سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده و رمز عبور خود را فراموش کرده اید از طریق ايــن ليـــنک آنرا بازیابی کنید.

مقالات تالیفی آرتور امید آذری » عناصر معماری

کلید واژه آزمون نظام مهندسی چارتهای خلاصه نظام مهندسی

جهت آپلود فایل در سایت از قسمت آپلود سنتر استفاده کنید.

برای مشاهده راهنمای استفاده از امکانات سایت و روش ایجاد تاپیک جدید اینجا کلیک کنید.

برای ارتقا عنوان کاربری خود به کاربر ویژه و دسترسی به بخش ویژه VIP اینجا کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: مقالات تالیفی آرتور امید آذری » عناصر معماری

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    دی -۱۳۹۳
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معماری
    محل سکونت
    بوکـــان
    رشته تحصيلي
    معماری
    نوشته ها
    661
    پسندیده
    701
    مورد پسند: 988 بار در 498 پست
    میزان امتیاز
    1231

    مقالات تالیفی آرتور امید آذری » عناصر معماری

    نویسنده :مهندس آرتور امید آذری

    عناصر معماريهر فرم تصويري با يك نقطه آغاز مي شود كه متحرك مي شود. و خط زاده مي شود. اگر خط به حركت درآيد تا يك سطح را بوجود آورد، آنچه به چنگ ما مي آيد يك عنصر دو بعدي است. در حركت از سطح به فضا در اثر گردش و برخورد سطوح آنچه حاصل مي شود، كالبد است يعني بعد سوم. اين است جمع بندي انرژي هاي جنبشي كه نقطه را به خط و خط را به سطح و سطح را تبديل به بعد فضايي مي كند (چشم متفكر، پاول كلي، ۱۹۶۱)
    عناصر بدوی و هنرهای بصری
    هر بشر در طول تاريخ همواره به تلاشهاي گوناگون دست زده تا باورها و آرمانهاي انساني خويش را در قالب اشكال مختلف به ديگران منتقل كند و از انزواي فرديت خويش راهي به سوي جامعيت يابد. «او هنر را وسيله اي جهت سهيم شدن در احساس و پندار ديگران مي بيند، عواطف و احساسات و ذهنيات خويش را توسط مواد به حيطه «بيان» مي كشاند و از اين راه، پيوند هاي حسي خويش را با ديگران محكم مي سازد.» در اين رهگذر با آفرينش گونه هاي بيشمار هنري در زمينه هاي مختلفي چون نقاشي، معماري، موسيقي، عكاسي علاوه بر انتقال فرهنگ و تمدن بشري، دانش و اشتياق خود را نيز بارور نموده و به پرورش و تعالي روح پرداخته است. او، همواره براي بيان ايده*ها، آرزوها و آرمانهاي ذهني خويش، زبان*هاي مختلفي را به كار گرفته است، كه هنرهاي بصري يكي از زنده*ترين و گوياترين اين زبان*ها است. زماني كه بشر، هنوز موفق به اختراع خط نشده بود، تنها وسيله بيان مفاهيم ذهني او، خطوط تصويري بود. تصوير*هائي كه بشر براي ابراز عقايد و انديشه*هاي خود، بر صخره*ها و ديواره غارهاي محل زندگي خود حك كرده است، نمادهائي هستند، كه با كشف معاني آنها، به راز زندگي بشر اوليه و چگونگي ارتباط*هايشان با يكديگر، پي مي*بريم. اولين*بار، در حدود ۴۰۰۰ سال پيش، مصري*ها، خط هيروگليف «شكل ۱» و چيني*ها، خطي را كه تركيبي از واژه*ها و نمادهاي تصويري بودند، به وجود آوردند.بعدا سومریها خط میخی را ابداع کردند و سپس در حدود سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد،حروف الفبا توسط فنیقی ها پی ریزی شد و بعد از چندی یونانیها با استفاده از حروف الفباي فنيقي*ها و اضافه كردن و تغيير شكل دادن بعضي از اين حروف، آن را كامل كردند. در قرن هفتم قبل از ميلاد،با پيدايش الفباي اتروسكي، كه بر اساس الفباي يوناني به وجود آمده بود مقدمات پيدايش الفباهاي لاتين فراهم آمد، و از اين رهگذر بود، كه بشر توانست به كمك نوشتن و سخن گفتن، اساس «زبان» را پي*ريزي كند، و ديگران را از ايده**ها، آرمانها و تمايلات ذهني و عواطف و احساسات خويش مطلع سازد. زبان، كه وسيله ارتباط بين افراد بشر را فراهم مي*سازد، بر اساس «كلمه» استوار است، و از طريق درك معاني كلمات، انتقال مفاهيم امكان*پذير مي*شود. اما بسياري از ما، در جريان مكالمه با ديگران، مفاهيم بي*شماري را بيشتر از طريق حالات و رنگ چهره، حركات دست و صورت و ديگر اعضاي بدن طرف مقابل، دريافت مي*كنيم تا از راه درك كلمات و جملات او.


