سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده و رمز عبور خود را فراموش کرده اید از طریق ايــن ليـــنک آنرا بازیابی کنید.

مهندسی تحریف بخشی از تاریخ

پاسخ یاب یافتن سریع پاسخ ها ویژه آزمون نظام مهندسی

جهت آپلود فایل در سایت از قسمت آپلود سنتر استفاده کنید.

برای مشاهده راهنمای استفاده از امکانات سایت و روش ایجاد تاپیک جدید اینجا کلیک کنید.

برای ارتقا عنوان کاربری خود به کاربر ویژه و دسترسی به بخش ویژه VIP اینجا کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: مهندسی تحریف بخشی از تاریخ

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    فروردین -۱۳۹۳
    عنوان کاربر
    پاسخگو و راهنما
    محل سکونت
    مشهد
    مقطع تحصيلات
    لیسانس
    رشته تحصيلي
    عمران
    نام دانشگاه
    دانشگاه تبریز
    سال اخذ مدرک
    1352
    پایه نظام مهندسي
    پایه یک :نطارت واجرا
    نوشته ها
    367
    پسندیده
    695
    مورد پسند: 1,128 بار در 350 پست
    میزان امتیاز
    1063

    Lightbulb مهندسی تحریف بخشی از تاریخ

    مقدمه: انچه که ملاحظه خواهید فرمود بررسی و تحلیلی مختصر از دیدگاه نگارنده بر اساس استدلال و تحلیل "مهندسی-ریاضی" یعنی روش حرفه ای شما همکاران و من می باشد.فرقی که روش ما با انچه که این روزها در جامعه رسانه ای و مطبو عاتی کشور ما مصطلح شده است -دارد , اینست که روش مهندسان بر مبنای "تعریف درست وواقعی وعلمی این "واژه است. مهندس اسم فاعل کسی است که "هندسه"می داند. و هندسه اسم معنی وخاص علمی است که :در ان از اندازه گیری وسنجش
    و سنجش ومقایسه احجام واشکال وروابط "قانونمند وقابل اثبات"بین انها بحث می کند. بار واقعی معنایی این علم قدیمی براساس و محوریت ان اصولی است که فلسفه علمباید بر ان صحه گذارد. اصرار ما بر فرد -فرداین وا ژه هادر درست "بکار بردن انها به روش علمی " انگونه که اگر :بیکن-کانت-دکارت -نیوتن-هیوم-راسل -سارتر-هایدگر-و...دیگر فلاسفه واندیشمندان بران بنگرند:به پسندند وتایید کنند. که تعریف علمی وقانونمند چنین است: قانونمند وعلمی بودن تعریف "بار معنایی بزرگی زلزله توسط ریشتر چنان است که تو همکار مهندس انرا پسندیده وتایید کرده ای -نه ان چنان که دیگران اشتباه انرا از رسانه ها استماع کرده و تایید می کنند.".
    هندسه :Geometery یا علم اندازه گیری وقیاس واستقرای (به معنی فلسفی ان ) سنجش مقایسه اشکال وابعاد فیزیکی را در واقع باید دست اوردی از سرزمین باستانی علم وتمدن وجایگاه اهرام ثلاثه یعنی:مصر دانست.این شاید یکی از ابتدایی ترین وشروع تحریفات اروپاییان باشدکه در متون و انسیکلوپدیای دپارتمانهای دانشگاهی و کتابخانه ای "مرجع"(رفرنس) و باستان شناسی ظهور هندسه را از یونان (که بهر حال عضوی ازفدراسیون اروپاستمعرفی نموده اند. ودر حقیقت این تعریف را به عمد تحریفکرده اند ودر جا انداختن وتعو یض جایگاه وخاستگاه هندسه از مصر به یونان موفق شده اند اگر چه یونان باستان به مانندایران زمین- بابل(عراق فعلی)- فنیقیه(سوریه ولبنان فعلی)-چین(دوران امپراطوری سلسله مینک وساخت سازه های شگفت انگیز چون دیوار) -روم(غربی(ایتالیا)و شرقی(بیزانتیون یا بیزانس ) استانبول فعلی -هند -خود در صف اول قافله تمدن قرار داشت وخودخاستگاه فلسفه وهنر( تیاتر-پیکر تراشی-ومعماری)است و معلمان نخست وثانی فلسفه واخلاق :ارسطو-افلاطون-سقراط را به بشریت هدیه نموده است - اما این 10 ملت پیشاهنگ تمدن جهان وصف اول کاروان فرهنگ بشری همچون ایران -فقط در حد ابداع-کشف واختراع ودر نهایت معرفی فرهنگ ومعرفت متوقف شدندو این اقوام اروپایی برخاسته از خواب چند صد ساله بودند که باپشتکاری حیرت انگیز خود این نهالهای علم ومعرفت را از چنگ اقوام باستان در اورده و در اروپا غرس نموده و تبدیل به بوستان وگلستان "رنسانس"کردند.