سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده و رمز عبور خود را فراموش کرده اید از طریق ايــن ليـــنک آنرا بازیابی کنید.

سبک شناسی » معماری غرب » معماری دموکراتیک

پاسخ یاب یافتن سریع پاسخ ها ویژه آزمون نظام مهندسی

برای مشاهده راهنمای استفاده از امکانات سایت و روش ایجاد تاپیک جدید اینجا کلیک کنید.

برای ارتقا عنوان کاربری خود به کاربر ویژه و دسترسی به بخش ویژه VIP اینجا کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: سبک شناسی » معماری غرب » معماری دموکراتیک

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    دی -۱۳۹۳
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معماری
    محل سکونت
    بوکـــان
    رشته تحصيلي
    معماری
    نوشته ها
    661
    پسندیده
    701
    مورد پسند: 994 بار در 499 پست
    میزان امتیاز
    1334

    سبک شناسی » معماری غرب » معماری دموکراتیک

    معماری دموکراتیک

    برونو زوی منتقد معماری کلاسیک، مدرن و پست مدرن است.
    وی بر این باور بود که همه مفاهیم نظام معماری، مانند ساختمانهای Marcello Piacentini، " یک بیماری فرهنگی برای رویارویی با یک زیباشناسی بی نظمی، شکستگی و اختلال، بودند.
    مفهوم دموکراتیک،معماری باز-فرانک لوید رایت-کتاب1945Towards Organic Architecture -در سال 1948، او " چگونگی درک شهر"(How To Understand The City) را منتشر کرد، (بررسی تاثیرiagio Rossetti معمار رنسانس، برروی شهر فرارا Ferrara و تاثیرمتقابل بین معماری،ساخت شهری، اقتصاد، تاریخ و سیاست، پرداخته است.
    زوی در نگاهی به نوع خاص معماری فاشیستی، خود را متقاعد ساخت که خطوط، ستون ها و تقارن درهرکجا زبان سرکوب و ظلم بوده است. او با در نظر داشتن رم باستان و رنسانس تاریخ معماری را به عنوان یک نبرد بین سبکهای سرکوبگرانه و سبکهای لیبرال در نظر می گیرد.

    Pantheon، یک گنبد متقارن (ولذا فاشیستی) به عنوان مکانی "تنگ و تاریک" قلمداد شد.
    در سال 1973، زوی ایده هایش را به صورت مجموعه ای یکسان- نوعی فرهنگ لغت ضد کلاسیک که تلاش می کرد مدرنیته را به عنوان یک زبان عدم تقارن و ناهماهنگی تعریف کند- بیان کرد و آن را از طریق مجله اش L'architettura, cronache e storia ، منتشر کرد. این نظریه مهیج معماری به عنوان ازهم گسیختگی و فروپاشی او را به عنوان تئوریسین تاثیرگذار معماری در میان همه جریان های مدرنیسم علاقمند به مباحث سنت شکنی و ساختارشکنی، از آلوار آلاتودر دهه 1930 تا دانیل لبسکیند در دهه 1990، مطرح ساخت.

    vکتاب " خانه، شکل و فرهنگ" است که درباره چگونگی تاثیر گذاری فرهنگ، رفتار انسان و محیط بر شکل خانه ها صحبت می کند.
    vوی یکی از اولین بنیان گذاران شاخه مطالعات رفتار محیطی(Environment-Behavior Studies (EBS)) است. کار وی اساسا بر روی متغیر های فرهنگی، مطالعات میان فرهنگی، تئوری توسعه و تلفیق متمرکز شده است.
    vآموس راپاپورت در کتاب " معنای محیط ساخته شده: رویکرد ارتباطات غیر کلامی" ، به معنای ساختمانها، محتوای آنها و بیان ساکنانشان و نتایجی که استخراج می شوند به منظور طرحهای معماری در جهت رضایت خاطر مردمی که نهایتا در این ساختمانها می خواهند زندگی کنند، توجه کرده است.
    vمحیط معنا را به عنوان بخشی از نظام فرهنگی نمادین، و موثر بر فعالیتها و نیز نظام اجتماعی مان حفظ می کند. "معنای محیط ساخته شده" داستان زنده ترسیم شده معنای ساختمانها برای استفاده کنندگانشان است.
    vتئوریهای زیرساختی ساختارهای شکل گرفته و تداوم شکل، محیط ساخته شده شامل مذهب، باورها، آداب و رسوم و نیروهای اجتماعی و فرهنگی در مقیاس بزرگ را مورد توجه قرار می دهند. مطالعات بین رشته ای سکونت، ساختمان و ساکنان از معماری، برنامه ریزی و جغرافیای فرهنگی. (ارتباط فرهنگ و شکل)
    v"شکل خانه صرفا نتیجه فاکتورهای فیزیکی و یا فاکتور علت و معلولی مجرد نیست. بلکه نتیجه طیف وسیعی از عوامل فرهنگی- اجتماعی درک شده در وسیعترین واژگانشان است. "
    vشکل ساخت بر روی رفتار تاثیر دارد، نه بصورت تصادفی بلکه بطور انطباقی.
    آلدوروسی در سال 1966 کتاب " معماری شهر" را منتشر کرد. او فقدان درک شهر در فرایند عمل معماری را مورد انتقاد قرار داد. یک شهر باید آگاهانه و با ارزش، به عنوان چیزی که در طول زمان شکل گرفته، باشد و معتقد بود مصنوعات شهری که در برابر تحولات زمان ایستادگی کرده اند، اهمیتی خاص دارند.
    خاطرات شهری متعلق به گذشته است و خاطره از دریچه بناهای یادبود حاصل می شود و بناهای تاریخی ساختار شهر را تعیین می کنند.
    برای آلدو روسی، ساختمانهای عمومی اغلب شکل کوچک شده شهر بود.
    آلدوروسی برای بهبود" عناصر ثابت معماری "، نه فقط به عنوان مجموعه ای از فرمها بلکه به عنوان یک جستجو برای ایجاد خلاقیتی نو(همیشگی) در اشکال هندسی تلاش کرد. معماری را در این سبک درک کرد، وی معتقد بود که معماری به درک واقعیت زندگی در جهان کمک می کند و همچنین چشم اندازی مشخص از وقایع انسانی را فراهم می آورد، که معمار از لحاظ تاریخی قادر به پیش بینی آن نبوده است. آلدو روسی این ایده ها را در سبک ساخت مدرسه ای در Fagnano Olona به کار گرفت.