    [تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند. ]
    «هنرهاي بصري» يكي از مهمترين زبان*هاي بي*كلام است، كه از طريق آن، بيشترين و گسترده*ترين مفاهيم،*توسط افراد جوامع مختلف انساني، از نژادها و مليت*هاي گوناگون، دريافت مي*گردد. مفاهيمي كه از طريق هنرهاي بصری، قابل درك و دريافت مي*باشند، توسط عناصر بصري مانند: خط، نقطه، سطح، شكل، رنگ، بافت و غيره، ابراز مي*گردند. هنرمند با انتخاب بعضي از اين عناصر بصري، و آرايش آنها به گونه*اي زيبا و با بهره گيري از مواد و مصالح و ابزار كار، اثري مي*آفريند، و از اين طريق مفاهيم ذهني و عواطف و احساسات خويش را در رابطه با جهان پيرامون خود، به ديگران انتقال مي*دهد و اين اصلي است كه در كليه فعاليت*هاي خلاقه هنرهاي بصري، اعمال مي*گردد. نقاشان، مجسمه*سازان، معماران، گرافيست*ها و ديگر هنرمندان هنرهاي بصری(تجسمي)، هر يك بنا به اقتضاي مواد و مصالح مورد مصرفي خود، بعضي از عناصر بصري را در تركيبي خوش آيند و روابطي زيبا، *در قالب يك اثر هنري، عرضه مي*كنند. هنرهاي بصری، تجليات متعالي زبان بصري هستند و از با ارزش*ترين ابزارهاي آموزشي به حساب مي*آيند. شناخت و درك مباني هنرهاي بصری، انسان امروز را از اسارت قالب*هاي پيش ساخته زيباشناسي و از تفسيرهاي كليشه*اي عاميانه رهائي بخشيده و براي او اين امكان را فراهم مي*آورد تا تصوير را به عنوان خودِ تصوير، تجربه كند.
    هنرهاي بصري
    كليه هنرهائي كه در جريان آفرينش آنها، حس بينائي، عامل اصلي باشد، آنها را هنرهاي تجسمي و يا هنرهاي بصري مي*ناميم. هنرهای بصری آن گروه ازهنرهای مبتنی بر طرح است که مشخصاًحس بینایی را مخاطب قرار می*دهند. هنرهایی چون نقاشی، مجسمه*سازی، طراحی، عکاسی، گرافیک، طراحی صنعتی، معماری و طراحی داخلی و همچنین هنرهای مشتق از آن*ها از این دسته*اند. همان گونه كه از نام اين هنرها برمي*آيد، ادراك و احساس آنها، توسط انسان، بيشتر از طريق حس بينائي انجام مي*گيرد، اگر چه حواس ديگر نيز در دريافت و ادراك اين گونه هنرها، سهم مهمي دارند. گفتگو و مبادله مفاهيم از طريق سخن گفتن و نوشتن، همواره با تجسم و نمايش تصوير مكمل بوده و از تمام امكانات بصري بهره گرفته است. مفاهيم بصري، اساسي*ترين مفاهيمي هستند كه درك آنها از طريق شكل و تصوير اشياء و اجسام صورت مي*پذيرد و بدين لحاظ مجموعه دانش ما را از كل جهان شكل مي*بخشند و از اصلي*ترين و مهمترين اسباب لذت و انگيزش*هاي احساسي ما نيز به شمار مي*روند. با بیان تصویری می توان یک عبارت را مستقیما بیان کرد، یا به وسیله ادراکات بصری معنای آنچه را که دیده میشود بلافاصله دریافت. در یک تصویر واحدها و اجزای مستقل بصری در کنار یکدیگر، مانند نقوش کاشیکاری با یکدیگر ادغام میشوند و معنای خاصی به وجود می آورند. دریافت و فهم این نوع معانی به مراتب سهلتر از فهم معانی در جملات زبان است، زیرا نیازی به ترجمه ذهنی آنها نیست و معنا مستقیما قابل دیدن است. حس «ديدن» يكي از قوي*ترين و مهمترين حواس انساني است. در يك جريان واقعي ديدن، حواس شنوائي و تا حدودي، ديگر حواس ما، متفقاً شركت دارند، تا جريان ديدن را امكان*پذير سازند. از آنجا كه نقش ويژه عمل ديدن و مشاهده كردن، در ارتباط با هنرهاي بصري، از اهميت زيادي برخوردار است،* توضيح بيشتر در اين زمينه، ضروري به نظر مي*رسد. هنر، به طور كلي كوششي است از طرف هنرمند، براي آفرينش شكلها و تصاویر لذت بخش که از طریق این شکلها و صورت*ها، پيام*هاي ذهني و انديشه و تفكرات فردي خود را به ديگران، انتقال مي دهد. اين شكل*ها كه در قالب يك اثر هنري عرضه مي*شود، حس زيبائي ما را ارضاء مي*كنند. چگونگي ارضاء حس زيبائي ما، بستگي كامل به چگونگي روابط موجود بين عناصر و شكل*هاي تشكيل دهنده اثر هنري دارد. هر چقدر وحدت يا هم آهنگي بين شكل*ها و صورت*هاي يك اثر هنري، بيشتر باشد، حس زيبائي* ما را بيشتر راضي مي*كند. انسان در برابر اشياء موجود در طبيعت و در برابر شكل*ها، سطح*ها، حجم*ها، رنگ*ها و بافت*هاي گوناگون، واكنش نشان مي*دهد. در بعضي از موارد، تركيب و آرايش و تناسبات، شكل، سطح، حجم، رنگ و بافت اشياء به گونه*اي است، كه در چشم بيننده، احساس زيبائي و لذت مي*آفريند، در حالي كه عدم وجود اين گونه روابط زيبا، منجر به بي*تفاوتي و ناخوش آيندي مي*گردد. عناصري كه آنها را «عناصر بصري» مي*ناميم در حقيقت عوامل بنيادي ساخت هر اثر تجسمي است و چگونگي روابط موجود بين اين عناصر و نحوه برقراري نظامي خوش آيند و زيبا بين آنها، در چهارچوب ضوابط و اصولي قرار دارند. كليه اين عناصر و بسياري از نيروهاي بصري ديگر موجود در طبيعت، الفباي هنرهاي تجسمي و عوامل بنيادي در آفرينش آثار هنرهاي بصري، به شمار مي آيند و هنرمندان با توجه و نگرش ويژه به اين عناصر و درك روابط موجود بين آنها و با بهره*گيري از ويژگي*هاي ذهني و احساسي خويش،* در رابطه با جهان پيرامون خود، به آفرينش آثار هنري مي*پردازند، و در اين جريان، هنرهاي تجسمي با بهره*وري از عناصر بصري، قادر است همچون هنر موسيقي، دريافت*ها و تجربيات هنرمند را، كه هرگز قابل ترجمه به وسيله كلمات نيستند، به بيننده القاء نمايد. هربرت رید معتقد است: هنر همواره پرسشی زنده است که توسط حس بصری، از جهان مرئی پرسیده می شود و هنرمند فقط شخصی است که توانایی و علاقه آن را دارد که ادراک بصری خود را به صورتی مادی مبدل کند. نخستین بخش عمل ادراکی است و دومین بخش آن، بیانگرانه، اما در عمل ممکن نیست که بتوان این دو را از هم تفکیک کرد، هنرمند آنچه را ادراک می کند بیان می دارد، آنچه را که بیان می دارد، ادراک می کند.
    عناصر مفهومی و بصری در معماری
    از آنجا كه عناصر مفهومي همچون نقطه، خط و سطح و حجم مرئي نيستند و بجز با چشم ذهن نمي توان آنها را مشاهده كرد و در عالم عمل موجوديت ندارند، ما هيچ وجه از حضور آنها را احساس خالص نمي كنيم. تنها قادر هستيم به وجود آمدن يك سطح را از كشيدن عرضي خط احساس كنيم و همچنين مي توانيم منتج شدن حجم از سطح را تصور كنيم و حجمي را در نظر آوريم كه فضا را موجويت مي دهد.عناصر ايجاد كننده فرم، عبارتند از:نقطه، خط، سطح و حجم که در ادامه به تعریف انها در معماری می پردازیم.
    نقطه
    نقطه نشان دهنده موقعيت در فضا بشمار مي رود. نقطه هندسی نهادی تصوری است در فضا که به خودی خود وسعت و اندازه*ای ندارد. نقطه اساس زبان هندسه*است و شکل*هایی مثل خط، مثلث، مربع و غیره از به هم وصل کردن نقطه*ها به وجود می*آیند.
    خط
    خط را می*توان یک خم کاملا راست، با پهنای صفر و بطور بی نهایت دراز و نابسته فرض کرد. به عبارت دیگر خط عبارت است از تعداد بی*نهایت نقطه که در کنار هم در یک مسیر قرار گیرند. این به این معنی است که اگر نقطه را به عنوان یک مفهوم، و تعریف*نشده بپذیریم، خط به مجموعه نقاطی گفته می*شود که در راستایی مشخص بدون فاصله به هم چسبیده باشند و تا بینهایت ادامه داشته باشند. در واقع خط مجموعه بیشمار نقطه به هم چیبسده در راستایی ثابت است. اگر این راستا ثابت نباشد، منحنی پدید می*آید. در هندسه اقلیدسی خط عبارت است از کوتاه ترین مسیر بین دو نقطه.
    نیم خط
    نیم خط، خطی است که از یکسو نامتناهی (بی پایان) و از سوی دیگر محدود (متناهی) به یک نقطه باشد. هر نقطه بر روی خط، آن را به دو نیم خط تقسیم می*کند.
    پاره خط
    در هندسه، پاره*خط به جزئی از خط اطلاق می*شود که به دو نقطه انتهایی محدود شده، و تمامی نقاط مابین آندو را در بر بگیرد. در مورد چندضلعی*ها، پاره*خط را ضلع می*نامند هرگاه که دو نقطهٔ انتهایی آن در حکم دو رأس مجاور چندضلعی باشد، و در غیر این صورت، به آن قطر گفته می*شود.