علم هندسه در واقع دست اوردهای پراکنده ریاضی مصریان بود که جهت مساحی(جد باستانی تاکیومتری-ژیودزی-توپو گرافی فعلی) و مثلث بندی(ابداع اولین پلیگون بندی بشر در نقشه برداری ابتدایی )با ابعاد (مصریان باستان در برخی از کتیبه های هیروگلیف که بدست باستان شناسان انگلیسی افتاد به انها اعداد طلایی:3-4-5 می گفتند) مثلث قایم الزاویه واستخراج عمود اراضی حاصل خیز ابرفتی نیل را بین کشاورزان تقسیم می کردند. چیزی شبیه به سازمانهای زمین شهری وثبت املاک فعلی ولی در 500 سال قبل از میلاد مسیح!.بعدها یونانی ها توسط اقلیدس و فیثاغورث این علم را به کمال وپیشرفت رسا ندند.
    این شمه بسیار فشرده از ان جهت عرض شد که :بکار بردن اصطلاح "مهندسی فلان موضوع اجتماعی" نه از نظر بار معنای علمی باستانی ان ونه از نظر مفاهیم علمی صرف هندسی ومهندسی فعلی - هیچکدام صحیح نیست. واین کلمه می رود شبیه بسیاری از واژه های پر بار علمی ماهیت واقعی خود را از دست بدهد.
    انچه که اصحاب رسانه ومطبوعات در کارهایی که :جنبه های اماری-جامعه شناسی-یا سیاسی واقتصادی دارندودر حوزه روشهای این امور تعریف می شوند را با اصطلاح:مهندسی" بیان می دارند برداشت سطحی از بار معنایی این تعریف است که در جای خود استفاده نشده اند.اشتباه انها بیشتر ناشی از "تصور طراحی-برنامه ریزی-محاسبه-برپایی یک یا چند سیستم فیزیکی ویا مدل کردن توسط مهندسان است."-اما انتخابات فرضا شورای شهر یا محله طراحی وبرنامه ریزی خاص خود را دارد وبه روند ان نمی گویند "مهندسی!". مهندسی صرفا طراحی و برنامه ریزی به ان مفهومی که اینان می ا ندیشند نیست. مهندسی حتی درحوزه اصلی خود :معماری-سازه-سیستم ها-برنامه ریزی-کنترول ومدیریت ودها مورد دیگر که شما مهندسان خوب می دانید من چه می گویم -هم باهم فرق دارد.شاید بنظر مقدمه دارد طولانی می شود.ولی من از فرصت استفاده کرده و توضیحاتی اندک را بعرض رساندم. بحث ما به تحریفی همچون صدها نحریف و جایگزین کردن معانی در اذهان بشری است. متاسفانه این تحریف ونادرستی توسط :مورخان دانشمندی همچون :هرودوت-گزنفون-پلوتارک صدها سال قبل از میلاد مسیح صورت می گیرد. والبته بعد نیز توسط مورخ یونانی قرن اول بعد از میلاد مسیح:دیودور سیسیلی و دیگران ادامه می یابد.با شاخ وبرگ بیشتر. و سرانجام ومستشرقین بزرگ ونامدار اروپایی با رمز گشایی :حروف (اشکال گونه) هیروگلیف-سانسکریت و خط میخی و پهلوی - یونان باستان -رم از الواح بدست امده موفق به مقایسه بسیاری از متون هرودوت با الواحی که اکنون نیز در موزه ها هستند می شوند وتفاوتها و اغراق های حیرت اوری می شوند.اما متاسفانه وبسیار صریح باید گفت : خیانت گونه(که دانشمند باید حقیقت را بگوید) عامدا چشم برهم می نهند و به استنساخ از متون تحریفی کاتبان ومورخان مذکور به زبانهای:انگلیسی-فرانسه-المانی-ایتالیایی-از نسخ لاتین ویونانی می کنند. و از کتیبه معروف داریوش هخامنشی همان که با این جملات بخط سانسکریت ومیخی شروع می شود :" ا-دم-داریو وش-ویشتاسپه -هیه پورسا-ارشامه هیه -نپا و....."