    لینچ مشارکت های اساسی در حوزه برنامه ریزی شهری بر مبنای تحقیق تجربی روی چگونگی جهت یابی و ادراک فردی فضای شهری فراهم آورد.
    .1حضور تاریخ در محیط شهری
    .2چگونگی تاثیرگذاری محیط شهری بر کودکان
    .3چگونگی ادراک انسان از شکل فیزیکی شهرها و مناطق به عنوان اساس ادراکی به منظورطراحی خوب شهری
    .4مفهوم" خوانایی مکان" بود، که با کمک آن شهروندان شکل کلی شهر را درک می کنند. براساس معرفی این ایده، لینچ قادر به جدا کردن ویژگیهای ملموس شهر شد، ودید چه چیز به طور خاص شهر را برای شهروندان شاد، سرزنده و جذاب می سازد.
    .5برای درک شکل کلی شهر، نخست شهروندان یک نقشه ذهنی می سازند. نقشه های ذهنی یک شهر بازنمود ذهنی است از آنچه که شهر شامل می شود، و شکل آن بر اساس تصورات شخصی. این بازنمودهای ذهنی، در راستای شهر واقعیند، مشتمل برعوامل منحصر به فرد بسیاری که توسط لینچ به عنوان یک شبکه راهها، لبه ها، محلات، گره ها و نشانه ها تعریف شده اند.