    [تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند. ]
    تبدیل نقطه به سطح
    يك نقطه با كشيدن تبديل به يك خط با مشخصات زير مي شود:الف- درازاي خطب- راستاي خطج- موقعيت خط
    سطح
    سطح با كشيدن عرضي يك خط بوجود مي آيد كه شامل مشخصات زير است:۱٫ طول سطح۲٫ عرض سطح۳٫ شكل سطح۴٫ راستاي سطح۵٫ موقعيت سطح
    حجم
    چند وجهی را هنگامی منتظم نامند هر گاه مساحت وجوه یا رخهای آن چند ضلعیهای منتظم برابر و [تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند. ]های آن هم برابر باشند. گر چه چند ضلعیهای منتظم ار هر مرتبه ای موجودند، ولی تنها پنج چند وجهی منتظم متفاوت وجود دارند چند وجهیهای منتظم از روی تعداد وجود آنها نامگذاری می شوند. مثلا چهار وجهی با چهار وجه مثلثی، شش وجهی، یا مکعب، با شش وجهی مربعی، هشت وجهی با هشت وجه مثلثی، دوازده وجهی با دوازده وجه پنج صلعی، و بیشت وجهی با بیست وجه مثلثی را داریم. تاریخ نخستین این چند وجیهیهای منتظم در تاریکی فراموشی روزگار گذشته از یاد رفته است. بررسی ریاضی آنها در ماله هشتم اصول اقلیدس آغاز شد. اولین حاشیه بر این مقاله خاطر نشان می سازد که این مقاله اجسام موسوم به افلاطونی را بررسی می کند، که به غلظ چنین نام یافته اند، زیر سه تا از آنها، یعنی چهار وجهی، مکعب، و دوازده وجهی منسوب یه فیثاغورسیان است، در حال که هشت وجهی و بیست وجهی و بیست وجهی به تئایتتوس منسوب می باشد. این مطلب می تواند حقیقت داشته باشد. به هر حال، افلاطون توصیفی از هر پنج چند وجهی متنظم داده است؛ وی در کتاب تیمایوس خود نشان می دهد که چگونه می توان نمونه هایی از اجسام توپر را با ترکیب مثلثها، مربعها، و پنج ضلعیهایی که وجوه آنها را تشمیل می دهند، ساخت. تیمایوس افلاطون همان تیمایوس لوکریسی پیروفیثاغورث است که از قرار معلوئم افلاطون وی را به هنگام دیدار از رم دیده است. در این اثر افلاطون، تیمایوس چهار جسم توپز را که به آسانی می توان ساخت- چهار وجهی، هشت وجهی، بیست وجهی، و مکعب- را به صورت رمز گونه ای با چهار عنصر نخستین کلیه اجسام مادی- آتش، باد، آب و خاک- مربوط می سازد اینکه همه اجسام جهان زیر قمر از چهار یا پنج عنصر ساخته شده است ظاهرا از هندیها گرفته شده است. اشکال مربوط به توجیه جسم توپزر پنجم، دوازده وجهی، با انتساب آن به جهان پیراموان حل می شود.یوهان کپلر اخترشناس، ریاضیدان، و عالم معانی باطنی اعداد توضیح استادانه ای برای انتسابهای تیمایوس ارائه کرد. وی به طور شهودی پذیرفت که از بین اجسام توپر منتظم، چهار وجهی کوچکترین حجم را نسبت به سطح خود محصور می کندشف در حالی که بیست وجهی بیشترین حجم را در بر م گیرد. حال این نسبتهای حجم به سطح به ترتیب کیفیتهای خشکی و تری هستند، و چون آتش خشکترین این چهار عنصر و آب نمناکترین آنهاست، چهار وجهی باید مظهر آتش و بیست وجهی مظهر آب باشد.مکعب با خاک مربوط است زیرا مکعب، که استوار بر یی از وجوه مربع شکل خود تکیه می کند، بیشترین پایداری را دارد. از سوی دیگر، هشت وجهی وقتی که دو راس متقابل آن به آرامی بین دو انگشت سبابه و شست نگهداشته شود، به آسانی می چرخد و ناپایداری باد را دارد.
    حجم و احراز حجم
    حجم با كشيدن عرضي سطح بوجود مي آيد كه مشتمل بر مشخصات زير است:۱٫ طول حجم۲٫ عرض حجم۳٫ ارتفاع حجم۴٫ فرم و فضا در حجم۵٫ راستاي حجم۶٫ موقعيت حجم
    نقطه در معماری
    يك نقطه نشان دهنده يك موقعيت در فضا است. قابل درك نيست چراكه نه طول، نه عرض و نه عمق دارد؛ از اين رو ساكن، متمركز و بي راستا مي باشد.
    احراز نقطه در معماري
    به عنوان ابتدايي ترين عنصر در واژگان فرم معماري، نقطه مي تواند مطرح باشد. شرايط احراز نقطه عبارتند از:۱٫ دو سر يك خط۲٫ نقطه تلاقي دو خط۳٫ نقطه تلاقي در گوشه هاي سطح يا حجم۴٫ نقطه مركزي يك ميدان يا دايره
    مركز گرايي و احراز نقطه در معماري
    هرچند از نظر تئوري، يك نقطه نه داراي شكل است و نه فرم، اما هرگاه در يك ميدان ديد بصري قرار گيرد، حضور آن محسوي مي شود. در مركز يك محيط، يك نقطه ساكن وجود دارد كه عناصر بوجود آورنده محيط را سامان و سازمان مي دهد و بر ميدان احاطه دارد.
    ادراك بصري نقطه
    هرگاه نقطه از مركز خارج گردد، تمركز و ميدان نامانوس مي گردد و مي توان گفت به علت اين عدم تمركز يك تنش بصري بين نقطه و ميدان آن حاصل مي آيد.يك نقطه داراي راستا نيست. براي نمايش دادن بصري يك موقغيت در فضا يا در سطح زمين، بايد نقطه را بر روي يك حط عمودي به صورت خطي همانند آنچه در يك ستون يا برج ديده شود، تصور كرد. در پلان هر عنصري كه اينگونه ديده شود، يادآور خصوصيات يك نقطه است. ديگر فرم هاي زاده شده از فرم كه مي توانند چنين كيفيتي را حاصل كنند، عبارتند از:
    دايره
    اشکال هندسی در زندگی همیشه دارای کاربردهای فراوان بوده و برای فعالیتهای انسان الهام بخش و سمبل نیز شده است. دایره یکی از این اشکال است. ابتدایی*ترین کاربرد دایره ، چرخ و چرخ*دنده*ها هستند که از قدیم*الایام بکار رفته و می*روند. همچنین ابزار آلات زینتی چون تاج ، گردبند ، خلخال و حلقه*ها ، کاربردی به اندازه تاریخ بشری دارند. نمونه مثال زدنی حلقه ازدواج است که بین زوجین مبادله می*شود و این برگرفته از حلقه*ای است که در دست اهورامزدا در پیکره*ها و مجسمه*ها دیده می*شود. با توجه به قرینه مذهبی قداست و پاکی ازدواج در ایران باستان را نشان می*دهد که اکنون فرهنگی جهانی گشته است. دایره در فرهنگها، انجمنها، شهرسازی، اندیشه*های هنری و ریشه*دار بخصوص در ابزار آلات نجومی جایگاه نمادین و کاربردی دارد. در فرهنگ و ادیان قدیم ازجمله بودا، نماد آسمان، جهان پاک، افلاک گردنده و غیر دنیاست در حالی که در مقابل دنیا چهار گوشه و مربع است که به وضوح در بیان اشعار و ادبیات ایرانی بویژه غزلیات عرفانی مشاهده می*شود.
    دایره در هنرهای اسلامی ایران
    در هنرهای اسلامی ایرانی دایره*ها، به شکل شمس و حلقه نورانی در اطراف سرائمه و بزرگان دین دیده می*شود. همچنین با توجه به کراهت صورتگری و مجسمه سازی در اسلام و ظریف اندیشی شیعه، هنرهای اسلامی به شکلهای اسلیمی، گل و بوته، نقشهایی ختایی سوق داده شد. اشکال و خطوط و ترکیب رنگ در مینیاتورها، تذهیبها و فرشها با زینت و ترکیب و نقش نگار پخته*تری تکامل یافتند.دایره به شکل شمسه*های زیبایی تزیین داده شد و شمسه*ها به صورت منفرد یا در سایر هنرها کاربرد یافت. در خطوط گل و بوته و اشکال اسلیمی و ترکیب رنگ دایره به عنوان پایه*ای*ترین ، اصلی*ترین و اساسی*ترین شکل بکار گرفته می*شود. و سیر کلی به سوی مرکز برای وصل فنا نقطه*ای (سیاه) است. که اختیار را از چشمان بیننده گرفته و با سیر در تابلو به مرکز هدایت می*کند.
    دایره و نقطه سیاه و قرمز
    در میان قبایل بدوی و بسیاری از انجمنها و دسته*های سری قدیم، سمبل مفاهیمی چون ابدیت، جاودانگی و مرگ بوده است و دایره سیاره و دوایر متحدالمرکز در تمرینات اساسی ماینه*تیستها، هیپنوتیستها و درمانگران حرفه*ای می*باشد. دایره و نقطه سرخ که اغلب نشان آفتاب می*باشد در پرچم و سمبل ملل شرق آسیا نیز مشاهده می*شود.بطلیموس در دو قرن پیش از میلاد بر اساس تفاوت حرارت، سرزمینهای شناخته شده آن روزگار را به هفت اقلیم تقسیم کرده است از آنجا که تقسیم بندی بطلیموس بر اساس دایره*های مداری است اقلیمهای هفت گانه را اقلیمهای هندسی نیز نامیده*اند. به نظر صاحبنظران، اصطلاح هفت شهر، هفت اقلیم و هفت وادی که در ادبیات و حکمت ایرانی وارد شده است الهامی از نظریات بطلیموسی را در خود دارد. اجرام آسمانی به دو دسته ثوابت و اجرام متحرک و متغیر تقسیم بندی شد و اجرام متغیر شناخته شده آن روز، خورشید، زمین، بهرام، تیر عطارد، مشتری و زحل هر کدام در مداری و آسمانی تصور شدند. آسمان اول، آسمان دوم … تا هفت آسمان.
    توسعه شهری و الگوهای برگرفته از دایره