یعنی به فارسی امروز ما :منم داریوش پسر ویشتاسپ و نوه ارشام...- که بعد نبرد سالامیس خود را با یونانیان شرح میدهدواز پهناوری ایران یا امپراطوری پارس با مساحتی در حدود48 میلیون کیلو متر مربع(6برابر مساحت اتازونی یا ایالات متحده فعلی!) کامل سخن می گوید سعی می کنند مطرح نکنند.وسخن بمیان نیاورند که هنوز بعد از 3000 سال از ان شکستهای تاریخی -چون متون رفرنس دانشگاهی و مرجع اروپا-را تحریف استنساخ کرده اند د
    واقعراه ر باز گشت را بسته اند. تحقیق وبررسی با روش مهندسی سازه ای وهیدرولیکی! اولا موضوع اصطلاح "مهندسی کردن موضوعات را با انچه سطحی وغلط جا افتاده است برایتان باز می کند ومهمتر تحریف وکشف علمی این تحریفات را نشان می دهد.".
    نبرد تاریخی ترموپیل بین :امپراطوری پارس و کشورهای متحده IONI(یونان) و"بررسی وتحلیل مهندسی در رخدادهای ان":
    دوستان قبلا بگویم یکی از مطالعات مورد علاقه ام د ساعات فراغت کارگاهی دربیابانها(کارگاههای راهسازی-سد- جزایر وغیره) مطالعات متون تاریخی وفیزیک وهنر و شهر سازی بود . گاه ساعتها در باره این متون در کانکس خود فکر میکردم.بمرور در یافتم متاسفانه بسیاری از انها ان طوری که اتفاق افتاده اند بیان نشده اند.بلکه اتطور نوشته شده اند که نویسندگان اتها "میخواسته اند اتفاق بیا فتند." متاسفانه تاریخ کشور عزیز ما بسیار تحریف گشته است.
    واقعه ونبرد ترموپیل یکی از این موارد استاین نبرد سنگین وپر هزینه در 480 قبل از میلاد مسیح بین امپراطوری پارس(کشورهای متحده ایران) و امپراطوری یونان (کشورهای متحده اتن واسپارت وایبری و...) در گرفت. متصرفات این دو ابر قدرت باستانی در واقع کشورهایی بودند که جزو متصرفات انها بودند وخراج سالانه به دولتهای مرکزی ایران ویونان می پرداختند. در حقیقت هر کدام از این امپراطوریها نوعی فدراسیون یا ایالات متحده ویا جماهیری به مفهوم امروزی می توان تشبیه کرد. یونانیان که هنوز خاطره تلخ نبرد وشکست سنگین سالامیس از داریوش بزرگ را فراموش نکرده بودند مرتب برای امپراطوری پارس مزاحمت ایجاد می کردند.
    از جزییات می گذرم -سر انجام با کشته شدن سفرای ایرانی که برای مذاکره اعزام شده بودند بدست یونانیان -بهانه را بدست خشایار شاه پسر داریوش داد .واو که مردی دلیر و امپراطوری مغرور بود تحمل این بی حرمتی ها را نیاورد .هرودت مورخ نامدار که در بیشتر جنگها در التزام رکاب فرمانده سپاه یونان بود وخود نوشته:در بیشتر این جنگها -من که سرباز نبودم به بالای تپه ها وصخره ها می رفتم وبخوبی صحنه نبرد را می دیدم.من جنگهای زیادی را شاهد بوده ام اما در کمتر قومی دلاوری و جنگاوری مانند سربازان پارسی را دیده ام.

    اما فراموش نکنیم : این مورخان بزرگ هم انسانهایی بخصوص با عرق ملی شدید (مثل همه ما) نسبت به کشور خود بوده اند. وحق دارند از تحقیر سزمین خود رنج برند"اما سخت است وبسیار سخت ":که بی طرف -حتی واقعیت را بگویی وقتی کشورت -در اثر این نا کامی -برای همیشه لکه دار می شودبه او باید حق داد. به مردی دانشمند -متفکر-مورخ وکاتبی بزرگ انهم از سرزمینی افتخار افرین چون یوتان -یکی ازچند پیشاهنگ تمدن بشری.(که این کشورها دیدید :از تعداد انگشتان دودست کمتر بودند.)
