، میلیمتر، میلیارد، میان، میرود، مگر، ماسک، مبحث، متفاوت، متعارف، محترم، مختلط، مزایا، مسیله، مسیر، مشتری، مشخص، مصارف، مطالعه، مغزی، نقاش، چون، نویسنده، نیویورک، چگونگی، نگری، نامه، ندادن، ندارد، نداشتن، نروژ، چرا، چشم، نصف، هلند، همین، هکتار، هادی، هزینه، وقت، وقتی، وقدیمی، ونقل، واقعیت، وابسته، ورودی، وسقفی، وشهرسازی، یونان، یونسکو، یک، کفش، کلیات، کمتر، کنیم؟، کوچکی، کپی، کاخ، کارفرما، کبود، کدام، کره، کشورهای، گونه، گالری، گرمی، گرایی، گسترده، پنهان، پهلوی، پیانو، پیاده، پیشنهاد، پیشروی، پایان، پاسخگویی، پرونده، پروزه، افقی، الودگی، الگوی، امید، انچه، انگشت، انگشتان، اندیشه، اندر، انسانی، این، اینکه، ابزار، اثبات، اجاره، اجرایی، احداث، اخر، ادغام، اروپایی، ارایه، ارتش، ارشیتکت، ارشد، از، اسیب، استفاده، استعداد، اشاره، اصلی، اصطلاح، اعمال، اعتماد، بنام، بنده، بهشتی، بیماری، بینی، بیان، بکار، با، بازگشت، بجای، برای، برتری، برداشت، بشر، تفکر، تقابل، تنوع، تهرانی، تواند، تکاملی، تپه، تاریخی، تثبیت، تخلیه، ترکیه، ترافیکی، ترتیب، تعمیرات، تعین، جلوگیری، جمهوری، جمعیت، جامع، حقوقی، حیاط، حال، حرکت، حضور، خلق، خلاقیت، خاص، خصوصی، دفاتر، دهیم، دهان، دومین، دیده، دیزاین، دانشجویی، دانشجویان، دارد، در، دریا، ذهنی، ذیل، رنزو، روابط، روسیه، راهی، ردیف، رسیم، زمستانی، زندان، زده، سفید، سمت، سنگی، سوم، سیستمهای، سالانه، ساری، سختی، سر، سرمایه، شهرستان، شوند، شیکاگو، شیب، شبیه، شد، شریان، شغلی، صادرات، صحت، طیف، طریق، طرحی، عمق، عمودی، غلط

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
وبسایت تخصصی مهندسی عمران و معماری به عنوان یکی از نخستین سایتهای تخصصی رشته های مهندسی، خدمت رسانی خود را در سال 1389 آغاز کرد.
تمامی فایلها و آموزشهایی که در سایت قرار می گیرند بصورت کاملا رایگان بوده و هدف ما ارتقا سطح علمی دانشجویان و مهندسان عزیز کشورمان بوده است.

اکنون ساعت 22:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
ایمیل مدیریت سایت پست الکترونیکی مدیریت سایت: iromran@yahoo.com
X بستن تبلیغات
همکاري در فروش فايل سل يو