    توسعه شهرها، تامین نیازمندیهای آنان، چاره*جویی برای توسعه*های آینده شهر، اتخاذ تصمیماتی که بتواند مشکلات شهری را به حداقل برساند و بالاخره آنکه چگونه رابطه منطقی بین انسان با محیط طبیعتش حفظ شود، به تحولاتی در امر شهرسازی منجر شد. نخستین نظریه در زمینه شهرسازی شخصی به نام هیپوداموس ۴۸۰ سال قبل از میلاد بود و بعد از آن نظریات و راهکارهای متفاوت شهرسازی بوجود آمد. ولی پیدایش دانش امروزی شهرسازی به قرن نوزده میلادی می*رسد. از میان نظریه*های شهرسازی می*توان نظریه*های زیر را نام برد.
    نظریه دوایر متحدالمرکز
    در این نظریه الگوی ساخت شهر بر این اصل استوار است که توسعه شهر از ناحیه مرکزی به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعداد مناطق متحدالمرکز را تشکیل می*دهد. این مناطق با ناحیه مشاغل مرکزی شروع شده و بوسیله منطقه در حال تحول احاطه می*شود.نظريه دواير متحد المركز به وسيله افرادي به نام «ارنست برگس و رابرت پارك» در سال ۱۹۲۰ ميلادي پيشنهاد شد. اين دو از بنيانگذاران «مكتب شيكاگو» در سال ۱۹۱۶بودند. مكتب شيكاگو در سال ۱۹۱۶ در مطالعات شهري بوجود آمد كه رابرت پارك، ارنست برگس و رودريك مكنزي از بزرگان اين مكتب در آن زمان هستند. بر پايه اين نظر الگوهاي مكاني شهر دايره هاي هم مركزي هستند كه از ۵ دايره تشكيل شده اند:الف) بخش تجاري مركزي. ب) بخش انتقالي كه ناحيه عمده فروشي صنايع سبك و برخي زيستگاه هاي قديمي است. پ) منطقه مسكوني طبقه كم درآمد. ت) منطقه مسكوني طبقه متوسط. ث) منطقه مسكوني طبقه بالا.این طرح به عنوان نظریه ای متحد المرکزی شناخته شده است. الگوی ساخت شهر بر این اصل استوار است که توسعه شهر از ناحیه مرکزی به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعدادی مناطق متحدالمرکز را تشکیل می دهد. این مناطق، با ناحیه مشاغل مرکزی شروع شده و به وسیله منطقه در حال تحول احاطه می شود، که خود در حال تبدیل به ادارات و صنایع سبک بوده و یا به واحدهای مسکونی کوچکتری تبدیل می شوند. این قسمت، ناحیه ای است که مهاجرین شهر به طرف آن جلب می گردند و به نوبه خود یا مسکن کارگران است یا محل بعضی از ساختمانهای قدیمی شهر، بالاخره منطقه سفرکنندگان در بیرون منطقه ساخته شده شهر قراردارد. قسمت اعظم منطقه سفرکنندگان، احتمالاً بصورت اراضی باز است اما دهکده هایی که در داخل آن وجود دارد، اغلب خصوصیات خود را تبدیل به سکونتگاههای خوابگاهی می نمایند.این نظریه را درسال ۱۹۲۵ برگس در ارتباط با شهرهای آمریکای شمالی پیشنهاد کرد. مبنای این نظریه را مطالعات برگس در رابطه با توسعه شهر شیکاگو و بررسی پروسه و مراحل متابولیسم و تجهیزات شهری که در ارتباط مستقیم با توسعه هستند، تشکیل می داد.اين طرح بر اساس الگوي ساخت زير استوار است كه توسعه شهر از ناحيه مركزي به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعدادي منطق متحد المركز را تشكيل مي دهد.بر اساس این مدل، توسعه شهر بصورت شعاعی از مرکز شهر شروع و به یکسری دوایر متحد المرکز منجر می شود. در مرکز به علت دسترسی فوق العاده ، بخش مرکزی تجارت (C.B.D) قرار دارد و بیشترین تمرکز فعالیتهای بازرگانی، بانکداری و سایر موسسات مالی، مغازه ها، خرده فروشان و موسسات مربوط به اداره امورتجاری در این بخش یافت می شود. قیمت بالای زمین شهری موجب می شود که از آن به اقتصادی ترین نحوه ممکن استفاده شود. بنابراین بلندترین ساختمانها در مرکز شهرساخته می شود. ارنست برگس این منطقه را بخش مرکزی تجارت می نامد. حلقه یا ناحیه دوم، منطقه عبور (گذار) نامیده می شود. وجوه تمایز این منطقه، بناهای کهنه اختصاص یافته به تجارت وتولیدات سبک، نظیرعمده فروشی، انبارها وفعالیتهای اداری منطقه اول است. اینجا منطقه ای است که پایین ترین کیفیت مسکونی را دارد و اغلب گروههای مهاجر و کم درآمد را درخود جای می دهد.منطقه سوم، منطقه مسکونی کارگران و منطقه کارخانجات نامیده می شود. در این منطقه کارگران کارخانجات در مجاورت محل کارخود سکونت یافته اند. مشخصه عمده این منطقه وجود آپارتمانهای بلند برافراشته با اجاره بهای نازل و سهولت دسترسی به محل کاراست.بعد از این منطقه، منطقه مسکونی طبقات مرفه با ساختمانهای مجزا و تفکیک یافته (۳) حلقه چهارم را به خود اختصاص داده است و سرانجام حلقه یا منطقه پنجم (۴) منطقه حومه شهری و محل سکونت افرادی است که برای انجام کارهای روزانه به مرکز شهر عزیمت و عصرها به محل مسکونی خویش مراجعت می کنند.مشخصه اصلی نظریه دوایر متحد المرکز عبارت از این است که در جریان توسعه شهر، هرمنطقه ، سیطره خود را با اشغال منطقه یا حلقه بعدی گسترش می دهد، از طرف دیگر، اگر کاهش در جمعیت صورت گیرد، نواحی برونی بی تغییرمی ماند در حالیکه منطقه تحول به طرف هسته اصلی عقب نشینی می کند؛ در نتیجه محلات فقیر تجاری یا مسکونی ایجاد می شود.انتقاداتی که براین مدل وارد شده، عبارتنداز:۱٫ هر چند شهرها از مرکز شروع به رشد می کنند، ولی توسعه و رشد، هیچ وقت در تمام جهات یکسان نبوده است. این امر موجب رشد بخشهایی در یک منطقه خاص می شود که در زمانهای متفاوت زیرساخت رفته است.۲٫ در نظر برگس همواره گسترش حومه های مسکونی (منطقه پنجم) زمینهای کشاورزی را در برمی گیرد. در حالیکه زمین کشاورزی ممکن است هم به سکونت و هم به استقرار صنایع و غیره اختصاص داده شود.۳٫ برگس شهر را با یک مرکزیت واحد در نظردارد، در حالیکه در واقع ممکن است بیش از یک مرکز عملکردی در شهر وجود داشته باشد.۴٫ فرم توسعه متحدالمرکز در جاهایی که ملاحظات توپوگرافیک و شبکه های حمل و نقل منظور شوند وجود ندارد. در حالت دومی کاربرد زمین و جمعیت به مثابه عوامل فشار عمل می کنند و با جهت دادن توسعه در مسیرراههای ارتباطی شکل دایره ای را بصورت ستاره ای به هم می زنند. به هر صورت تا زمانی که این نظریه به مثابه اصول زیربنایی و نه نمایانگر ساخت دقیق فضایی شهر منظور شود، انتقادات فوق از اعتبارات کلی آن نمی کاهد.
    نظریه قطاعی
    تعدیل و تغییر در جهات مختلف این نظریه است. شهرها برای همیشه نمی*توانند حالت متحدالمرکزی مناطق را حفظ کنند. در این نظریه اجازه خانه به عنوان راهنما مطالعه شهر را عملی می*سازد. ساخت واحدهای گرانقیمت از کانون اصلی در طول شبکه*های رفت و آمد، ساخت واحدهای مسکونی دیگر و ارزان*تر به سوی فضاهای باز و جابجایی ساختمانهای اداری و تجاری، توسعه واحدهای مسکونی گرانقیمت را در جهت عمومی عملی سازد. آپارتمانهای لوکس در مجاورت بخشهای تجاری و مسکونی قدیمی بوجود آمده و واحدهای گرانقیمت شهر بطور اتفاقی و نامنظم جابجا نمی*شوند. راههای شعاعی از مرکز شهر به اطراف کشیده می*شود و عامل دسترسی به این راهها و قیمت زمینها را در مناطق مختلف شهر تعیین می*کند.
    مدل حلقه*ای
    در این مدل به جای آنکه خطوط اصلی حمل و نقل به صورت خطی گسترش یابد به شکل دایره*ای و به موازات مرکز شهر، حواشی ناحیه مرکزی و بافتهای اطراف آن را احاطه می*کند. و دور تا دور بافت را گره*های شهری بوجود می*آورد و فعالیتها شکل حلقه*ای یا زنجیره*ای به خود می*گیرند.
    طرح مکمل مدل کهکشان
    بر اساس نظریه ویکتورگروئن در بیشتر شهرهای بزرگ کاربرد دارد. شهر از مراکز متعددی تشکیل یافته و هر کدام واحدهای دیگری را بوجود می*آورد و بوسیله شبکه*های ارتباطی مشترک و مستقل و منطقه*ای بافتها به همدیگر مرتبط می*شوند. مجموعه این بافتها و شبکه*ها یک شبکه کهکشانی را بوجود می*آورد. خدمات مرکزی در وسط بافت و جایگاه صنایع در نواحی اطراف شهر و در خارج از بافت اصلی پیش*بینی شده است.
    استوانه
    اُستوانه یک شکل هندسی فضایی است که از دو دایره در قاعده*های بالا و پایین ساخته شده که با خطهای عمودی به هم پیوند خورده*اند و حجمی را در فضا اشغال کرده*اند. همچنین می*توان گفت که استوانه یک شکل فضایی شبیه منشور است که قاعده*های آن به جای چند ضلعی دو دایرهٔ همنهشت هستند.
    خط
    دو نقطه توصيف كننده خطي است كه ما بين انها است. اين نقاط مي توانند يك خط محدود و معين را بوجود اورند اما با عبور خط از محدوده نقاط مي توان يك پاره خط نامحدود حاصل كرد. به علاوه، بر خط ميان دو نقطه مي توان يك خط نيمساز آورد تا دو طرف نقاط قرينه شود. از آنجا كه اين محور يعني خط نيمساز مي تواند داراي طول نامحدود باشد، چه بسا اهميت آن از خط ياد شده بيشتر باشد.