    علیهذا : تحریفات از سر عشق به سربلندی کشورش -ضربه سنگینی به حیثیت تاریخی یونان وارد کرد-واکنون به بسیاری از نسخ هرودوت وگزنفون ومرحع غرب واروپا باتردید نگاه می کنند. اما ارزش کار او در ثبت وقایع هنوز مورد توجه است.
    مسیله مهم دیگر اینکه
    یادتان باشد:وقتی از بررسی تاریخی 480 سال قبل از میلاد :کشورهای تحت سلطه ایران(استانهای بز رگ ایران و فدراسیون انها در اتحاد از همه نظر وگسیل نیرو در مواقع لازم) "عربو نژاد سامی نبودند.: سوریه-مصر-لبنان-عراق-خوزستان ایران-اردن-(زادگاه مسیح)-اورشلیم- عرب نبودند. زمانی که این کشورها گاهواره تمدن بودند -اعراب بدوی واقوام سامی بحالت وحشی ونیمه وحشی و بیابانگرد -زندگی می کردند. این ظهور اسلام بود که انها را :اول با خوی انسانی اشنا کرد وسپس فهمیدند "چیزی هم هست که بان تمدن گویند". این شرف و پیشرفت را "اسلام" به انها داد. نکته مهم دیگر **تا یادم نرفته (مرا ببخشید -نامنظم است- خود بخود دارم می نویسم.):این ایران بود که زبان عربی را در خود هضم کرد و عرب نشد. واین دبیران و صدر الاعظم ووزرای ایرانی بودند که دیوان سالاری وسیستم اداری را به اعراب ودیگر اقوام بدوی اموختند. گفتم زبان مردم سوریه ولبنان واردن ومصر -ارامی -ودر بخشهای گوناگون این کشورها : پارسی-هندی-کلدانی-اشوری-و زبانهای محلی خاصی بوده است که اکنون منسوخ شده اند. مسیح-ایلیا- یحیی تعمید دهنده(در رود اردن) - وبسیاری از پیامبران بنی اسراییل و اوالعزم "برخاسته از شامات یا همین سوریه ولبنان فعلی بوده واز نزاد یهود وبزبان ارامی سخن می گفتند( من تصورم بر اینست که ریشه واصل زبان ارامی از ایران بوده است.این را در 1345 نمی دانم ویادم نیست در کدام رفرنس خواندم). عدم تحلیل رفتن قومی ونژادی وزبانی ایرانیان پس ازظهور اسلام در فرهنگ عرب : قدرت فرهنگ وتمدن ریشه دار ایران و اصالت مردم این کشور را می رساند. و شگفت انکه :اعراب-مغولها-یونانی ها(تسلط بر ایران و500 سال حکومت سلسه یونانی نژاد سلوکیه )-ترکهای اسیای میانه (غز-سلجوقی-قبچاق-غزنوی-قاجارو....) همه در فرهنگ وتمدن نیرومند واصیل ایران زمین حل و متمدنشدند.