    کریستین نوربرگ شولتز

    کارهای وی در زمینه تئوری به وسیله تغییرجهتی هوشمندانه از ارتباط های رواشناختی و تحلیلی اولین نوشته هایش به موضوع پدیدار شناسی مکان شناخته می شوند.
    مهمترین نوشته های نوربرگ شولتز"روح مکان: در جهت پدیدار شناسی معماری" (1980) و "معانی در معماری" (1963) بودند.
    " معانی در معماری " یکی از اولین طرحها برای ساختارمند کردن تعاریف معماری است. ساختارآن به طرزی بدیع با استفاده از روانشناسی گشتالت، فرایند ادراک، تئوری اطلاعات، فلسفه تحلیلی مدرن و تئوری عمومی نشانه ها و نمادها شکل گرفته است، به طوریکه هر یک از این رویکردها تصویر و موقعیتشان را درون یک طرح روشن، یک ساخت استادانه در جهت یک تئوری معماری دارا هستند.
    نوربرگ شولتز در " شخصیت، زبان و مکان" از دریچه یک گزارش خلاق معماری و شیوه های ساخت مدرن ظرفیت بشر برای درک، تجربه و فضای زندگی را تحلیل می کند. مسائلی مانند: ارتباط بین انسان و فضا( شخصیت)، طراحی و ابزارش( زبان) و معماری در ارتباطش با چشم انداز(مکان).
    موارد جستجو:
    هستی، فضا و معماری، اتنشارات Praeger ، لندن، 1971
    • Existence, Space and Architecture Praeger Publishers, London, 1971
    معنا در معماری غرب، Rizzoli ، نیویرک، 1974
    • Meaning in Western Architecture Rizzoli, New York, 1974.
    معماری باروک، Rizzoli، میلان، 1979
    • Baroque Architecture Rizzoli, Milan, 1979.
    معماری روکوکو و باروک اخیر، Rizzoli ، میلان، 1980
    • Late Baroque and Rococo Architecture Rizzoli, Milan, 1980.
    روح مکان، در جهت پدیدارشنای معماری، Rizzoli، نیویورک، 1980
    • Genius Loci, Towards a Phenomenology of Architecture Rizzoli, New York. 1980.
    معماری نروژی مدرن، Scandinavian University Press، اسلو، 1987
    • Modern Norwegian Architecture Scandinavian University Press, Oslo, 1987.
    معماری جدید جهان، Princeton Architectural Press ، نیویورک، 1988
    • New World Architecture Princeton Architectural Press, New York, 1988.
    مفهوم سکونت، Rizzoli ، نیویورک، 1993
    • Concept of Dwelling Rizzoli, New York. 1993.
    اصول معماری مدرن، Andreas Papadakis Publishers، لندن، 2000
    • Principles of Modern Architecture Andreas Papadakis Publishers, London, 2000.
    معماری: شخصیت، زبان، مکان، Skira ، میلان، 2000
    • Architecture: Presence, Language, Place Skira, Milan, 2000
    معماری تعامل گرا
    کنش در قلمرو عمومی
    عناصر جهان زیست مشترکی -که بر پا کنندة کنش و همکنشی هستند-، به طور مشخص دیده و سپس تحت شرایط ویژگی خاص در همان جایگاهِ زیست جهان پذیرفته می*شوند. از آنجا که هابرماس «تفاهم» در «همکنشی» ها را پایة بحث های خود قرار داده، طبیعی است که به «معنا» و «زبان» اهمیت بسیاری دهد. در جزئی ترین «هم کنشی*ها»یی که نیاز به توافق طرفین وجود داشته باشد، وجود مفاهیم و زبان مشترک امری ضروری است.
    این همان بحثی است که هابرماس روی آن صحبت*هایی دارد و از اینرو معتقد است: «وقتی درباره چیزی در جهان با یکدیگر به تفاهم می رسند، ارتباط خود را بر نظامی از کلمات که از قرار بین آنها مشترک است بنا می نهند».
    ما تنها وقتی می*توانیم مفهوم رسیدن به تفاهم را توضیح دهیم که مشخص کنیم به کاربردن جمله*های دارای مقصود ارتباطی به چه معنا است. دو مفهوم گفتار و فهم متقابلاً یکدیگر را تفسیر می*کنند».
    چه بسا یک شخص، دیگری را به طور نامحسوس برای مقاصد خود به کار گیرد، یعنی، با دستکاری در ابزار زبانی، او را به رفتار مطلوب خود بکشاند و به این ترتیب او را به ابزاری برای موفقیت خود تبدیل کند. این گونه استفاده از زبان با سمت*گیریِ معطوف به نتیجه، جایگاه گفتاری را به عنوان مدلی برای کنش معطوف به حصولِ تفاهم مخدوش می*کند.»
    «کنش متقابل نمادین»
    فرهیختگیِ انسان*ها در گروی توانایی*شان در استفاده از «نماد»هاست، کمترین شکی نکنید. همانگونه که در زیر خواهیم دید، شعوری که انسان را از حیوان متمایز می*کند، در قدرت درک و بکارگیری از نمادهاست. اما لازم است این نکته را هم اضافه کنیم که «درک نماد»ها و یا «بکارگیری* نماد»ها،
    هر چند عملی است که فقط از انسان ساخته است، اما چیزی نیست که همینطوری از آدمی سر زند، بلکه محتاج زندگی کردن در جامعه و داشتن روابط اجتماعی به شیوه*ای خاص ا*ست
    درجه*ی موفقیت یا عدم موفقیتِ «کنش متقابل نمادین»، به ذخایر مشترکِ نمادهای معنادارِ بین آدمها بستگی دارد.
    کاربر مقابل پست Ar Sa عزیز را پسندیده است: memar1373



    خـــدا صـــدامــو میـــشنوی؟ ... بـــاور کـــن بـُــــریـــدم... بُــــریدم از آدمـــهای ایــــن زمیــــنت خـــــدا...

    خســـته نیـــستم امــــا خســــته م کــــردن...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
وبسایت تخصصی مهندسی عمران و معماری به عنوان یکی از نخستین سایتهای تخصصی رشته های مهندسی، خدمت رسانی خود را در سال 1389 آغاز کرد.
تمامی فایلها و آموزشهایی که در سایت قرار می گیرند بصورت کاملا رایگان بوده و هدف ما ارتقا سطح علمی دانشجویان و مهندسان عزیز کشورمان بوده است.

اکنون ساعت 15:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
ایمیل مدیریت سایت پست الکترونیکی مدیریت سایت: iromran@yahoo.com
X بستن تبلیغات
همکاري در فروش فايل سل يو