    پلان و عنصر خط در معماری
    در پلان، دو نقطه مي تواند دال بر راه ورود نشان دهنده گذرگاهي از يك مكان ديگر باشد. اگر اين دو نقطه بطور عمودي بسط داده شود، هم بيانگر سطح ورود و هم راه عمود بر آن مي باشد.
    تبدیل نقطه به خط
    هرگاه يك نقطه كشيده شود، تبديل به خط مي شود. از نظر دركي يك خط داراي طول است اما هيچگونه عرضي و ارتفاعي ندارد. يك نقطه از نظر ويژگيها، ساكن است اما يك خط كه مسير حركت يك نقطه را معلوم مي كند، قابليت شرح بصري راستا، حركت و رشد را دارا است.
    قابليت هاي خط در معماري
    خط داراي اين قابليت است كه:۱٫ پيوند دهد، متصل كند، احاطه كند يا ديگر عناصر رويت پذير را تلاقي كند.۱٫ لبه سطوح را توصيف كند و به سطوح شكل دهد.۲٫مفصل بندي و پيوستگي سطوح را پديد آورد.
    ادراک بصری خط در معماری
    اگرچه يك خط تنها داراي يك بعد است ولي بايد داراي حدي از ضخامت باشد تا مرئي گردد و آن هنگام خط محسوب مي شود كه در ازاي آن بر عرض آن غالب باشد. خصوصيت خط، چه نازك و چه ضخيم، چه كمرنگ و چه پر رنگ، بواسطه دركي كه ما از نسبت طول و عرض، شكل و مقدار كشيدگي آن داريم، آشكار مي گردد.
    خط و تکرار عناصر خاص
    حتي تكرار عناصر تشابه اگر به اندازه كافي مستمر و ممتد باشد، مي تواند به عنوان خط تلقي شود.
    خط و راستای خط
    راستاي يك خط بر نقش آن بر ساختار بصري تاثير مي گذارد. يك خط عمودي مي تواند بيانگر حالتي از موازنه در رابطه با نيروي ثقل باشد، وضعيت انسان را نمادينه كند و يا موقعيتي را در فضا نشان دهد، يك خط افقي مي تواند نماينده تثبيت باشد، سطح زمين، افق يا يك پيكر خفته را نشان دهد.
    خط مورب و اعوجاج
    يك خط مورب يا كج، انحراف از خط افقي يا عمودي را نشان مي دهد. اين خط مورب را مي توان يك خط عمودي در حال افت و يا يك خط افقي در حال خيز تصور كرد. در هر دو حالت، اين خط پويا است و در حالت نامتوازن خود از نظر فعال است.
    خط و ستون ها و برجها و گلدسته ها در معماری
    عناصر خطي عمودي مانند ستونها و برجها و گلدسته ها نقش يادبود از وقايع مهم را در طول تاريخ ايفا كرده اند و هدف از آنها نشان دادن نقطه خاصي در فضا است.
    خط و ماهیت خیالی آن
    يك خط بيش از آنكه يك عنصر مرئي باشد، مي تواند يك عنصر خيالي باشد. يك مثال آن در معماري، محور است كه خطي است كه حد فاصل دو نقطه را پر و عناصر طرفين آن را بصورت قرينه سامان و ترتيب مي دهد.
    فرم های خطی در ساختمان
    ساختمانها نيز در فرم مي توانند خطي باشند بخصوص هنگاميكه فضاهاي تكراري قرار است در طول مسير گردش يا سيركولاسيون سامان بخشي شوند. فرمهاي ساختمان هاي خطي قابليت محور كردن فضاهاي بيروني و همچنين انطباق دادن شرايط محيطي سايت را دارا هستند.
    خط و ماهیت مفصل بندی
    در مقايس كوچكتر، خط، لبه و حجم سطحها، مفصل بندي مي كند. اين خطوط مي توانند توسط مفصل هاي داخلي يا مابين مصالح ساختماني مانند چارچوب هاي در و پنجره، گشودگي درها و تيرها و ستونها بيان شوند.
    دو خط موازي
    دو خط موازي داراي اين قابليت هستند كه سطح را بگونه اي توصيف كنند كه قابل ذرك براي بين معمارانه شوند. يك غشاء فضايي نورگذر را مي توان بصورتي در ميان آنها كشيد كه روابط قابل درك بصري را حاصل آورند. هرچه فاصله خطوط كمتر باشد، حس قوي تري از ايجاد سطح را تحويل و نشان مي دهد.
    يك سري خط هاي موازي
    يك سري خطوط موازي به واسطه تكراري بودن خود، سطحط را توصيف مي كنند كه براي ادراك ما قابل قبول تر باشد. به محض بسط دادن خطوط در طول سطح، سطح متاثر از آنان واقعيت مي يابد و فواصل تهي مانده بين خطوط حالت سطح واقعي مي گيرند.
    ستون و خط هاي در معماري
    ستون يك تكه خاص و مستحكم از ديوار است كه عمودا از همان فونداسيون تا بالا كشيده مي شود. رديفي از ستونها در واقع همان ديوار هستند كه در برخي جاها باز و ناپيوسته اند.
    ستون
    سُتون نوعی سازه است به شکل عمودی که برای انتقال بار ساختارهای فوقانی به ساختارهای زیرین ایجاد می*شود. ساختارهای مهندسی با هدف مشابه عبارتند از تاق و فرسب. البته ستون ممکن است وزن هیچ ساختاری را تحمل نکند و تنها جنبه تزیینی داشته باشد. در مهندسی سازه، ستون به عضوی گفته میشود که نیروی فشاری را تحمل کند. بنابراین در ستون ها، بحث کمانش مطرح و عاملی تعیین کننده است. رفتار کمانشی ستون با پارامتری بنام ضریب لاغری تعریف می شود. در معماری مصر باستان ایمهوتپ معمار ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد از ستون*های سنگی استفاده کرد که سطح کنده*کاری شده آنها نمایش دهنده دسته*های نی بود. بعضی از زیباترین نمونه*های ستون دنیای باستان در ایران روزگار هخامنشیان و در تخت جمشید دیده می*شود.
    پلان و جزئیات ستون*های تخت جمشید
    [تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند. ]
    سطح
    هرگاه خطي در راستايي غير از راستاي ذاتي و اصلي خود گسترش داده شود، تبديل به سطح مي شود. يك سطح، از نظر ادراكي داراي درازا و پهنا مي باشد اما داراي ارتفاع نيست.
    شكل
    شكل در ابتدا، معرف خصايص يك سطح است و با نمايه خطي كه لبه سطح را تعريف و احراز مي كند، تعيين مي شود. از انجا كه درك ما از شكل ممكن است دستخوش تغيير حالتهايي شود كه پرسپكتيو را به وجود مي آورد، ما فقط ان هنگام شكل را واقعي در مي يابيم كه آن را از نزديك مشاهده كنيم.
    خواص تكميلي سطح
    خواص تكميلي سطح را مي توان چنين مورد اشاره قرار داد:رنگ، سطح، الگوي آن و بافت آن كه هركدام از اينها بر ثقل و تثبيت بصري آن اثر مي گذارد.
    تركيب سطح
    در تركيب سطوح ساختماني از سطح براي توصيف حدود حجم معماري استفاده مي شود. اگر معماري به عنوان يك هنر ديداري درباره شكل گيري احجام سه بعدي توده و فضا در نظر گرفته شود، آنگاه سطح را بايد به عنوان يك عنصر كليدي در واژگان طراحي معماري بشمار آورد.
    خواص تكميلي سطح
    اين خواص بنا به ماهيت خواص تكميلي مفهوم سطح در معماري ناميده مي شوند كه عبارتند از:۱٫ اندازه۲٫ شكل۳٫ رنگ۴٫ بافت
    بافت
    بافت نمود و ظاهر یک سطح است از جنبه کیفیت قابل لمس آن. به سخن دیگر، بافت تنها عنصر بصری است که از طریق دیدن، احساس لمس کردن را در بیننده بر می انگیزد. در آ‏ثار هنری چهار نوع بافت قابل تشخیص اند:۱٫ واقعی،۲٫ ساختگی،۳٫ انتزاعی،۴٫ ابداعی.بافت واقعی، کیفیتی است در رویه شیء که از طریق حس لامسه تجربه می شود. این نوع بافت، عمدتا ً به حوزه مجسمه سازی تعلق دارد، ولی هنرمندانی چون ونگوگ آن را در نقاشی نیز به کار بردند. بعدا ً پیکاسو و براک با ابداع اسلوب تکه چسبانی -در واقع با چسباندن شیء بافت دار بر روی سطح نقاشی – بهره گیری هنری از بافت واقعی را متداول کردند.هر رویه ای، به لحاظ روشنی – تیرگی و انعکاس های نور، دارای ویژگی هایی است. هر گاه این ویژگی ها توسط نقاش عینا ً تقلید شوند، بافت ساختگی حاصل می آید. نقاشان فلاندری و هلندی سده هفدهم در بازنمایی دقیق بافت و جنس موادی چون پارچه، شیشه، چوب، فلز و غیره استاد بودند.بافت انتزاعی فقط اشاره ای به بافت واقعی و اصلی دارد. به سخن دیگر، هنرمند بنا بر ضرورت صوری و بیانی خاص، بافت اصلی را ساده تر و انتزاعی تر می نمایاند. این نوع بافت، معمولا ً در آثار انتزاعی به کار برده می شود و عاملی موثر در ترکیب بندی است. پیکاسو در بسیاری از نقاشی های خود از چنین بافت هایی استفاده کرده است.تفاوت بافت ابداعی با بافت انتزاعی در این است که با آنکه اساسا ً از چیزی بر گرفته شده، سابقه ای برای آن نمی توان یافت. چنین به نظر می آید که هنرمند بافت خاصی را برای مقاصد خود آفریده است. سوررئالیست ها از این نوع بافت برای ایجاد جلوه های شگفت انگیز و تکان دهنده بهره می گرفتند.
    انواع سطح
    سطح بالا سري
    سطح بالاسري مي تواند سطح بام باشد كه فضاهاي داخلي ساختمان را از عناصر اقليمي و آب و هوايي پوشش مي دهد. يا مي تواند سطح سقف باشد كه سطح محصوركننده يك اطاق است.
    سطح ديوار