    تمدن ایران خیلی چیزها به اقوام دیگر اموخت. یادم نیست کدام مورخ گفت.: استفاده وتربیت اسب را اعراب از ایرانیان اموختند.انها فقط با شتر سر وکار داشتند ودلیل حرف خود را همواژ ه :فرس( force-از نظر طرز تلفظ نوشتم با فرس انگیسی-نیرو-اشتباه نشود.) در عربی :یعنی :اسب. مورخ مذکور که متاسفانه یادم نیست که بود (شاید روزی شانس بیاورم واستاد خسرو معتضد چشمشان باین داستان افتد و بر بنده منت گذارند و راهنمایی فرمایند .) -ورود کلمه فرس بزبان عرب را همان"فارس" می داند ونشانه بکار بردن احترام اعراب به :بزرگی-اصالت-نجابت این حیوان بوده است.مثل زمانی که عوام الناس در مرغوبیت کالایی می گویند :المانی یا زاپنی است. اگر چنین باشد که ان مورخ نوشته بود این نمایانگر "فرهنگ وتمدن بالای فارس یا پارس یا ایران بوده است. ایشان ادعا نموده بود اسب نزاد عربی فوق العاده عالی است ولی اعراب : بدلیل بدوی بودن وفرهنگ پایین هیچگونه شناختی علمی از این موهبتی که داشتند -نمی دانستند. واین "فارس یا پارس "بود که تربیت و اصلاح نزاد جهشی را بانها اموخت.وچنین شد که عرب باین عالی ترین نزاد اسب :فرس می گوید. مرا ببخشید این حواشی بذهن می اید وبهر حال هر یک دلیل فرهنگ بالای امپراطوری پارس. برگردم سر بحث اصلی خود: نبرد تر مو پیل. جناب هرودوت با نثر زیبا ومتین خود شروع به شرح ما وقع می کند. ولی شگفتا که هر چه جلو میروی متوجه می شوی قلم توانای این مرد بزرگ چگونه مقهور اندیشه های مغرضانه و قضاوت های یکطرفه و کینه توزانه او در برابر برتریهای ایرانیان بر قوم و کشور او می گردد وناچار می شود دست به تحریفات وتغیراتی بزند که برخی چنان گزافه وخلاف هستند که وقتی با اهل فن اروپایی و غربی در میان می گذاری شرم الود پوزخند زده وسر بزیر می اندازند وحرف را عوض می کنند. باری- من بطور خلاصه وسریع کل کتاب وگزارش اورا در برشهای زیر مطرح وباهم تحلیل مهندسی -انطور که تودانی ومن-نه انطور که رسانه ها به اشتباه تحلیل مهندسی می گویند و فرقش را فوقا گفتم- گزارش تاریخی او را بررسی می کنیم.
    1-او می گوید من پس از مشاهدات زیاد و مخفیانه متوجه شدم سپاه پارسیان متشکل از گردانهای سنگین اسلحه(قلعه کوبها و منجنیق ها و سواره نظام زره پوش) -ولشگرهای سبک اسلحه وکمانداران -که با شمارش سانتوریونها(هرودوت مورخ نظامی بود و با درجات و تقسیمات واحدها اشنایی کامل داشت واز طرفی بنیان گذار درجات نظامی یونانیان ورومی ها بودند-سانتوریون در ارتشهای یونان وروم افسران ارشد معادل کلنل امروزی ودر این رتبه ها محسوب می شدند. در ارتش ایران ساتراپ معادل ان بود که به فرمانده و فرمانداران شهر ها(شهر بان) هم اطلاق می شد. فرمانده لژیون(در حد لشگر ارتشهای امروز -هر لشگر شامل دو تیپ 8 تا 10 هزار نفری حدود 20 هزار نفر) وفرمانده لزیونر های یونانی ورومی "ژنرال" معادل سر لشگر امروز بود. بنابر این با شمارش پرچمها و ارم ونشانه های منقوش بر انها تخصص و نوع واحد مشخص می شد والبته این تقسیمات نظامی مختص تمدنهای پیشرفته انزمان امپراطوریهایی در ردیف :ایران-روم-یونان -چین-اشور وبابل بود.
    اولین اغراق وگزافه وتحریف هرودوت از همین جا اغاز می شود. او نتیجه می گیرد وادعا می کند بر اساس مشاهدات او : تعداد لشگرهای :پارسیا پرژ ن ها :نزدیک به سه میلیون سواره وپیاده و ارابه های تهاجمی است. او سپس از مشاهدات جاسوسی خود وافراد تحت امرش (اولین سازمان وگروه اطلاعاتی ارتشهای ان دوره!) از نیروی دریای ایران بالغ بر 3000 فروند کشتی جنگی سخن می گوید و می نویسد: براساس حساب من یک میلیون جنگاور درنیروی در یایی در این 3000 کشتی جنگی مستقر هستند. لجستیک وتدارکات وخدمه واستادکاران (اهنگر ونجار و....) و مهندسان ونقشه برداران ان زمان را هم یک میلیون نوشته است. ودر نهایت پس ا ز دهها صفحه استدلال منویسد:بر اساس محاسبات فوق(ضرب وتقسیم های افراد زیر هر پرچم وبیرق و درون سفاین دریایی ) من سپاه پارسیان را نزدیک به :پنج میلیون! نفر دیدم.!. در حالی که تمام جنگاوران ما بزحمت به ده هزار !می رسند.!. اغراق وتحریف اول.