    سطح ديوار به علت راستاي عمودي خود، نقش فعالي را در زمينه ديداري ما بعهده دارد و در شكل دادن و احاطه فضاي معماري حياتي است. دیوار یکی از کهن ترین عناصر معماری است.به عبارت دیگر بشر زمانی معماری را خلق کرد که توانست نخستین بار دیوار را خلق کند. حال این آفرینش با کندن صخره ها و کوه ها همچون کندوان تبریز یا کاپادوکیه در ترکیه بوده و یا با چیدن چینه های خشتی در گنج دره در هزاره هشتم پیش از میلاد و یا چیدن تکه های عظیم الجثه سنگ در استون هنج انگلستان بوده، بشر توانست با خلق دیوار یا کاملتر بگویم، مفهومی به نام چهار دیواری، معماری را خلق کند.
    نقش تاریخی دیوار در معماری
    اکنون ببینیم که نقش تاریخی دیوار در معماری چگونه بوده و ضرورتهای تاریخی و پیشرفتهای تاریخی،چه نقشهایی نوینی بر عهده آن نهاده است و نیز نظریات جدید و نظریه پردازان جدیدتری که معماری را سراپا دگرگون می خواهند و البته می خواهند با حذف تمام عناصری که یاد از آنها شد، فضایی جدید را خلق نمایند!!! نقشهای تاریخی دیوار عبارتند از:۱٫حفاظ و حصار و دفاع در مقابل هجوم دشمنان که البته با اختراع سلاحهای آتشین به ویژه توپ، دیوار این کارکرد خود را تا حد زیادی از دست داد و امروزه این کارکرد تنها برای جلوگیری از ورود بیگانگان به بنا به کار می رود.۲٫ محدود کننده مالکیت.۳٫پوشش بیرون ساختمان(نما).۴٫ نگهدارنده وزن سقف و نقش سازه ای که البته این نقش نیز با پیشرفتهای تکنولوژی ساختمان و ابداع اسکلت فولادی و بتن آرمه در سده ۱۹ میلادی، تا حد زیادی کم رنگ شد. هرچند گاهی اوقات امروزه نیز از دیوارهای باربر آجری یا سنگی یا دیوار از جنس بتن مسلح به این منظور استفاده می شود.۵٫ تقسیم و ایجاد فضا و نقش زیبایی شناختی آن که در این مورد باید گفت، یکی از مهم ترین کارکردهای دیوار تیز همین مقوله است، چراکه در بیشتر موارد تعیین کردن محدوده فضا بر عهده دیوار است.۶٫عایق در برابر حرارت و برودت و رطوبت که در این مورد باید گفت نیاکان هنرمند و خردمند ما با ایجاد دیوارهایی که در تابش سوزنده تابستان گرم ایران زمین، فضایی خنک و دلنشین و در زمستان سرد آن به ویژه در مناطق کویری و نیز آذربایجان و نواحی غربی و شرقی و شمال شرقی ایران زمین (همچون افغانستان و تاجیکستان کنونی)، دمایی معتدل و آرامش بخش را برای ساکنان خانه ها و کاخها و مساجد و بازارهای ایران آن روزگاران به ارمغان می آوردند، سرآمد همتایان خود در جهان در استفاده از این ویژگی دیوار بودند.
    سطح كف
    سطح كف هم مي تواند سطح زمين باشد كه ايفاگر نقش فونداسيون فيزيكي است كه از نظر ديداري در شكل ساختمانها و معماري وجود دارد و يا سطح كف است مانند سطح كف اطاقي كه ما بر روي آن راه مي رويم.
    سطح زمين
    در نهايت سطح زمين، نگهدارنده كل ساختمان معماري است. همراه با سماله آب و هوا و ديگر شرايط محيطي سايت، پلان و خصوصيات توپوگرافي سطح زمين بر فرم ساختماني كه از آن سر مي افرازد، موثر است. ساختمان هم مي تواند طوري ساخته شود كه هم سطح زمين باشد يا بر روي زمين يا زير آن ساخته شود.
    صفه و سطح زمين
    سطح زمين را مي توان مرتفع كرد تا مكاني مقدس و درخور اهميت بر آن قرار گيرد. مي توان آن را به صورتي در آورد كه بيانگر فضاهاي بيروني باشد، زمين را مي توان حفر يا تراس بندي كرد تا سكوئي مناسب براي ساخت بر روي آن فراهم آورد يا مي توان آن را پله بندي كرد تا در ارتفاع تغييراتي حاصل اورد و به آساني قابل تردد گردد.
    سطح داخلي ديوار
    سطوح داخلي ديوارها قسمتي از فضا را ايزوله مي كنند تا محيط داخلي كنترل شده اي را حاصل اورند. ساخت آنها هم آرامش داخلي و هم حفاظت در برابر عناصر اقليمي را براي فضاهاي داخلي يك ساختمان بوجود مي آورد. گشودگي هاي مابين ديوارها پل ارتباطي را با محيط بيرون برقرار مي كند. ديوار بيروني، شكل فضاي داخلي را قالب بندي مي كند. شكل دهنده فضاي بيروني بشمار مي رود و بواسطه آنها، فرم، حالت حجمي و تصوير يك ستختمان در فضا را توصيف مي كند.
    سطح بيروني ديوار
    سطح بيروني يك ديوار عنصري در طراحي است كه مي تواند همچون نماي شهر يا نماي معماري را مفصل بندي كند. در ساختار شهري، اين نماها به عنوان ديوارهايي مانند حياط، خيابان و محل تجمع عمومي مانند ميدان و بازار عمل مي كند.
    ديوار عمودي و حائل و سطح در معماري
    يكي از روشهاي قابل استفاده از سطح ديوارهاي عمودي همانند عنصري سات كه سيستم ديوارهاي حايل بكار مي رود. هنگامي كه اين ديوارها بصورت موازي چيده مي شوند تا بعنوان حائل بام مورد استفاده قرار گيرند، ديوارهاي حائل معرف شكافهاي خطي در فضا مي شوند كه كيفيت هاي نيرومند راستايي را تعريف مي كنند. اين فضاها را مي توان تنها با ايجاد گشودگي در ديوارهاي حائل به هم مرتبط كرد تا ايجاد مناطق متقاطع فضا را فراهم كند.
    كف يك سطح در معماري
    هنگامي كه بر روي يك كف راه مي رويم و داراي تماس فيزيكي با ديوار هستيم، معمولا سطح سقف دور از دسترس ما خواهد بود و مي توان گفت كه هميشه يك واقعه ديداري در فضا است. اين سقف مي تواند سطح زيرين يك بام يا كف ديگر باشد و بيانگر فرم ساختمان از نظر حائل بودن و نگهداري سقف بر روي ديوارها باشد و يا حتي مي تواند بعنوان سطح معلق محصوركننده فوقاني يك اطاق يا هال انگاشته شود.
    سقف يك سطح در معماري
    به عنوان يك پوشش مجزا، سطح سقف مي تواند طاق آسمان را نمادينه كند و يا مي تواند بعنوان اولين عنصر پناه دهنده اي در نظر گرفته شود كه قسمت هاي مختلف يك فضا را وحدت مي دهد. سطح سقف مي تواند جايگاهي براي گچكاري و نقاشي هاي سقفي و ديگر وسايل هنري باشد و همچنين مي تواند پايين تر يا بالاتر قرار گيرد كه مقياس فضا را تغيير دهد.
    سطح بام
    سطح بام را مي توان بگونه اي به طرف بيرون بسط داد كه يك بام معلق يا يك تراس را بوجود اورد و درها و گشودگي هاي پنجره را از آفتاب و باران محافظت كند و يا مي تواند بصورت شيب دار تا نزديكي سطح زمين ادامه يابد. در اقليم هاي گرم، سطح بام مي تواند مرتفع ساخته شود تا عبور جريان هاي خنك هوا را از ميان فضاهاي داخلي ساختمان فراهم كند.
    سطح و گشودگي هاي ساختمان
    فرم يك ساختمان را مي توان از نظر سطوح مجزا بگونه اي تعبيه كرد كه گشودگي هاي ان در محل برخورد لبه سطوح عمودي و افقي ساختمان قرار گيرد. اين سطوح را مي توان بعدا مجزا كرد و با تغيير در رنگ، بافت و مصالح، آنها را نمايان تر كرد.
    حجم
    يك سطح اگر در جهت ناموافق با راستاي طبيعي خود گسترش يابد، تبديل به حجم مي شود. از نظر ادراكي يك حجم داراي سه بعد است:۱٫ طول۲٫ عرض و۳٫ ارتفاع.
    تحليل حجم
    همه احجام را مي توان بگونه اي تجزيه و تحليل كرد كه مشتمل بر اينها مي شود:۱٫ نقاطي كه چند سطح با هم برخورد مي كنند.۲٫ خطوط يا لبه هايي كه دو سطح با هم تلاقي دارند.۳٫ سطوح و يالهايي كه حد و حدود يك حجم را تعريف مي كنند.
    رابطه فرم و حجم
    فرم معرف اوليه خصوصيات يك حجم است. فرم بر اساس شكل و روابط مابين سطوحي كه حدود حجم را تعيين مي كنند، حاصل مي شود.
    انواع حجم
    بنابر تعريفي كه از حجم در واژگان طراحي معماري شده است، يك حجم مي تواند توپر باشد يعني فضاي داخلي با توده پر شده باشد، يا مي تواند تهي باشد يعني سطوحي اطراف فضا را محدود كرده باشد. پس داراي دو نوع حجم مي شويم:۱٫ حجم توخالي و۲٫ حجم توپر.
    حجم و فضاي معماري
    در معماري، يك حجم را مي توان به گونه اي ديد كه يا تكه اي از فضا شامل سطح ديوار، كف، سقف يا بام باشد و يا كميتي از فضا باشد كه توده ساختمان آن را اشغال كرده باشد. درك اين دوگانگي اهميت دارد، بخصوص هنگاميكه قرار است پلانها، نماها و مقاطع به صورت ارتوگرافيك درك شود.
    سطح و پلان و مقطع در معماري
    پلان و مقطع در واقع فضايي هستند كه بواسطه ديوار، كف و سقف يا سطوح بام تعريف شده باشند.
    نما و سطح بيروني ساختمان
    سطحي است كه حجم ساختمان از خلال آن رويت مي شود.
    اشغال فضا و حجم در معماري
    فرمهاي ساختماني كه به صورت اشيائي در محيط قرار مي گيرند مي توانند همچون احجامي كه فضا را اشغال كرده اند، ديده شوند.
    رابطه حجم و توده در فضاي معماري