    2- کشورهای متحده یونان یا بزبان امروزی شهرهای عمده امپراطوری وایالات متحده (فراموش نکنید یونان مهد دموکراسی بود وتمام اقوام ان مثل ایالات متحده امریکای امروز مستقل در امور خود بودند ولی در باطن یک پارچه واین تمدن وقانون مدنی پیشرفته یونان را نشان می دهد که 5000سال است الگوی حتی امریکای امروزی واروپاست.دمو+کراسی هر دو واژه های یونانی هستند.) شورای نظامی تشکیل می دهند. اینها را هرودوت با شرکت در این جلسات نسخه برداری کرده وامروز بدست ما رسیده است.انها شروع به طراحی سیستم پدافند خود می کنند.وعجب انکه هشدار وتوصییه یکی از افسران دلیر وارشد خود بنام "اسکندر یا الکساندر"را که از مقدونیه شهری کم اهمیت در مقابل اتن واسپارت بود وجوانی او چندان اهمیت نمی دهند. به هشدار اسکندر مقدونی افسرارشد وجوان مبنی بر احتمال حمله خشایارشاه از جنوب ودور زدن ترموپیل در حضور بلند مرتبه ترین زنرالهای سالخورده توجهی نمی شود. وبعدها تاریخ نبوغ خارق العاده نظامی او را در پیش بینی درست ودور زدن تنگه ترموپیل که پاشنه اشیل وضعف یونانیان بود در حمله ایرانیان از همین جناح نشان داد. ما ازادامه وجزییات صرفننظر میکنیم.
    3-تنگه ترموپیل گردنه ای است بین کوه:ادیته و خلیج مالیک قرار دارد.عرض معبر تنگ -یکطرف کوه ویک طرف مشرف به پرتگاهی که در پایین باطلاقی بزرگ وجود داردتامن خود تا زمانی که انجا را از نزدیک ندیده بودم -وضعیت بد وخطرناکش برایم مبهم بود. موقعیتی پیش امد. و در سال 1385 با مخارجی نه چندان زیادوصد البته با احترامی بسیار بیشتر از امروز برای :ایرانیان در همه جا- با یکی از همین تورهای سیاحتی به:ترکیه-یونان-ایتالیا-وبالعکس در 30 روز همراه با گروهی از مردم مشهد -جایتان خالی -عازم شدیم. دربخشی از سفر دیدار از :گردنه ترمو پیل دست داد"تقریبا همانطور بود که گفته بودند.عرض کم :حدود 4 متر -شایدم کمتر -متر نداشتم- حداکثر جوابگوی یک ارابه جنگی وهم عرض سپر یک پیکان سواری تالبوت!.سال85!. -کافی بود اسبها رم کنند تا یا بقعر دره بروند یا راه دیگران را سد کنند. ما مسیری طولانی وبد وناهموار (شبیه کوهنوردی ارتفاعات ابشار دو قلوی تهران در بالای شمیرانات وپس قلعه در سالهای :1352-1354را که جوان بودیم وبه شیر پلا و کوهنوردی می رفتیم) در حدود 50تا60 کیلومتر در پایین با شیب بطرف بالا داشتیم. البته شبیه کافه "عبدل ریش !ان دوره ما- اینها هم داشتند که نوشیدنی وقهوه بود وتخته نرد وقلیان ایرانی که بغلط به "ترکی(عثمانی)معروف بود.(اینهم شبیه سرقت :از حمام عمومی ایرانی بنام حمام ترکی! گرفته تا مولوی!!.)- از بالا براحتی می شد هم چیز را روی سر افراد در تردد جاده تنگه ریخت!. جلوتر کتیبه ای زیبا نصب کرده اند: به زبانهای زنده:
    "در اینجا پادشاه!اسپارت با :300! نفر از سربازان خود جلوی سپاه دو میلیون!! نفری پارسیان را گرفت وانها را شکست! داد . ولیونیداس وهمه این سربازان به شهادت! رسیدند. و البته بصورت قطعه ادبی است:ای رهگذر که از این جا می گذری در اینجا مردانی خفته اند که......خلاصه وکل داستان همان بود که فوقا گفته شد. تحریف واغراق دوی اینجا صورت می گیرد. به ان خواهیم پرداخت.
    بررسی ها و شروع "تحلیل مهندسی" انچه تا کنون فشرده گفتیم:****important .
    1-فرض کنیم محاسبات و درج تاریخی حضرات:هرودوت-گزنفون-پلوتارک و دیودور درست باشد.(فرض محال) : فاصله و مسافت طی شده ما از همان مسیر دقیق یادم نیست -ولی با اتوبوس مجهز و مبله ! اسکانیای سویدی (نه کپیه چینی!) حدود:3000km<length way<4000km - جاده را هم تخت وبدون شیب! می گیرم-از نیروی در یایی صر فنظر می کنم و فقط سه میلیون (جل الخالق!!) لشگرهای سوار و پیاده را در نظر می گیرم -در جهت کمک به فرمایش ا یشان!.
    اگر هر سوار نظام را بابعادی حدود :2x1 متر و هر ارابه را :2.3x1.65m بگیریم(این اعداد ارفاقی هستند -فضای اشغالی بیشتر از این ها می باشد.). یک میلیون سرباز سبک اسلحه-یک میلیون ارابه های جنگی وگردانهای زره پوش -0.5 میلیون گاریهای تدارکات لجستیکی:اب-غذا-وسایل و ظروف و مایحتاج دیگر -یکی میلیون سواره نظام وکمانداران سبک اسلحه-طول این سپاه :
    یک میلیون پیاده سبک اسلحه (طول هر یک یا فضای اشغال موقع راه رفتن با عمود نگهداشتن نیزه! حدود 70 سانت! ) می شود : 700000متر یا در 10 صف فرضی میشوند:70 کیلو متر - 0.5 میلیون گاریهای لجستیکی واشپز خانه صحرایی:2.3x0.5x1000000=1150000m=1150km که در صفوف 10 نفره (با اشغال عرض حداقل20 متر .) می شوند :115کیلو متر. و0.5 میلیون زره پوش :115 کلیومتر ویک میلیون سواره نظام وکمانداران:200 کیلومتر . یعنی سپاهی به طول : .2x115+200+70=500kmتجسم
    فرمایید در عرض 20 متر تنگاتنگ -انهم در جاده های خاکی و باریک ان زمان -شما باید در طول 500 کیلومتر ! مسافت 3 تا 4 هزار کیلومتر را به پیمایید.! ما با اتوبوس مجهز تور وبا سرعت متوسط 100 کیلومتر در ساعت (بدون ایستادن) 30 تا 35 ساعت وبا توقف استراحتی و ایست بازرسی : 3 روز در راه بودیم.سرعت ان سپاه را اگر در هر ثانیه یک متر هم محسوب کنید در هر ساعت متوسط 3 تا 3.5 کیلو متر و روزی 10 ساعت راه پیمایی برایشان منظور کنید می شود:30 کیلومتر .در حالی که اینها در رودهای بین راه شستشو وپخت وپز و استراحت چهار پایان راهم داشته اند. با ارفاق ما وهمین 30 کیلومتر(که زیادی خوش بینانه است) -100روز یا 3 تا 3.5 ماه طول کشیده که بنظر من باید حد اقل عدد :6 ماه را پذیرفت(بیماری-در گیری های بین راه-تامین اب واذوقه و....)-حال بیایید مقدار اب وغذا را حساب کنید. کالری پایه حد اقل یک مرد معمولی نه جنگاور حرفه ای-را در نظر بگیرید.:2000 تا 2500 کالری. حداقل هر مرد در روز 2کیلو هم غذا بخورد میشود :شش میلیون کیلو یا 6000تن!در روز که اگر خیلی بنظرتان زیاد!است روزی 2 کیلو غدا ی یک مرد جنگی-رقم را برای گل روی شما 5000 تن در روز می گیرم.علوفه اسبان و چهار پایان دیگر :روزی4تا 5 کیلو -می شود 5000تن وحداقل :3000 تن در روز .یعنی:برحسب شاخص معادل :گندم یا جو :انسان وحیوان می شوند روزی:8000تن.!
    در مورد اب شرب :انسان ان روز بدون استحمام مرتب و فقط شرب وسرانه اش برای پخت غذا (فرض که در رودهای بین راه خود را بشوید) روزی 100 لیتر هم که بگیریم می شود:300 میلیون لیتر وبرای حیوانات هر راس روزی 300 تا 400 لیتر می شود:350 میلیون لیتر که جمع به حداقل:700 میلیون لیتر یا رند شده :روزی یک میلیون متر مکعب!! یا یک میلیون تن اب!.