    فرم هاي ساختماني كه به صورت ظرف هستند مي توانند بصورت توده هايي كه حجم فضا را تعريف مي كنند، عمل كنند.

    [تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند. ]
    عناصر معماری ایران
    هر بناى دورهٔ اسلامى چه بناى مذهبي، مانند مسجد ومدرسه و چه غيرمذهبي، مانند کاروانسرا و کاخ از فضاهاى گوناگون تشکيل مى*شود و گاهىممکن است فضاى تازه*اى به*صورت الحاقى به بناهاى ديگر اضافه شود؛ مثلاً مناره درمسجد که جزيى از بناست و به*طور مجزا هم کاربرد دارد.
    حياط و صحن
    ميانسرا – حياط و صحن – يکى از ويژگى*هاى معمارى اسلامى است. مساجد، مدارس و کاروانسراها عمدتاً داراى صحن يا حياط مرکزى هستند. ميانسرا بنا را از سروصدا و فعاليت زندگى روزمره و عادى جدا مى*کرد و هم نياز مسلمانان به وضوخانه و محل تطهير در مساجد و مدارس و نياز مسافران را به استراحت، بارگيرى و باربندى در حياط کاروانسرا تأمين مى*کرد. ميانسرا معمولاً به شکل مربع يا مستطيل بود. راه دسترسى به شبستان و راه*پله*ها، اتاق*ها و … از ميانسرا مى*گذشت و داراى دو يا چهار ايوان بود.
    ايوان
    از دوره اشکانى ايوان مورد استفاه قرار گرفته است و معمولاً از يک طاق آهنگ تشکيل مى*شوند از سه طرف بسته و به طرف ميانسرا باز مى*شود. ايوان*ها از اجزاى مهم معمارى بنا هستند. و موجب شکوه بنا مى*شوند و امکان ايجاد تزئين در بنا را فراهم مى*سازند. ايوان*ها، فضاهاى ورودى و خروجى هستند و از تابش آفتاب جلوگيرى مى*کنند.
    رواق
    رواق فضاهاى سرپوشيدهٔ ستوندار است و يا از چشمه طاق*هايى تشکيل يافته که در طرفين سحن يا ميانسراى مسجد يا اماکن مذهبى ساخته مى*شود. دهانهٔ اينگونه فضاها رو به صحن است و در ورودى مسجد را به شبستان يا گنبدخانه متصل مى*کند.
    گنبد
    گنبد از مهم*ترين عناصر معمارى است که از قبل ازاسلام بکار مى*رفته است. گنبدهاى ايرانى داراى اشکال مختلفى است که برخى از آنهاعبارتند از: گنبد مخروطى يا رُک، گنبد يک پوش، گنبد دوپوش و سه*پوش، گنبد پيوسته وگسسته. معماران ايرانى روى بناهاى گوناگونى مثل مساجد، مدارس و مقبره*ها، گنبدهاىزيبايى ساخته*اند. در دورهٔ اسلامي، گنبدها اغلب با کاشى*کارى معرق تزئينيافته*اند، مانند مسجد شيخ لطف*الله در اصفهان.
    شبستان*هاى ستون*دار
    اين شبستان*ها در طرفين گنبدها به *گونه*اى ساخته شده*اند که مى*توان با افزودن يا برداشتن دهانه*هايي، آنها را توسعه داد يا کوچک کرد.
    حجره
    حجره يا اتاق در اطراف حياط مرکزى يا ميانسرا بصورت مربع، مستطيل يا چند ضلعى ساخته مى*شد. در مدارس اين حجره*ها براى استفادهٔ طلاب و در کاروانسراها براى استراحت مسافران و گاه چله*نشينى و غرلت*گزينى درويشان بنا مى*شد.
    مناره
    مناره يا منار، بنايى کشيده و بلند است که در کنار بناهاى مذهبى مثل مدارس و مساجد و مقبره*ها ساخته مى*شدند. قبل از اسلام مناره*ها براى راهنماى بکار مى*رفتند و يا معرف آتشکده و آتشگاه*ها بودند و به آن ميل مى*گفتند. در دورهٔ اسلامي، احداث اين بناها گسترش يافت.
    در ايران منارهٔ مسجد جامع سمنان و دامغان از قديمى*ترين مناره*هاست. از دورهٔ سلجوقى به بعد بود که مناره*ها به صورت زوج به سردر ورودى يا بر ايوان اصلى احداث شدند. مناره شامل پايه، ساقه و کلاهک يا تاج و بخش*هاى پلکان و نورگير مى*باشد. مناره*هاى اوليه ساده بودند اما بتدريج با تزئيناتى چون آجرکاري، کاشى*کاري، مقرنس و کتيبه آراسته شدند.
    بادگير
    با توجه به شرايط اقليمى و جغرافيايى مناطق گوناگون ايران، معماران ايرانى شيوه*هاى مختلف را در شهرهاى گوناگون توسعه بخشيدند. بادگيرها در مناطق کويرى بدليل گرما رواج داشته است. هر بادگير شامل برج*هاى تهويه بر فراز ساختمان است. در بالاى هر برج يک رشته دهانه*هاى عمودى وجود دارد که در مقابل بادهاى وزان قرار گرفته و براى گرفتن نسيم و هدايت آن به اتاق همکف يا زيرزمين، تعبيه شده است. در شهرهاى کويرى مانند کاشان، يزد و کرمان از بادگير در بناهاى مختلف به نحو مطلوب استفاده شده است.
    پله
    راه*پله*هاى مارپيچ مناره*ها و پله*هايى که بهفضاهاى داخلى و خارجى بنا يا به پاشيرهاى سراشيبى آب*انبارها منتهى مى*شوند، اهميتويژه*اى در معمارى دارند. بعضى مواقع پله*ها وسيلهٔ سبک کردن حجم*هاى ساختمانى نيزهستند.
    مدرسهٔ غياثيهٔ خرگرد، هشت دستگاه پله دارد. مسجد کبود تبريز نيز پله*هايى در شش قسمت دارد. در ساختن پله*ها اغلب از آجر استفاده مى*شود.
    سردابه
    در تعدادى از آرامگاه*ها، محل تدفين در طبقه*اى پايين*تر از سطح زمين ساخته مى*شد. احداث سردابه بيشتر در آرامگاه*هاى شمال و آذربايجان مرسوم بوده است. در اين بناها طبقه همکف محلى براى زيارت يا مراسم مذهبى بوده است.
    منابع: ایران معمار - [تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند. ] (انجمن تخصصی عمران و معمار) " جهت کپی برداری ذکر منبع الزامی میباشد "