    نتیجه نهایی و تحلیل مهندسی: من از جزییات نبرد ودروغ های بعدی این مورخین از قبیل 20000تلفات ایرانیان در برابر 300! نفر انهم در کوره راه 4 متری عرض گردنه-عقب نشینی!! خشایار شاه- و وانمود جلوه دادن پیروزی یونان! و قلب وتقلب در مندرجات ان تابلوی کذایی که روزانه به صدها توریست نشان می دهند-گذشتم. وقت جواب به تک تک این مسایل را نداریم. اما خود فکر کنید:

    1لف=من در مسیر هم دیدم -برخی از شما عزیزان هم احتمالا سفر داشته اید -مگر چقدر رودخانه در مسیر وجود داشته ودارد که جواب این حجم مصرف اب را بدهد؟ ب= مگر چقدر شهر وروستا در مسیر بوده که بتواند جواب هزاران تن مصرف مواد غذایی را بدهد.؟ مضافا اینکه ما اصلا دو میلیون نیروی در یایی را در محاسبات خود دخالت ندادیم.
    ج- اما هرودوت ودیگر مورخین اروپایی(قرنها بعد با مطالعه متون واسناد مورخین باستان) به یکی از نبوغ امیز ترین تاکتیک های جنگی در "ابداع اولین پل شناور جهان توسظ ایرانیان "اعتراف کرده اند. خشایار هخامنشی دستور داد از بستن قایق ها وکرجی ها بهم وتخته کوب کردن روی انها این پل شناور ایجاد گردد وسپاه قدرتمند ایران در میان حیرت و شگفتی یونانیان از در یای اژه گذشت.بعدها اداره ورسته مهندسی ارتش امریکا :اولین سری پلهای شناور (که رویه یا کف محل عبور از ورق اجدار پوشش شده بود وبصورت قطعات پیش ساخته روی شناور های لاستیکی بهم چفت وقفل می شدند)را با الهام از این ایده ایرانیان ان دوره -بعد از جنگ جهانی دوم به نام:M4T6 را مورد استفاده قرار داد .که قادر به حمل وعبور تانک-نفر بر زرهی و توپخانه هستند.
    د-بنابراین ملاحظه فرمودید: تحلیل مهندسی وریاضی یک روی داد (اگر چه غیر فنی) با انچه این روزها در مظبوعات به"مهندسی رویدادها" مصطلح شده است بسیار فرق دارد. ودیگر اینکه بسیاری از روبدادها باید با تحلیل ریاضی-فیزیکی ویا براورد مهندسی بررسی وباز بینی شوند. با استفاده از چنین باز نگری هاست که استادان بنام تاریخ و السنه و متون باستانی :امریکا واروپا :در کتب جدید خود وتدریس ها : مرقوم داشته اند واصلاحیه داده اند: سپاه پارس بین 70 تا حداکثر 200 هزار نفر بوده است. و برخلاف تحریفات فعلی اروپاییان : ایرانیان پیروز و تمام خاک یونان را تا ظهور اسکندر مقدونی ضمیمه امپراطوری پارس نمودند.(هر چند امثال جناب الیور استون را خوش نیاید!.). پایان.

    ویرایش توسط SIAMAK-TORKASHVAN7 : ۳۰ ۰۲ -۱۳۹۳ در ساعت 12:31
    2 کاربر مقابل پست SIAMAK-TORKASHVAN7 عزیز را پسندیده اند: admin,sarbaz121

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
وبسایت تخصصی مهندسی عمران و معماری به عنوان یکی از نخستین سایتهای تخصصی رشته های مهندسی، خدمت رسانی خود را در سال 1389 آغاز کرد.
تمامی فایلها و آموزشهایی که در سایت قرار می گیرند بصورت کاملا رایگان بوده و هدف ما ارتقا سطح علمی دانشجویان و مهندسان عزیز کشورمان بوده است.

اکنون ساعت 15:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
ایمیل مدیریت سایت پست الکترونیکی مدیریت سایت: iromran@yahoo.com
X بستن تبلیغات
سيستم همکاري در فروش فايل سل يو