    [تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند. ]
    کاربر مقابل پست Ar Sa عزیز را پسندیده است: SIAMAK-TORKASHVAN7



    خـــدا صـــدامــو میـــشنوی؟ ... بـــاور کـــن بـُــــریـــدم... بُــــریدم از آدمـــهای ایــــن زمیــــنت خـــــدا...

    خســـته نیـــستم امــــا خســــته م کــــردن...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

، http، iromran، فلز، فوق، فولادی، فونداسيون، فضاهای، قالب، قدیمی، قطر، كف، كنترل، كه، لوکس، مفهومی، مقاله، مهندسی، مورد، میان، مبتنی، متفاوت، مسیر، مشکلات، مشخصه، مطالعه، معماری، معمارانه، نقش، چون، نویسنده، چگونه، ندارد، نظريه، هلندی، همچنین، همراه، هنج، هنري، هنری، هیچ، هاي، هزاره، وقتی، ويژه، ویژگی، يك، کمانش، کبود، کدام، گفتگو، گوشه، گسترده، پله، پنج، پیش، پایداری، پذير، پردازان، www، آنچه، آندو، آینده، آب، آرامش، الگوی، امید، انواع، انگلستان، انديشه، اندیشه، اینکه، ابتدایی، ابزار، احداث، ادغام، ارتور امید اذری، استفاده، استون، اشاره، اصطلاح، اعمال، اعضاي، بنام، بناهای، به، بوسیله، بینی، بیان، بیست، بکار، با، بافتهای، بايد، باز، بحث، برابر، برخي، بررسی، بزرگان، بسط، بصری، تقسیم، تالیفی، تاثير، تاج، تاریخی، تبديل، تجاری،، ترکیه، ترکیب، ترجمه، تزیین، جلوه، جمعیت، جزئی، حلقه، حياط،، حضور، خلق، خم، خوش، خدمات، خرده، خطی، دفاع، دهنده، دومین، دیوار، دیدن، دیده، دگرگون، دایره، داخلی، دادن، رفتار، رنگ، روابطي، روح، ريزي، ریزی، زمانی، زده، سقف، سامان، ساختمانهای، ساده، سازه، سازه،، سبک، سردر، شهرسازی،، شيوه، ضرورت، عمق، عمودی، عمران، عبور، عرضي

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
وبسایت تخصصی مهندسی عمران و معماری به عنوان یکی از نخستین سایتهای تخصصی رشته های مهندسی، خدمت رسانی خود را در سال 1389 آغاز کرد.
تمامی فایلها و آموزشهایی که در سایت قرار می گیرند بصورت کاملا رایگان بوده و هدف ما ارتقا سطح علمی دانشجویان و مهندسان عزیز کشورمان بوده است.

اکنون ساعت 15:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
ایمیل مدیریت سایت پست الکترونیکی مدیریت سایت: iromran@yahoo.com
X بستن تبلیغات
سيستم همکاري در فروش فايل سل يو